دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جهاد؛ اصلاح جامعه و امنیت مردم

No image
جهاد؛ اصلاح جامعه و امنیت مردم

جهاد؛ اصلاح جامعه و امنيت مردم

م. پارسا

مولای متقیان حضرت علی(ع) ضمن خطبه 27 می‌فرمایند: «فان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه».

همانا جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند تنها به روی اولیای خاص خویش گشوده است. همچنین ضمن خطبه 123 می‌فرمایند: «ان اکرم الموت القتل بی گمان مرگ سرخ ارجمندترین مرگ هاست». در توضیح باید گفت که تن برای مرگ است اما کدامین مرگ ارجمند و ارزشمند است: مرگی که طی آن دیوان زندگی انسان در این دنیا بسته می‌شود یا مرگی که طی آن جان صدها انسان را نجات دهد و دفتر زندگی انسان های دیگری را از نو بگشاید؟!

طبیعتا همه خواهند مرد، اما آنچه که مهم است این است که وقتی می‌توان با نثار جان خویش، به شخص دیگری یا اشخاصی حیات دوباره بخشید چرا باید از این بذل و نثار جان در راه بقای جامعه خویش فروگذار کرد. در واقع این مرگ سرخ، مرگ نیست زندگی دوباره است در کالبد جسمی غیر از جسم خویش و تراوش و شریان خون است در رگی غیر از رگ بدن خویش. پس مرگ سرخ و شهادت به تحقیق ارجمندترین مرگ‌هاست. با توجه به دو کلام فوق می‌توان نتیجه‌ای دیگر گرفت که جهاد و نبرد با دشمنان نه تنها از انحطاط جامعه و افراد آن جلوگیری می‌کند و اخلاقا یک وظیفه است بلکه نزد خدا عملی محبوب و با ارزش است که نصیب هر کسی نمی شود الا اولیای خاص خدا. اگر احیانا عده‌ای در این راه کشته شوند یا با توجه به مطالب فوق به دیگری یا دیگران حیاتی دوباره بخشند این مرگ ارجمند‌تر از زندگی با ذلت تحت سلطه دشمنان بیگانه است. زیرا اگر با مرگ خود، وطن خویش را از سلطه دشمنان برهانیم در واقع نام و یاد خود را زنده نگه داشته‌ایم حتی اگر با نثار جان خویش جامعه از سلطه بیگانه نجات نیابد این مرگ بهتر است از زندگی با ذلت تحت سلطه بیگانگان.

ابن جریر طبری در تاریخ خود از عبدالرحمن بن ابی الیلی- که از فقیهان امامیه و از کسانی بود که با اشعث به پیکار با حجاج برخاست - روایت کرده است که او در سخنانی که برای برانگیختن مردم به جهاد می‌گفت، از علی(ع)- که خدای پایه او در میان نیکوکاران بلند گرداند و پاداش شهیدان و راست کرداران به وی عنایت فرماید- روزی که به مردم شام گذشتیم شنیدم که به آنان گفت:

ای مومنان هر کسی گروه ستمگری دید که او را به کردار زشت فرا می‌خوانند و از دل به انکار آن برخاست همانا که به سلامت رست و از گناه رهایی جست و آن کس که به زبان انکار آن کرد همانا که شایسته پاداش گردید و او برتر از اوست که کردار زشت را تنها به دل انکار کرد و آن کس که با شمشیر به انکار آن برخاست، تا کلمه حق بالایی گیرد و سخن ستمکاران پستی یابد هم اوست که به رستگاری راه یافت و بر طریق حق شتافت و نور یقین بردلش تافت (حکمت 374)

حضرت علی(ع) ضمن خطبه 131 هدف از نبرد را اصلاح جامعه و امنیت مردم دانسته فرموده اند: «بار خدایا تو نیک می‌دانی که جنگ و درگیری ما را کشمکش قدرت و فزون خواهی ثروت انگیزه نبود که هر آنچه بود جز برای بازگرداندن نشانه‌هایی از دین تو و اصلاح سرزمین‌های تو بود تا بندگانت که ستم دیده‌اند و مظلوم واقع شده‌اند امنیت یابند و حدود به تعطیل کشیده شده‌ات به اجرا در آیند.

در کلام فوق امیرالمومنان حضرت علی(ع) اهداف و انگیزه نبرد و جنگ را به روشنی بیان فرموده‌اند که می‌توان گفت: هدف از جنگ اصلاح جامعه است زیرا جامعه زمانی اصلاح خواهد شد که مردمش اصلاح شوند و امنیتشان تضمین شود تا با اطمینان به آبادانی مملکت خویش بپردازند و با آرامش احکام خدا را در آن جامعه به اجرا و تنفیذ و به مرحله عمل در بیاورند و باید توجه کرد که هیچ گاه نباید میل به قدرت و ثروت و کشورگشایی جامعه ای را برای نبرد با جامعه دیگر انگیزه شود اما با این وجود تاریخ گواه محکمی است که قدرت طلبی و جاه طلبی افراد باعث جنگ هایی طولانی شده و نتیجه‌ای جز خونریزی و کشته شدن افراد بی‌گناه و سلب امنیت و آرامش از دیگران و ویرانی، آبادانی ها و... نداشته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS