دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جواب منفی بدون مشکل

No image
جواب منفی بدون مشکل

در قبال سؤالی كه دارای جواب منفی است راحت‌ترین پاسخگویی، گفتن كلمه دو حرفی «نه» است. آیا جنبه تخریبی جواب منفی هم سنگ با وجه سازنده جواب مثبت است. من قصد ندارم در مقوله شجاعت «نه» گفتن به بحث بپردازم، نه، كه خود مساله مهمی است و مجال دیگری را می‌طلبد. در این زمان قصد دارم مهارتی مهم را بیان كنم كه در بسیاری از مواقع می‌تواند ما را از مخمصه جواب منفی خارج كرده و ضمن مخالفت‌تان با خواسته شخص مقابل، پیروزمندانه از میدان خارج گرداند.

تأثیر جواب منفی و به‌ طور مستقیم

فرض كنیم كه نوجوانی از ناحیه پا دچار نقصان است و به راحتی قادر به راه رفتن و دویدن نمی باشد و از طرفی همان نوجوان علاقه ای وافر به دویدن دارد و در آرزوی قهرمانی، حاضر است كه در هر مسابقه ای شركت كند. حال در فرصتی كه برای مسابقه ای پیش آمده است خود را آماده مبارزه كرده و سؤال می‌نماید كه «آیا سرعت من در دویدن خوب است؟ و می‌توانم در مسابقه مدرسه برنده شوم؟ آیا می‌توانم جایزه اول را به دست آورم و در سكوی قهرمانی بایستم؟». جواب وی كاملاً روشن است و همه می‌توانند جواب مشخص را به او بدهند؛ جواب‌هایی همانند «معلوم است كه نمی‌توانی مسابقه بدهی» ده ها جواب مشابه كه هر یك برای تخریب شخصیت به تنهایی كافی است. اینگونه جواب ها، جواب منفی به سوال به‌طور مستقیم است و البته در مثال مورد نظر ما هم ممكن است مطابق حقیقت باشد، لیكن واقعیتی را نیز باید در نظر گرفت كه اینگونه پاسخ‌های مستقیم، تحقیر، ناامیدی و كوچك شمردن شخصیت را ثمر خواهد داشت. در اینگونه جواب‌ها نقص و ناتوانی به رخ كشیده می‌شود و صدمات روحی و روانی را به بار خواهد آورد. به خصوص نسبت به نوجوانان و جوانان كه در سنین مخصوص خود نیازمند حمایت و پشتیبانی می‌باشند؛ سرزنش و تحقیر به منزله عاملی موثر جهت تخریب شخصیت ایشان تلقی می‌شود. در دوران رشد و نوجوانی، بیشترین عاملی كه در شكوفایی استعدادها مؤثر می‌افتد، امیدواری در استفاده حداكثری از توانایی‌ها و قدرت‌های جسمی و روحی است. موارد زیر از پیامدهای كوچك شمردن شخصیت می‌باشد:

1- اعتماد به نفس مورد حمله قرار می‌گیرد و شخص در صورت عدم مقاومت، اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد.2- شخصیت فرد در معرض كوچك‌شماری و ناتوانی قرار می‌گیرد و در نتیجه نكوداشتی كه هر فرد جهت رشد و بالندگی از خود دارد، از بین رفته و ضعف پنداری را حاصل خواهد كرد.3- خودكم‌بینی و در نتیجه شك و تردید در انجام هر عملی بر فرد اعمال خواهد شد و شخص در تصمیم گیری امور توان لازم را نخواهد داشت. 4- ناامیدی و كاهلی در آموزش و تربیت پذیری در فرد به وجود می‌آید و آینده هر آموزشی را ناپایان و بی نتیجه می‌انگارد.

الگوگیری از عملكرد پیامبر(ص)

جهت جلوگیری از صدمات مذكور شایسته است قسمتی از سیره نبوی را مرور كنیم و از نحوه زندگانی پیامبر اعظم (ص) كه در عمل بهترین پاسخگویی را آموزش می‌دهند درس سبك زندگی متعالی را برای خود الگوسازی نماییم.در بخشی از حدیث كساء آمده است كه جابر بن عبدا... انصاری از فاطمه علیهاالسلام روایت می‌كند كه فرمود: یك روز پدرم رسول خدا نزد من آمد. سپس فرزندانم حسن و حسین و بعد امیرالمؤمنین علی وارد شدند. همه در زیر یك عبا جمع شدیم. پدرم دو طرف عبا را گرفت و با دست راست به آسمان اشاره كرد و عرضه داشت:« پروردگارا! اینها اهل بیت و نزدیكان من هستند؛ ... پروردگارا! صلوات و بركات و رحمت و آمرزش و رضایت خود را بر من و بر اینها فرو فرست و آنها را از هر گونه رجس و پلیدی پاك و مطهر گردان.» ام سلمه -همسر پیامبر كه در تاریخ از وی به نیكی و سلامت نفس یاد می‌شود- كه شاهد این ماجرا بود آرزو می‌داشت كه مشمول این طهارت و پاكی گردد لذا از رسول خدا (ص) پرسید: «آیا من نیز در این مجموعه داخل و مشمول آیه تطهیر هستم؟ فرمود: تو بر مكانت و منزلت خود هستی، تو بر خیر هستی.» لازم است پیرامون جواب پیامبر(ص) به ام سلمه كه مطلب مورد نظر ما است، كنكاشی انجام گیرد.

اول- به‌طور یقین ام سلمه مشمول افراد اهل عصمت نیست و جواب پیامبر (ص) هم در جواب سؤال وی، جوابی مثبت مبنی بر شامل شدن وی در زمره اهل كساء نیست و اهل حدیث از جواب پیامبر، برداشتی بر تایید نداشته اند.دوم- پیامبر (ص) می‌توانستند جواب ام سلمه را به‌طور مستقیم با عبارتی منفی پاسخ دهند؛ مثلا بفرمایند: «نه تو مشمول آیه تطهیر نمی شوی.» لیكن پیامبر (ص) پاسخ منفی خود را در قالب جمله‌ای مثبت ادا كردند و فرمودند: «انتِ علی مكانكِ وإنكِ علی خیرٍ». و با توجه به شخصیت ام سلمه و مهربانی پیامبر (ص)، در این پاسخ اهدافی نهفته است كه در صورت جواب منفی، هیچگاه این اهداف حاصل نمی‌گردید: 1- پیامبر (ص) جایگاه ام سلمه را به وی یادآوری می‌فرمایند و همین یادآوری، موجب نكوداشت شخصیت ام سلمه در درون وی می‌گردد.

2- پیامبر (ص) با عبارتی كه پاسخ دادند، جایگاه و منزلت ام سلمه را در تاریخ به ثبت می‌رسانند و با این جمله به دیگران می‌فهمانند كه ام‌سلمه گذشته از منزلت همسری پیامبر، بر راه راست بوده و منشا خیر و پاكی بوده اند.3- پیامبر (ص) محدوده شخصیتی ام سلمه را مشخص فرمودند و اینكه وی نباید خود را با اهل بیت یكسان بداند و منزلت اهل بیت علیهم السلام منزلتی منحصر به فرد است و مختص به افراد معینی می‌باشد.

4- پیامبر(ص) با ذكر منزلت ام سلمه، در وی ایجاد اعتماد به نفس نموده و او را در استواری و پایداری در مسیر حركت به سوی زندگی صحیح تشویق می‌نماید.5- پیامبر (ص) نه تنها ناراحتی ام سلمه را فراهم نكردند بلكه با روشن كردن منزلت وی، شادی را به او هدیه نمودند.با نكات به ذكر آمده و با الگوگیری از عمل پیامبر (ص) درس والای پاسخگویی جهت به دست آوردن اهداف ضمنی به جامعه هدیه می‌شود و در قالب كلمات می‌توان ضمن ارائه پاسخ منفی، پاسخی مثبت و با محتوایی سازنده را تدارك دید. طبیعت همه انسان‌ها چنین است كه در صورت شنیدن جواب منفی آن هم به‌طور مستقیم، جبهه می‌گیرند و شاید دچار لجاجت شوند و در اشتباه خود اصرار ورزند. پیامبر(ص) به ما می‌آموزند كه با شناخت استعدادها و توانایی‌های افراد می‌توان پاسخ منفی را با روكشی مثبت به پاسخی مثبت تبدیل كرد و در آن ارزش‌های فرد را به وی یادآوری و او را در جهت حركت صحیح تشویق نمود. براساس آموزه پیامبر رحمت (ص)، باید موقعیت تهدید را به فرصتی جهت ایجاد اعتماد به نفس، بیان استعدادها، شناساندن توان و قدرت در انجام امور بهینه تبدیل كرد و از كلام زیان‌بار دوری جست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS