دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جوری حرف بزن كه دعوا نشه

No image
جوری حرف بزن كه دعوا نشه

يكي از عوامل شكل‌گيري مشكلات خانواده، كمي‌گفت‌وگو يا به تعبير بهتر، عدم وجود گفت‌وگوي سالم است، چرا كه با مهارت‌هاي كلامي ‌و غير كلامي‌آشنا نيستيم و در ابتداي صحبت با همسرمان ناگهان چيزي مي‌گوييم كه يا خودمان يا طرف مقابل منفجر شده و بحث با جنگ و دعوا پايان مي‌يابد. عدم وجود گفت و شنود مزمن، درك افراد را براي يكديگر مشكل ساخته و ادامه زندگي را غير ممكن مي‌سازد. آموزش مهارت‌هاي ارتباطي در اين رابطه عامل خوبي براي افزايش گفت‌وگو است. گفت‌وگو مؤثرترين ابزار براي رفع سوءتفاهمات و ناملايمات بوده و حتي بزرگ‌ترين اختلاف‌ها و دشمني‌ها و جنگ‌ها نيز، بالاخره با گفت‌وگو و ميز مذاكره مرتفع مي‌گردند. عدم استفاده از گفت‌وگو، باعث مي‌شود كه سيكلي معيوب طي شده و در نهايت و با تاخير، گفت‌وگو به عنوان آخرين راه امتحان شود، در صورتي كه گفت‌وگو نخستين اقدام براي تبادل اطلاعات و رسيدن به شناخت، قضاوت و رفع سوءتفاهمات است.

سكوت، يك پيام نيرومند

عملكرد مؤثر يك خانواده يعني موفقيت‌ها، آرامش، رشد و تعالي، و عشق و همبستگي كه نتيجه آن پرورش فرزندان سالم است، بستگي به فراهم كردن روش‌ها و نگهداري مراوده روشن دارد، مراوده يعني دوستي، آمد و شد. ارتباط سالم مستلزم داشتن كانون توجه و تمركز مشترك و رسيدن به معني و مقصود مشترك بين دو يا چند نفر است. در تمام خانواده‌ها، گفت‌وگو مؤثرترين وسيله اطلاعات واقعي است، ولي تعامل عاطفي زيادي از طريق پيام‌هاي غيركلامي، ايما و اشاره، لحن صدا، حالات چهره، حتي مقدار فاصله فيزيكي بين اعضا منتقل مي‌شود. گاهي اوقات، سكوت يك پيام نيرومند است، مثلاً هنگام رنجيدگي و خشم سكوت كرده و فكر كنيم، اما در خانواده‌هاي دچار اختلال، به جاي سكوت يا مكالمه و گفت‌وگو، براي همديگر سخنراني مي‌كنند و يكديگر را محكوم كرده يا به هم پشت كرده يا هنگام صحبت از برقراري تماس چشمي‌اجتناب مي‌ورزند.

مراوده سالم

همان مراوده‌اي است كه در آن توجه مشترك، تمركز لازم، ابراز صريح و احترام آميز عقايد و احساسات رعايت مي‌شود و بيان عواطف توأم با آشنايي با تكنيك و مهارت ارتباطي و علائم غيركلامي‌انجام مي‌گيرد كه در آن گفت‌وگو و مكالمه برقراري تماس چشمي، لحن و تن صداي مناسب و... برقرار مي‌شود. «ديو رانتن» نويسنده كتاب پرفروش «زنان و مردان در گفت و شنود»، معتقد است كه در روش ابراز عقيده بين زن و مرد، تفاوت‌هاي بنياديني وجود دارد كه اين تفاوت‌ها مانند دو زبان مختلف از دو فرهنگ متفاوت است. بر اين اساس، ارتباط كلامي‌بين زن و مرد به دشواري عبور از پله‌هاي شكننده بين دو فرهنگ است. هر چند تفاوت بين زنان و مردان در روش‌هاي ابراز عقيده و احساسات وجود دارد و زنان بيش از مردان به آشكار كردن شخصيت خود علاقه دارند و مردان نيز از سخنوري براي به دست آوردن كنترل و استقلال و ارتقای خود استفاده مي‌كنند، اما حقيقت آن است كه تفاوت‌هاي موجود در روش‌هاي كلامي‌ بين زن و مرد اندك است و افراد هر دو گروه با يادگيري و آموزش مختصر و با استفاده از متدهاي صحيح مي‌توانند از كلام واضح و روشن استفاده كرده و گفت‌وگوي سازنده داشته باشند.

اينگونه صحبت نكنيد

يكي از روش‌هاي مهارت‌هاي كلامي، استفاده نكردن از جملاتي است كه شخصيت طرف مقابل را خرد كرده يا به گونه‌اي خشم او را بر مي‌انگيزد كه ادامه گفت‌وگو، غير ممكن مي‌شود. يكي از عوامل ايجاد مشكلات خانوادگي مي‌تواند پيام‌هاي منفي باشد كه در ارتباطات كلامي‌استفاده مي‌شود.

براساس نتايج بررسي‌ها چهار روش عمده كنش و واكنش گفتاري به شرح ذيل قابل بررسي است:

1- انتقاد: به معناي حمله به شخصيت و منش يك فرد مانند «خيلي خودخواهي، به جز خودت به هيچ كس ديگري فكر نمي‌كني» و... است.

2- تحقير: به معناي توهين از روي عمد يا سوءاستفاده و خشونت زباني است، مانند: «نمي‌دانم چرا گير مرد ناداني چون تو افتادم؟»، يا «از يه آدم مثل تو ديگه چه انتظاري مي‌شه داشت؟»

3- دفاع از اشتباه خود: به معناي انكار مسئوليت، بهانه آوردن و شكايت كردن است. «به من چه، كي گفته من بايد فلان كار رو انجام بدم؟»، يا «تو هميشه دير مياي، حالا يكدفعه من دير اومدم، مگه چيه؟»

4- انصراف و عقب‌نشيني: به معناي جواب شكايت را با سكوت بيجا دادن و سپس قهر و بي‌محلي به همسر. هر كدام از اين موقعيت‌ها مي‌توانند به آتش‌فشاني از قهر، خشم و نفرت بينجامند كه معمولاً مي‌شود با يك گفت‌وگوي ساده از بروز آن جلوگيري كرد.

جلوگيری از اتلاف وقت

اگر بتوانيم فرصت‌هايي كه در زندگي پيش مي‌آيد از دست ندهيم، توانسته‌ايم به نوعي فرصت‌ها را مهار كنيم. نخستين اصلي كه بايد ذكر كرد، اصل اميدواري و تسليم ناپذيري يا مقاومت است. چرا كه ياس و تسليم شدن يعني شكست را پذيرفتن و براي شكست‌هاي پياپي آتي خود را آماده كردن. اگر اميدوار نباشيم، يعني به اصل اميد در زندگي اعتقاد نداشته باشيم، ديگر نمي‌توانيم تصور كنيم فرصتي در آينده پيش رويمان خواهد بود. پس در لحظه نااميدي بايد به اين فكر كرد كه اوضاع هر لحظه ممكن است و مي‌تواند به سود ما تغيير كند.

تسليم ناپذيري و ايستادگي هميشه رمز موفقيت بوده است و خواهد بود. آنان كه تسليم را پذيرفته‌اند، هرگز در جهاني كه عرصه مبارزه و تلاش است، به جايي نرسيده‌اند. تفكر و تدبير چاره‌‌اي ديگر براي مهار فرصت است. چارلز كترنيك، مخترع مشهور، مي‌گويد: «من علاقه‌‌اي به گذشته ندارم. آينده است كه بايد در آن زندگي كنم، آينده را نيروهاي خارج از تسلط ما نمي‌سازد، بلكه نحوه برخورد با مسائل است كه آينده را آنگونه كه بخواهيم، شكل مي‌دهد.» امرسون مي‌گويد: «روزي كه به پايان رسيد، فراموش كن. فردا روز ديگري است و آن را با فكر باز و قواي تازه و آماده آغاز كن. سعي كن از توانايی‌هايت براي بهتر زندگي كردن در همان روزي كه مي‌گذراني، استفاده كني. امروز را به حساب بياور و اميدها و آرزوهاي گرانقدر را با يادآوري بدي‌هاي گذشته بر باد مده. اصل ديگري كه به تفكر و تدبير وابسته است، پندپذيري از خطاهاي گذشته است. هر فرصتي در واقع آزمايش است و بهترين آزمايش‌ها آن است كه موجب اندرز شود. پيروزي از آن كسي است كه از خطاهاي خود پندبگيرد و فرصت‌هايي كه از دام عقل وي گريخته‌اند، پس از رفوي دام، به بند كشد. لازم است متانت و خونسردي خود را هنگام برخورد با فرصت‌ها حفظ كنيم و از فرصت‌ها بهترين استفاده را ببريم و به خدا توكل كنيم. «براي التيام بخشيدن به گذشته و امن كردن آينده فقط بگوييد: در گذشته خدا با من بود، در حال خدا با من است و در آينده خدا با من خواهد بود، تمام زمان‌ها مثل هم هستند». ديروز روز تجربه بود و فردا روز اميد است. روز كاميابي جز امروز نيست. پس تا می‌توانيم از معنويت كام برگيريم نه از معصيت. از جواني غافل نمانيم و از زندگي غافلان درس بگيريم. آيا مي‌دانيد زندگي غافلان دو بخش است: نيمه نخست به اميد نيمه دوم و نيمه دوم در حسرت نيمه نخست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS