دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرکت در اعراض

No image
حرکت در اعراض

كلمات كليدي : حرکت در اعراض، مسافت، جوهر، حرکت مکاني، حرکت کيفي، حرکت کمي، حرکت وضعي

نویسنده : جمال سروش

یکی از لوازم حرکت مسافت است که عبارت است از آن چیزی که در هنگام حرکت جسم پیوسته عوض می‌شود و نو می‌گردد.[1] حال این سؤال مطرح است که آن چیزی که در حرکت دائماً عوض می‌شود چیست؟ مشهور فلاسفه از قدیم معتقد بودند که تنها چهار چیز است که در حرکت ممکن است تغییر کند و به بیان دیگر تنها در چهار مقوله از مقولات دهگانه، حرکت واقع می‌شود[2] و آنها عبارتند از: مقوله‌ی أین، کیف، کم و وضع. اما در سایر مقولات عرضی (که عبارتند از: فعل، انفعال، متی، اضافه و جده) و همچنین در جوهر، حرکتی واقع نمی‌شود.

حرکت در جوهر در مدخل مستقلی خواند آمد و درباره‌ی حرکت در اعراض تنها برای هر یک از چهار مقوله‌ی فوق یک مثال زده و به توضیح مختصری بسنده می‌کنیم. اما نقد و اشکالاتی که در این باب آمده از قبیل نحوه‌ی ارجاع برخی از مقولات فوق به برخی دیگر و یا بررسی حرکت در سایر مقولات عرضی را به کتب تخصصی فلسفی وامی‌گذاریم. [3]

انواع حرکت در اعراض

1) حرکت مکانی: محسوس‌ترین انواع حرکت، حرکت مکانی است که بستر آن، مکان اجسام می‌باشد و فلاسفه، مقوله‌ی أین را به عنوان مسافت آن معرفی کرده‌اند.[4] حرکت مکانی مانند حرکت یک سنگ از ارتفاع تا سطح و مانند حرکت زمین به دور خورشید.

2) حرکت کیفی: خود چهار قسم فرعی دارد که عبارتند از:

الف) حرکت در کیف نفسانی؛ مثل این که هر کسی در درون خود می‌یابد که نسبت به چیزی یا شخصی علاقه یا نفرت پیدا می‌کند و این علاقه یا نفرت به تدریج زیاد یا کم می‌شود و یا از بین می‌رود؛

ب) حرکت در کیفیات محسوسه؛ مانند رنگ‌ها؛

ج) حرکت در اَشکال؛ مثلاً اگر دو سر نخی را که در امتداد خط مستقیم قرار گرفته است تدریجاً به هم نزدیک کنیم به گونه‌ای که به حالت انحناء درآید در اینجا سطح مستوی و خط مستقیم (اگر دارای خط بالفعلی باشد) تدریجاً به صورت منحنی درمی‌آید.

د) حرکت در کیفیت استعدادی و شدت و ضعف یافتن تدریجی آن؛ مانند حرکت در کیف استعدادی هسته‌ی خرما در فرایند تبدیلش به درخت خرما.[5]

3) حرکت کمی: که یا حرکت در کم منفصل یعنی عدد است و یا حرکت در کم متصل و مقدار جسم (اعم از خط و سطح و حجم) است؛ برای قسم اخیر می‌توانیم به گیاه یا حیوانی در حال رشد اشاره کنیم که متصلاً حجمش و به تبع آن سطح و خطش نیز در حال تغییر است.

4) حرکت وضعی: مانند حرکت کره بر محور خود است و اساساً می‌توان حرکت وضعی را به حرکت مکانی بازگرداند؛ زیرا هرچند در حرکت وضعی مکان کل جسم تغییری نمی‌یابد، ولی اجزاء جسم متحرک تدریجاً جابه جا می شوند و مثلاً جزیی که در سمت راست واقع شده به سمت چپ می‌رود یا جزیی که در بالا واقع شده به پایین می‌آید. حرکت وضعی و مکانی هر دو به ارادی و غیر ارادی تقسیم می‌شوند.[6]

مقاله

نویسنده جمال سروش

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS