دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حزب الله

No image
حزب الله

كلمات كليدي : حزب الله, انقلاب اسلامي ايران, امام خميني, سيد حسن نصر الله, اسرائيل

نویسنده :سيد ابوالحسن توفيقيان

حزب الله نماد عزت و اقتدار لبنان

«حزب الله» لبنان از مشهورترین و مهم‌ترین گروه‌های اسلام‌گراست که در جهان اسلام ظهور یافته و اثرات مهمی از خود در صحنه بین الملل به جا گذاشته است. این جنبش توانسته است از بدو شکل گیری تا به امروز توفیقات فراوانی کسب نماید و به نماد عزّت و اقتدار ملی لبنان مبدّل گردد. تلاشها و مقاومت تحسین برانگیز نیروهای شهادت‌طلب این حزب, که الهام گرفته از آموزه های رهایی بخش اسلام می باشد, اثراتی را نظیر خروج نیروهای غربی(ناتو) از سواحل بیروت (در سالهای1361 و1362), عقب‌نشینی اسرائیل از بخش اعظم خاک لبنان, لغو پیمان منعقد میان دولت (دست نشانده) لبنان و نهایتا پیروزی در نبردی که به جنگ سی و سه روزه شهرت یافت, از خود به جای گذاشت.

فرایند شکل گیری

حزب الله پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 م. و در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران, توسط برخی از شیعیان لبنان پی ریزی شد.[1] هسته اولیه حزب از اسلام گرایان و نیروهای «حزب الدعوه» به رهبری "سید محمد حسین فضل الله", اتحادیه دانشجویان مسلمان (شاخه دانشجویی حزب الدعوه), برخی از مسئولان جنبش امل و برخی اعضای فتح (نظیر"عماد مغنیه" و "حسین سلامه") و برخی از گروههای لبنانی تشکیل یافته بود.[2] این گروههای اسلامی در دو مورد, اعتقاد به ولایت فقیه و پیروی از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و همچنین مبارزه و مقابله با اسرائیل با همدیگر اتفاق نظر داشتند. اینان دریافته بودند که گروههای موجود در لبنان نمی توانند برای لبنان کاری بکنند, لذا با بهره گیری از تجارب و موفقیت های انقلاب اسلامی در صدد ایجاد تشکیلاتی جدید برای تحقق بخشیدن به تئوری های اسلامی و اهداف مورد نظر خود بودند.[3]

بر این اساس یک کمیته نه نفره متشکل از روحانیون شیعه لبنانی, شخصیت های وابسته به امل اسلامی, حزب الدعوة لبنان, کمیته های یاری انقلاب اسلامی و بعضی از شخصیت های مستقل تشکیل گردید که ماموریت ساخت یک تشکیلات سیاسی جدید بر اساس دو اصل پایبندی به ولایت فقیه و نبرد با اسرائیل پی ریزی کنند. پس از تلاش چند ماهه این کمیته, یک شورای 5 نفره از میان آنها انتخاب گردید که ریاست تشکیلات جدید را به عهده گرفت. این شورا شیوه رهبری شورایی را در پیش گرفتند و بنا شد که هیچ فرد و شخص معینی به عنوان رئیس شورا انتخاب نگردد.[4]

شورای مذکور در ماه مه (1984 م) نام حزب الله را برای خود انتخاب نمود.[5] حزب الله تا سال (1985 م) فعالیت های خود را به دلائل امنیتی و سیاسی علنی نکرده و در راستای اجرایی کردن سیاست های استراتژیک خود, تشکیلاتشان را به صورت مخفی نگه داشته بودند. حزب در سال (1985 م) با توجه به شرائط زمان و احساس نیاز حزب به جذب نیروهای بیشتر مردمی, موجودیت خود را به صورت رسمی اعلام کردند که در پی این اعلام رسمی تحولاتی را نیز در ساختار حزب به وجود آوردند. به گونه ای که در کنگره اول که همزمان با برگزاری کنفرانس طائف بود, مقرر گردید که برای اولین بار ضمن مشخص کردن شورای رهبری دبیرکل حزب را نیز معین کنند.

دبیرکل از میان اعضای شورای 9 نفره رهبری که عبارت بودند از "شیخ صبحی طفیلی", "سید عباس موسوی", "سید حسن نصرالله", "شیخ حسین کورانی", "شیخ نعیم قاسم", "شیخ محمد یزبک", "محمد رعد", "محمد فنیش" و "محمد یاغی", مشخص می شد. در کنگره اول "شیخ طفیلی" به عنوان دبیرکلی و "سید حسن نصر الله" به عنوان ریاست شورای اجرایی انتخاب شدند.[6]

در کنگره دوم که در سال (1991 م) بود, اعضای شورا از 9 نفر به 7 نفر تقلیل یافت و در این سال (سید عباس موسوی) به عنوان دبیرکل حزب معرفی شد که پس از به شهادت رسیدن وی در سال (1992م) شورای رهبری, به اتفاق آراء "سید حسن نصر الله" 32 ساله را به عنوان دبیرکلی حزب الله برگزید.[7] انتخاب "سید حسن نصرالله" انتخابی است که قریب به دو دهه از عمر خود را می گذراند و موجب شده ایشان به عنوان یک سیاست مدار با تجربه و حرفه ای در سطح جهان مطرح شود.

حزب الله وانقلاب اسلامی:

پیروزی انقلاب اسلامی جرقه بیداری و آزادیخواهی را در سراسر جهان شعله ور کرد و سبب شد تا سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانه قرار گیرد. حزب الله نیز به عنوان یکی از مهمترین حرکت های آزادیخواهانه در محورهای ذیل از انقلاب اسلامی الگوگیری کرد .

ولایت فقیه

اصلی‌ترین ویژگی حزب الله در مقایسه با دیگر گروه‌های اسلام گرا در جهان عرب، پذیرش کامل نظریه ولایت فقیه و رهبری امام خمینی(ره) است. "سید حسن نصر الله" در خصوص پیروی حزب الله از رهبری امام خمینی (ره) می‌گوید: سمبل و نماد انقلاب علیه طاغوت‌ها، مستکبران و نظام‌های استبدادی است...، بدین ترتیب امام خمینی (ره) برای ما بیش از یک سمبل دینی مطرح است، این رابطه روحی و معنوی بین ما و امام، حتی قبل از تجاوز نظامی اسرائیل در سال 1982 نیز وجود داشت.[8]

محوریت روحانیت و عمل سیاسی

اکثر روحانیون شیعه لبنان که تحصیلات خود را در نجف گذرانده بودند، از روحانیان و علمای ایرانی متأثر بودند. جایگاه ویژه روحانیون در حزب الله به نفوذ روز افزون این حزب در میان شیعیان لبنان انجامید. این در حالی است که اساسا بخش زیادی از نفوذروحانیون شیعه در لبنان از تأثیراتی است که شیعیان لبنان از انقلاب اسلامی ایران پذیرا شدند.[9]

نظام گفتاری و معنایی

در گفتمان و نظام معنایی حزب الله مسائل و نشانه هایی یافت می شود که دقیقا به عاریت گرفته شده از ادبیات گفتاری انقلاب اسلامی ایران و سخنان امام خمینی (ره) می باشد. جاگیری عبارت هایی نظیر مسلمانان و ملل ضعیف جهان، تحت عنوان مستضعفان، امریکا و شوروی به عنوان استکبار جهانی، اسرائیل غاصب به عنوان غده سرطانی و ... در ادبیات گفتاری حزب الله تماما متاثر از فرهنگ انقلاب اسلامی و ادبیات بنیانگذار فقید آن می باشد.

حزب الله لبنان به عنوان یکی از مشهورترین و موثر ترین گروههای اسلامی, در فرایند شکل گیری, ضمن ناکارآمد یافتن نخبگان و گروههای موجود در مدیریت بحران رو به گسترش لبنان, با الهام گرفتن از انقلاب ایران و آموزه ها و افکار بنیانگذار جمهوری اسلامی به عنوان رهبر یک جنبش انقلابی موفق, با الگوگیری از آن در مولفه هایی نظیر ولایت فقیه, نقش روحانیت و استفاده از ادبیات گفتاری انقلاب توانست به موفقیت های چشم گیری که نمونه بارز آن پیروزی در جنگ نابرابر سی و سه روزه بود دست یابد.

>

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS