دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضرت فاطمه(س) از منظر پیامبر اعظم(ص)

No image
حضرت فاطمه(س) از منظر پیامبر اعظم(ص) نویسنده: عبدالکریم پاک‌نیا
در گلستان رسالت گل زیبا زهراست اسوه پاک زنان در ره تقوا زهراست
آید از دامن او پاکترین فرزندان الگوی مادر شایسته دنیا زهراست
خادم بیت شریفش شده جبریل امین میوه قلب نبی ام ابیها زهراست
گهر عصمت و دریای کرم کوه وقار معنی کوثر و محبوبه یکتا زهراست
هست مجموعه اوصاف خداوند جلیل مظهر نور خدا آیت عظما زهراست
یکی از روزهای شیرین و به یاد ماندنی زندگی رسول خدا(ص) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت است. در این روز مبارک در خانه نبوت نوزاد دختری چشم به جهان هستی گشود که محفل نورانی پیامبر اکرم(ص) را بیش از پیش روشن ساخته و به زندگی پیامبر و خدیجه طراوت و شادابی مضاعف بخشید. پیامبر خاتم(ص) آن چنان از وجود این مولود به شوق آمده بود که می‌فرمود: «و هی روحی هی بضعةٌ منّی و هی نور عینی و ثمرة فؤادی الّتی بین جنبیّ و هی الحوراء الانسیّة؛(1) این دختر پاره تن من، روشنایی چشمانم و میوه دلم، روح و جان من است. او فرشته‌ای است به صورت انسان.»
و در سال 1320 هجری قمری و در روزی که جشن ولادت حضرت زهرا سلام اللّه علیها برگزار می‌شد در خمین فرزندی از نسل آن بانو چشم به جهان گشود که همچون مادر، در برابر طوفان سهمگین حوادث ایستاد و مقاومت کرد و دشمنان را رسوا و مفتضح ساخت، روح اللّه در این روز چشم به جهان گشود و با ولادتش، تاریخی نوین را آغاز کرد.
در جمهوری اسلامی ایران این روز خجسته و مبارک بنام روز زن و روز مادر نامگذاری شد تا بانوان متعهد و پاکدامن کشورمان با الگو قرار دادن حضرت زهرا سلام اللّه علیها در تمام مراحل مادی و معنوی و اجتماعی از آن حضرت پیروی کنند تا به سر منزل مقصود برسند.
یگانه دختر رسالت که خداوند با عناوین کوثر، مشکاة، واز مصادیق عبادتگران نیمه شب، صالحین، به شمار آورده است از منظر حضرت خاتم الانبیاء(ص) منزلت برجسته‌ای دارد. نقطه اوج عظمت فاطمه(س) زمانی است که از کلام گهربار رسول خدا بشنویم که خداوند متعال وجود حضرت زهرا(س) را علت و فلسفه خلقت قرار داده است. جابربن عبداللّه انصاری از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که آن حضرت یکی از احادیث قدسی را که خداوند متعال به پیامبر خاتم نازل کرده بود چنین نقل می‌کند: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک ولولا فاطمه لما خلقتکما؛(2) ای احمد اگر تو نبودی هستی را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود ترا نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را خلق نمی‌کردم.»
خلقت نور فاطمه
رسول اکرم(ص) در مورد خلقت نور فاطمه(س) فرمود: نور فاطمه قبل از آفرینش زمین و آسمان آفریده شده است. خداوند متعال قبل از آفرینش آدم فاطمه را از نور خود آفرید و نور فاطمه در زیر عرش الهی مشغول تسبیح و تقدیس و تهلیل و تحمید خداوند متعال بود. وقتی خداوند متعال مرا از نسل آدم آفرید نور فاطمه را به صورت سیبی در بهشت درآورد و جبرئیل آن را به من داد و گفت: یا محمد انّ هذه تفّاحةٌ اهداها اللّه عزّ و جلّ الیک من الجنّة؛ ای محمد، این سیب را از بهشت خداوند عزیز و جلال بر تو هدیه کرده است. من آنرا گرفته و بر سینه‌ام گذاشتم و جبرئیل گفت: آن سیب را بخور. وقتی که آنرا شکافتم از داخل آن نوری درخشید و من بیمناک شدم، جبرئیل گفت: ای محمد! آنرا بخور و نگران نباش. این نور در آسمان منصوره و در زمین فاطمه نامیده می‌شود. پرسیدم: ای دوست من جبرئیل چرا به این نامها موسوم گردیده است. پاسخ داد:در زمین «فاطمه» نامیده شده زیرا پیروان خود را از آتش جدا می‌کند و دشمنان خود را از دوستی‌اش محروم گردانیده است. و در آسمان «منصوره» نامیده شده زیرا دوستان خود را نصرت و یاری می‌کند و این تفسیر گفتار خداوند متعال است که می‌فرماید: و یومئذٍ یفرح المؤمنون بنصر اللّه ینصر من یشاء؛(3) در آن روز مؤمنان بخاطر یاری خداوند خوشحال می‌شوند و او هر که را بخواهد یاری می‌کند. مقصود از این نصرت، یاری فاطمه به شیعیان و دوستارانش می‌باشد.(4)
تولد محبوبه خداوند
در مورد ولادت حضرت زهرا(س) گزارشهای مفصل و متعددی در جوامع حدیثی و موسوعه‌های تاریخی دانشمندان وجود دارد.
امام صادق(ع) تولد حضرت فاطمه(س) را اینگونه روایت می‌کند: وقتی که تولد حضرت فاطمه(س) نزدیک شد خدیجه به زنان قریش پیغام داد: «مرا در این مورد یاری کنید». آنان از یاری خدیجه خودداری کرده و گفتند: تو در ازدواج با محمد به حرف ما گوش نکردی و با ما مخالفت نمودی ما هم امروز از حمایت و پرستاری خود، ترا محروم خواهیم کرد.
خدیجه از این سخن ناراحت و دل شکسته گردید. امّا خداوند متعال برای قدردانی از تلاشها و زحمات حضرت خدیجه، چهار بانوی برگزیده بهشتی را به یاری آن یار فداکار و با ایمان پیامبر(ص) فرستاد. آنان آمدند امّا خدیجه از دیدن آن بانوان ناشناس، متحیّر و شگفت زده شد. یکی از آنان خود و همراهانش را معرفی کرد، و گفت: ای خدیجه! تعجب نکن! ما فرستادگان خداوند برای خدمت و پرستاری به سوی تو هستیم. من سارا و این آسیه ـ که همنشین تو در بهشت است ـ و آن دیگری مریم دختر عمران و چهارمین بانو، مادر تمام آدمیان و مادر ما حوّا، است.(5)
آنان همانند زنان دیگر، یکی سمت راست و یکی سمت چپ و سومی در مقابل و چهارمی پشت سر خدیجه قرار گرفت. فاطمه پاک و مطهر متولد شد و چون در زمین قرار گرفت نوری از وجودش درخشید و این نور نه تنها تمام خانه‌های مکه را روشن ساخت بلکه نقطه‌ای در شرق و غرب عالم نماند مگر اینکه از نور فاطمه(س) به آنجا تابید.
در این حال، ده نفر حورالعین که هر یک طشت و ابریق بهشتی پر از آب کوثر، به همراه خود داشتند وارد خانه پیامبر شدند و فاطمه(س) را با آب کوثر شستشو دادند و بعد، دو پارچه سفید و خوشبو آورده و نوزاد را به آن پیچیدند. فاطمه(س) در اولین لحظات زندگی لب به سخن گشوده و کلمات دلنشین توحید را زمزمه کرده و گفت: «اشهد ان لا اله الّا اللّه و انّ ابی رسول اللّه سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط؛(6) گواهی می‌دهم بر این که جز خداوند یکتا، معبود دیگری نیست و پدرم رسول خدا(ص) سرور پیامبران، همسرم سالار اوصیاء و پسرانم سرآمد پیامبرزاده‌گانند.»
در حریم عفتش حوّا زجان خدمتگزار مریم آنجا ایستاده با ادب در چاکری
ریحانه بهشتی
رسول خدا(ص) به دختر دلبندش بیش از حد علاقه داشت و آن حضرت فاطمه(س) را آنچنان مورد مهر و محبت قرار می‌داد که موجب شگفتی دیگران می‌شد.
چرا که فاطمه(س) خلاصه وجود پیامبر(ص) نسیم آرام بخش پدر، کوثر قرآن، سرور بانوان جهان، ریحانه بهشتی، یادگار خدیجه، همسر علی و مادر حسنین بود. وقتی به پیامبر گفته شد: شما فاطمه را در آغوش می‌گیری بسیار می‌بوسی و این همه عطوفت و مهربانی برایش ابراز می‌داری در حالی که به سایر دخترانت این همه اظهار محبت نمی‌کنی؟ رسول خدا(ص) فرمود: نطفه فاطمه از غذاهای بهشتی است من بوی بهشت از وجود او استشمام می‌کنم.(7)
وقتی عایشه در مورد علاقه زیاد پیامبر(ص) به دخترش فاطمه(س) اعتراض کرد، حضرت خاتم الانبیاء(ص) فرمود: ای عایشه! هنگامی که در شب معراج مرا به آسمانها بردند، داخل بهشت شدم جبرئیل مرا به نزد درخت طوبی برد و از میوه‌های آن درخت خوردم و خداوند متعال از همان میوه‌های درخت طوبی وجود فاطمه را خلق کرد هر وقت او را می‌بوسم و می‌بویم بوی دلپذیر درخت طوبی و عطرهای بهشتی به مشامم می‌رسد.(8)
رسول خدا(ص) همواره به حضرت زهرا(س) می‌فرمود: «یا فاطمة انّ اللّه تبارک و تعالی لیغضب لغضبک و یرضی لرضاک؛(9) فاطمه جان! به راستی که خدای تبارک و تعالی به خاطر خشم تو خشم می‌گیرد و به خاطر خشنودی تو خشنود می‌شود.»
سرور زنان عالم
خورشید اسلام از روزی که از جزیرة‌العرب طلوع کرده و آسمان انسانیت را روشنائی بخشید بر احیای حقوق انسانها تأکید کرده و از منظر معنوی فرقی میان زن و مرد قرار نداد و با ندای وحیانی فرمود که:«من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمنٌ فلنحییّنه حیاةً طیّبةً و لنجزینّهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون؛(10) هر کس از مرد یا زن عمل صالحی انجام دهد قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای حیات حقیقی می‌بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد.
آئین متعالی اسلام از حقوق از دست رفته بانوان چنان دفاع کرد که یک زن را از ذلت بردگی مردان و حقارت و پستی، که به عنوان کالا به او نگریسته می‌شد به عالیترین مقام انسانی رسانید.
وجود حضرت زهرا(س) مصداق عینی این حقیقت است که اسلام او را برترین بانوی عالم و سرور زنان بهشتی معرفی می‌کند در این مورد به چند سخن از رسول خدا(ص) بسنده می‌کنیم:
1ـ یکی از همسران رسول خدا(ص) گفته است: روزی پیامبر اکرم(ص) نشسته بود که فاطمه(س) به سوی آن حضرت آمد و سوگند به خدائی که معبودی جز او نیست او مانند رسول خدا راه می‌رفت چون حضرت او را دید دوبار فرمود: دخترم خوش آمدی، دخترم خوش آمدی! سپس فرمود:
«اما ترضین ان تأتی یوم القیامة سیّدة نساء المؤمنین؛(11) آیا راضی؛ نیستی که در روز قیامت سرور بانوان اهل ایمان باشی.»
2ـ سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می‌کند که روزی رسول خدا(ص) در مورد اهل بیت خود سخنانی بیان کرد تا اینکه به فاطمه رسید و در ستایش از دخت ارجمند خویش فرمود: دخترم فاطمه، سرور بانوان عالم از اولین تا آخرین است او پاره تن من، روشنائی چشمانم، میوه دلم، روح و جانم است که تمام وجودم را فرا گرفته، فاطمه انسانی فرشته خو است هرگاه در محراب عبادتش در پیشگاه الهی به نماز می‌ایستد نور او برای ملائکه آسمان می‌درخشد همچنانکه ستارگان آسمان بر اهل زمین نور افشانی می‌کنند در آنحال خدای بزرگ به فرشتگانش می‌فرماید: ای فرشتگان من به بنده‌ام فاطمه بنگرید که چگونه در پیشگاهم به راز و نیاز ایستاده است خوف و شوق من به تمام وجودش لرزه انداخته و با قلب و دل به عبادت من روی آورده است شما گواه باشید به خاطر او تمام پیروانش را از آتش جهنم امان دادم.(12)
3ـ زمانی که فاطمه بر آن حضرت وارد می‌شد آن حضرت به او خوشامد می‌گفت دست‌های او را می‌بوسید و در جای خود او را می‌نشاند. وقتی هم که پیامبر به خانه فاطمه می‌رفت او نیز به استقبال پدر می‌شتافت و خوشامد می‌گفت و دست‌های پدر ارجمندش را می‌بوسید.(13)
4ـ ابوثعلبه خشنی می‌گوید: پیامبر اکرم(ص) هرگاه از سفر بر می‌گشت اول نزد فاطمه(س) می‌رفت، فاطمه نیز با مشاهده پدر می‌ایستاد و به استقبالش می‌شتافت پدر را در آغوش می‌گرفت و میان دو چشم پدر را می‌بوسید.(14)
مقام فاطمه (س) در قیامت
پیامبر اکرم(ص) از مقام معنوی و شکوه حضرت زهرا(س) در روز قیامت خبر داده و فرمود:
دخترم فاطمه در روز قیامت سوار بر یک شتر بهشتی به محشر می‌آید پوشش آن شتر از حریر و لجامش از لؤلؤ تازه است. روی آن قبه‌ای از نور است که بیرونش از درون و درونش از بیرون دیده می‌شود درون آن را عفو الهی و بیرونش را رحمت واسعه‌اش فرا گرفته بر روی آن تاجی از نور است که هفتاد پایه دارد که به درّ و یاقوت آراسته است و چون ستاره درخشان در آسمان روشنی می‌دهد. در سمت راست فاطمه زهرا(س) هفتاد هزار فرشته و در سمت چپش هفتاد هزار فرشته در حال حرکتند جبرئیل در حالی که افسار مرکب مجلل فاطمه(س) را در دست دارد با صدای رسا به اهل محشر اعلام می‌کند که:«غضّوا ابصارکم حتّی تجوز فاطمة بنت محمّدٍ؛ ای اهل محشر چشمان خود را فرو بندید تا فاطمه دختر محمد (ص) بگذرد. تمام پیامبران، رسولان، صدیقان و شهیدان که در آنجا حضور دارند چشمان خود را فرو می‌بندند تا فاطمه از میان جمعیت عبور کرده و مقابل عرش خداوند توقف می‌کند. به تنهائی از شترش پایین می‌آید و به درگاه خداوند عرضه می‌دارد: بارالها! ای مولای من، بین من و کسانی که به من ستم کردند و فرزندانم را کشتند خودت داوری کن!
از سوی خداوند بزرگ ندا می‌رسد: یا حبیبتی و ابنة حبیبی سلینی تعطیی و اشفعی تشفّعی فوعزّتی و جلالی لاجازنی ظلم ظالمٍ؛ای حبیبه من و دختر حبیب من! هر چه دوست داری از من بخواه تا برایت عطا کنم برای هر کسی می‌خواهی شفاعت کن که پذیرفته خواهد شد به عزت و جلالم قسم که ستم ستمگر را نادیده نخواهم گرفت.
در این لحظه حضرت زهرا(س) به خداوند عرضه می‌دارد: الهی و سیّدی ذرّیتی و شیعتی و شیعة ذرّیتی و محبّی و محبیّ ذرّیتی ؛ ای آقا و مولای من! ذریّه، فرزندان و شیعیانم و پیروان فرزندانم و دوستدارانم و دوستداران ذریّه‌ام را نجات بده و به فریادشان برس.
از سوی خدا ندا می‌رسد: این ذرّیة فاطمة و شیعتها و محبّوها و محبّو ذرّیتها؛ ذریّه و شیعیان و دوستداران فاطمه و دوستداران فرزندان فاطمه(س) کجایند؟
آنان همگی حاضر می‌شوند و در حالی که فاطمه زهرا(س) در پیشاپیش آنان در حرکت است و فرشتگان رحمت گرداگرد آنان حلقه زده‌اند به سوی بهشت روانه می‌شوند.(15)
این نوشتار را با نقل سروده‌ای سرور آفرین از علّامه بزرگوار کمپانی به پایان می‌بریم.
علّامه محقق آیة اللّه شیخ محمد حسین کمپانی در مورد عظمت و جلال فاطمه(س) سروده زیبایی دارد که بخشهایی از آن اشعار دل‌انگیز را به خوانندگان گرامی تقدیم می‌کنیم:
آیینه حق نما
دختر فکر بکر من، غنچه لب چو واکند از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند
ناطقه مرا مگر روح قُدُس کند مدد تا که ثنای حضرت سیّده نساء کند
فیض نخست و خاتمه، نور جمال فاطمه چشم دل ار نظاره در مبدأ و منتها کند
صورت شاهد ازل، معنی حسن لم یزل وَهم چگونه وصفِ آیینه حق نما کند
مطلع نور ایزدی، مبدأ فیض سرمدی جلوه او حکایت از، خاتم انبیاء کند
لیله قدر اولیاء، نور نهار اصفیاء صبح جمال او، طلوع از افق علا کند
بضعه سید بشر، امّ ائمه غرر کیست جز او که همسری باشه لافتی کند؟
وحی نبوتش نسب، جود وفتوتش حسب قصه‌ای از مروتش سوره «هل اتی» کند
لوح قدر به دست او، کلک قضا به شصت او تا که مشیّت الهیّه چه اقتضا کند
در جبروت حکمران، در ملکوت قهرمان در نشآت کن فکان، حکم به ما تشاء کند
عصمت او حجاب او، عفت او نقاب او ستر قدم حدیث از آن سرو از آن حیا کند
نفخه قدس بوی او، جذبه انس خوی او منطق او خبر ز«لاینطق عن هوی» کند
قبله خلق روی او، کعبه عشق کوی او چشم امید سوی او، تا به که اعتناء کند
متاب رو، از در او به هیچ سو مفتقرا ز آنکه مس وجود را فضّه او طلا کند
فرا رسیدن این دو عید را به همه آزاد مردان و آزاد زنان و تمامی مبارزان راه خدا در سراسر جهان و به فرزند، شاگرد و خلف آن امام والا مقام، حضرت آیت اللّه العظمی خامنه‌ای مدظله العالی و تمام پیروان راه خمینی کبیر تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم و امیدواریم خداوند پرتوی از نور ایمان و حرارت قلب خمینی عزیز را بر قلوب ما بتاباند تا سردی‌ها را مبدّل به گرمی نموده و حرارت علی وار بخشد و پایداری و استقامت در راه او را به ما عطا فرماید.
پی‌نوشت‌ها:ـــــــــــــــــــــــ
16. الفضائل، ص 8، بشارة المصطفی، ص 197.
17. شفاء الصدور، ص 225.
18. سوره روم، آیه 4 و 5.
19. معانی الاخبار، ص 396، بحارالانوار، ج 43، ص 4. با تلخیص.
20. الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 525.
21. امالی شیخ صدوق، مجلس 87، ص 593.
22. علل الشرایع،ج 1، ص 183.
23. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 212.
24. دلائل الامامه، ص 52.
25. سوره نحل، آیه 97.
26. امالی طوسی، ص 333.
27. ارشاد القلوب، ج 2، ص 295.
28. امالی طوسی، ص 400.
29. المناقب، ج 3، ص 332.
30. امالی صدوق، ص 17؛المناقب، ج 3، ص 327.
منبع : خبرگزاری فارس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS