دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حق محاکمه عادلانه

حق محاکمه عادلانه به عنوان یکی از حقوق اساسی بشر در سطح بین الملل به رسمیت شناخته شده است.
حق محاکمه عادلانه
حق محاکمه عادلانه

حق محاکمه عادلانه به عنوان یکی از حقوق اساسی بشر در سطح بین الملل به رسمیت شناخته شده است.

حق مذکور در اسناد بین المللی مهمی نظیر مواد 10 و 11 اعلامیه جهانی بشر (1948) [1]، بندهای 7-2 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)[2] و اسناد منطقه‌ای نظیر ماده 6 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (1950)[3] ماده 8 کنوانسیون  آمریکایی حقوق بشر (1969)[4]، مواد 7 و 26 منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها[5]، به رسمیت شناخته شده است. تصریح به حق محاکمه عادلانه و حمایت از آن منحصر به اسناد مذکور نمی‌شود واسناد متعددی بر حمایت از این حق تأکید نموده‌اند. در این میان، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی به جهت ماهیت الزام آور و این که از جمله اسناد بین الملل است مورد پذیرش غالب کشورها قرار گرفته از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد و از این جهت از مقررات مندرج در آن جهت تبیین این حق بهره‌ می‌گیریم.

مطابق مقررات مذکور حق محاکمه عادلانه، حقی است که شامل حق استماع عادلانه و علنی، اصل تساوی و برابری طرفین، مهمتر از آن تضمین به این رسیدگی در دادگاهی ذیصلاح، مستقل و بی طرف که به موجب قانون ایجاد شده، انجام می‌شود و حق دادرسی در چنین محکمه‌ای، حقی مطلق است که در هیچ شرایطی مورد تعلیق قرار نمی‌گیرد.

مطابق بند 1 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی، همه در مقابل دادگاه برابرند و هر کس حق دارد به این که به دادخواهی او بطور منصفانه و عادلانه بصورت علنی در یک دادگاه صالح مستقل و بی طرف مطابق با قانون رسیدگی شود. بر این اساس حق محاکمه عادلانه، جهت تحقیق، خود نیازمند برخی از شرایط و تضمینهایی است که در ماده مذکور به آن اشاره شده است. از جمله این شروط، رعایت اصل برابری است که در ماده 26 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز به آن تصریح شده است.

بر این اساس کلیه افراد در مقابل قانون مساوی بوده و بدون هر گونه تبعیضی از حمایت برابر در مقابل قانون برخوردارند. بنابراین اگر هر گونه تبعیض بر اساس جنسیت، مذهب، عقیده، رنگ، نژاد و...در بهره‌مندی افراد از حقوق یا حمایت آنها در برابر قانون تأثیر گذار باشد در این صورت محاکمه  افراد بر مبنای آن قانون، نقض حق محاکمه عادلانه محسوب می‌شود. از جمله دیگر شرایطی که برای حق محاکمه عادلانه در نظر گرفته شده مربوط به حق دستیابی فرد به دادگاه صالح مستقل و بی طرف و علنی جهت اقامه دعوی می‌باشد چنین دادگاهی به موجب قانون ایجاد شده باشد.[6]

هرگاه فرد در دادگاهی که به موجب قانون ایجاد نشده یا آنکه دادگاه صلاحیت‌برای رسیدگی را نداشته یا آنکه به هر نحوی استقلال آن مخدوش باشد مورد محاکمه قرار گیرد، در چنین حالتی  بی تردید حق فرد به محاکمه عادلانه نقض شده است. اما حق به علنی بودن محاکمه مطلق نیست و دارای قیود و محدودیتهایی‌ می‌باشد. از جمله محدودیتهای مربوط به افراد خصوصی، دادگاه می‌تواند محاکمه را به صورت غیر علنی برگزار نماید[7]

همچنین مطابق مقررات میثاق مذکور هر شخص متهم به جرمی حق دارد تا زمانی که جرمش بر طبق قانون اثبات نشده، بی‌گناه فرض شود.[8] این متن که نشانگر اصل برائت است یکی از تضمینهای حداقلی در دادرسیهای کیفری در جهت رعایت حقوق مربوط به متهمین است که عدم التزام عملی به آن، منجر به نقض حق محاکمه عادلانه خواهد شد.

یکی دیگر از مهمترین شروط مربوط به حق محاکمه عادلانه آن است که فرد محکوم مطابق با قانون، حق تجدید نظر در محکومیت و مجازات تعیین شده را توسط مرجعی بالاتر داشته باشد.[9]

چنین شرطی به این معنی است که هر شخص محکومی با صرف نظر از این که چه جرمی را مرتکب شده یا مجازات آن جرم چیست این حق را داشته باشد که از رأی صادره علیه خود بتواند در مرجع بالاتر تجدید نظر خواهی نماید. بنابراین اگر در جایی حق تجدید نظر خواهی در احکام کیفری از فردی  سلب شود، در آنجا می‌توان گفت حق محاکمه عادلانه او نقض شده است.

با توجه به قیودی که در بند 5 ماده 14 آورده شده مشخص است که چنین شرطی اختصاص به امور کیفری دارد. این موارد از جمله شروط و تضمینهای اساسی و اصلی جهات رعایت حق محاکمه عادلانه محسوب می‌شوند که بطور کلی و عمومی باید رعایت شوند اما در کنار این شروط برخی از شرایط دیگر هم وجود دارد که حسب مورد مقررات مربوطه پیش بینی شده و جهت برقراری محاکمه عادلانه رعایت آنها الزامی است. از جمله این شروط می توان به عدم اجبار به شهادت علیه خود یا اجبار به اقرار و اعتراف یا رعایت آیین دادرسی مطابق با سن افراد بالغ، حق داشتن وکیل، حق استماع شهادت شهود و جرح شهود و...اشاره نمود.[10] در مجموع با توجه به تمامی آنچه بیان شد در تعریف محاکمه می‌توان گفت محاکمه عادلانه به پروسه و فرآیندی قضایی یا شبه قضایی قانونی از مدنی یا کیفری اطلاق می‌شود که تمامی معیارهای حقوق بشر بین المللی منصفانه و بی طرفانه را رعایت می‌نماید. حقوق بشر رویه‌ای و ماهوی منظور داشتن فرآیندی قضایی مدنی یا بنایی مطابق با  تمامی مقررات مربوط به آیین دادرسی شکلی حقوق بشر.[11]

این هنجار یکی از هنجارهای عرفی حقوق بین الملل محسوب می‌شود.[12] بنابراین از این حیث بر تمامی دولتها عضو میثاق باشند یا نباشند الزام آور است.

حق محاکمه عادلانه باتفاوتهایی که وجود دارد بصورت اجمالی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده و برخی از شرایط مربوط به آن را در اصول نوزدهم ، بیستم، سی و چهارم، سی و پنجم سی و ششم، سی و هفتم، سی و هشتم و یکصد و پنجاه و ششم می‌توان یافت.

برای توضیح بیشتر:

1 -Nihal jayawickarma, the judicial Application of Hman Right Law (National, Regional and international jurisprudence), Cambridge university press, 2002,pp. 478-526.

2-sarah joseph, jenny Schultz and Melissa castan, the International covenant on civil and political rights (cases, materials and commentary), oxford university press, 2000, pp277-339.

  • [1] . universal Declaration on Human Rights (1948), undoc A/ 810, 10 Dec . 1948, Arts. 10 and 11.
  • [2] . International covenant on civil and political Right (1966), un Doc. A/ 6316 (1966),Art. 14.
  • [3] . Eropean convention for the protection of human Rights and Fundamental Freedoms (1950), 213 unts 222 (1950) Art, 6 (1).
  • [4] . American convention on Human Rights (1969), OEA/ Ser. L / v II,23 Doc. Rev. 2.
  • [5] . African charter on Human and peoples Right (1981), OAU Doc CBA/ LEG/ 67/ 3 Rev.5 Art and 29.
  • [6] . IccpR Art. 14 (1)
  • [7] . IccpR Art. 14 (1)
  • [8] . IccpR Art. 14 (1)
  • [9] . IccpR Art. 14 (5 )
  • [10] . ر. ک: ICCPR, Art. 14 (3 , (4) (6) (7)
  • [11] . H. Victor conde, AHand book of International Human Right terminology, second fdition, newyork, 2003.p.88.
  • [12] . Ibid,p. 89.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS