دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حكم تعامل و دوستی با افراد بی نماز

No image
حكم تعامل و دوستی با افراد بی نماز

نماز بهترين اعمال ديني است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت هاي ديگر هم قبول مي شود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمي شود، همان طور که اگر انسان شبانه روزي پنج نوبت در نهر آبي شست و شو کند، آلودگي در بدنش نمي ماند، نمازهاي پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک مي کند و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسي که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسي است که نماز نمي خواند.

با اين وجود يکي از سؤالاتی که ذهن مخاطبان را به خود جلب کرده اين است: من دوستي دارم که نماز نمي خواند من چند بار به او توصيه کرده ام که نمازش را بخواند، ولي باز هم احتمال زيادي مي دهم که نمازش را نمي خواند، در ضمن من اين دوستم را خيلي دوست دارم، از طرفي شنيده ام که دوستي با بي نماز گناه است، من اصلاً نمي خواهم دوستي ام را با او به هم بزنم، آيا واقعا دوستي با بي نماز گناه است؟ اگر هست من بايد چه کار کنم؟

مرکز تخصصي نماز در جواب اين پرسش مي گويد:

ملاک دوست يابی

خداوند در رابطه با دوستان خوب که برادران ديني ما به حساب مي آيند، مي فرمايد: اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در اين صورت برادران ديني شمايند و ما آيات خود را براي گروهي که مي‌ دانند (و مي‌ انديشند)، به تفصيل بيان مي‌ کنيم.(توبه /11)

در اينجا شرط دوستي و برادر ديني بودن، زکات دادن و نماز خواندن شمرده شده است و اگر مي خواهيد ببينيد که شخصي به درد دوستي مي خورد يا نه، ببينيد که آيا واجباتش، از جمله نمازش را بجا مي آورد يا نه؟

و همچنين در سوره الکهف آيه 28 در رابطه با دوستان خوب مي فرمايد: با کساني باش که پروردگار خود را صبح و عصر مي‌ خوانند و تنها رضاي او را مي‌ طلبند! و هرگز به خاطر زيورهاي دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از کساني که قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مکن! همانها که از هواي نفس پيروي کردند و کارهايشان افراطي است.

در اينجا نيز خداوند دوست خوب را کسي معرفي مي کند که به ياد خدا باشد و به ذکر خداوند و نماز مشغول باشد.

در روايات نيز يکي از مهمترين ملاک هاي انتخاب دوست و همنشين را نماز قرار داده است، امام صادق(ع) در اين باره فرموده: «اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَيْنِ فَإِنْ کَانَتَا فِيهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَي الصَّلَوَاتِ فِي مَوَاقِيتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْر»؛ برادران خود را با دو خصلت آزمايش کنيد، اگر آن دو خصلت در آنها بود خوب است وگرنه دور شويد، دور شويد، دور شويد، مواظبت او بر نمازهايش در اوقات آن، نيکي به برادران در زمان سختي و آساني.

کسي که نماز نمي خواند و جزو دوستان شما است، اگر مي دانيد و يا احتمال مي دهيد که ارتباط با او ممکن است ايشان را به نماز بکشاند و يا اثرات خوبي بگذارد، با او ارتباط سازنده داشته باشيد، به اين معنا که به اصلاح زيربناهاي فکري وي پرداخته و به مرور او را به خواندن نماز ارشاد کنيد و البته مراقب باشيد که در اعتقادات و خلقيات شما اثر منفي نگذارد، زيرا در اين صورت يعني در صورت تأثير او در شما، ادامه اين ارتباط، صحيح نبوده و شرعاً جايز نيست.

بنابراين اگر احتمال مي‌ دهيد که نتيجه معکوس باشد، رابطه دوستانه خود را قطع کنيد، گرچه در برخوردها با او گرم بوده و به او محبت کنيد، ادامه دوستي با افراد بي نماز که توجهي به خدا و دين ندارند و تأثيرپذير هم نيستند، ممکن است در شما تأثير منفي بگذارد و کم کم شما هم حس کنيد که توجهتان به نماز و خداوند کم شده است.

تعامل با بی نماز

وظيفه ما در برخورد با افراد تارک الصلاه چيست و نحوه برخورد ما با آنها بايد چگونه باشد؟ وظيفه هر يک از افراد به تناسب شرايط و جايگاهشان، در نحوه برخورد با افراد بي نماز متفاوت است که مي توان تمامي اين افراد را به سه گروه عمده تقسيم کرد:

الف) کساني که شرايط و توانايي امر به معروف و نهي از منکر نسبت به افراد بي نماز را دارند

کساني که شرايط امر به معروف و نهي از منکر را دارند، وظيفه آنها در برخورد با افراد بي نماز آن است که پس از ريشه يابي علت روي نياوردن فرد به نماز با رعايت مراتب امر به معروف و نهي از منکر همراه با نرمي و آرامش و اخلاق اسلامي و از طرق مختلف، فرد بي نماز را نسبت به خواندن نماز ارشاد کنند، مثلاً اگر علت بي نمازي فرد به دليل ندانستن فلسفه و اسرار نماز است، وي را با حکمت ها و اسرار نماز آشنا کند و اگر علت آن را در بلد نبودن نماز مي بينند، وي را با ياد دادن نماز ياري کنند و يا اگر علت آن وجود برخي سؤالات و شبهات راجع به نماز است، به پاسخگويي نسبت به اين سؤالات اقدام کرده و يا او را با کتاب هايي که در همين زمينه تأليف شده آشنا کنند، اگر تمامي وظايف خود را انجام داديم، ولي فرد بي نماز آنها را نپذيرفت، مي توان با دوري کردن از وي مخالفت خود را اظهار کرد.

    ب) کساني که شرايط امر به معروف و نهي از منکر نسبت به افراد بي نماز را ندارند

    اين گروه از افراد کساني هستند که به دليل عدم آشنايي با احکام و روش هاي امر به معروف و نهي از منکر ممکن است نتوانند تأثير مثبتي بر روي افراد بي نماز بگذارند و يا حتي در مواقعي ممکن است به جاي اينکه کسي را نماز خوان کنند، شرايط را نيز بدتر کرده و وي را تا آخر عمر از دين متنفر کنند. وظيفه چنين افرادي اين است که قبل از هرگونه اقدامي، به دنبال شرايط تحصيل امر به معروف و نهي از منکر رفته، سپس در اين راستا اقدام کنند.

    ج) افرادي که به راحتي تحت تأثير ديدگاه هاي افراد بي نماز قرار مي گيرند

ممکن است افرادي به دليل ضعف بنيه هاي اعتقادي و يا عدم آشنايي کامل با ابعاد مختلف نماز به راحتي تحت تأثير تفکرات فرد بي نماز قرار گرفته و خود نيز نماز را ترک کنند، وظيفه چنين افرادي - علاوه بر تقويت بنيه اعتقادي و مطالعه کافي راجع به نماز – پرهيز از هرگونه معاشرت با افراد بي نماز است.

    از: فارس

   

           روزنامه كيهان، شماره 21112 به تاريخ 1/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS