دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حمله مغول به ایران

No image
حمله مغول به ایران

كلمات كليدي : حملۀ مغول، چنگيزخان، خوارزمشاهيان، سلطان محمد خوارزمشاه، ايران، سلطان جلال الدين، خراسان

نویسنده : علي ابراهيمي

یکی از حوادث بسیار تلخ که ضرباب جبران ناپذیری بر فرهنگ و تمدن ایران اسلامی وارد شد فتنۀ حملۀ مغول به سرزمین ایران است. چنگیزخان )تموچین( پس از مطیع کردن اقوام مغول و حکومت‌های محلی که با ایران همجوار شده بود به دنبال ایجاد در روابط تجاری، سیاسی با ایران بود اما به دلیل بی‌تدبیری سلطان محمد خوارزمشاه و نبود انسجام در ارکان حکومت تبدیل به روابط خصمانه شده یکی از دردناکترین فجایع انسانی در ایران به وقوع پیوست.

زمینه‌ها و علل حملۀ مغول به ایران

1- همجواری مغولان و خوارزمشاهیان با نابود شدن قراختائیان توسط سلطان محمد خوارزمشاه.

2- قتل عام کاروان تجاری مغول در شهر اترار توسط غایرخان حاکم آنجا به دستور سلطان محمد.

3- توجه شدید مغولان به امر تجارت و نفوذ در غرب و مانع تراشی خوارزمشاهیان.

4- دشمنی دیرینه بین خلافت عباسی و سلطان محمد که باعث شد خلیفه چنگیزخان را علیه سلطان تحریک کند.[1]

چگونگی حملۀ مغول به ایران

چنگیزخان پس از تثبیت قدرت خود برای شروع باب تجارت و دوستی با ایران عده‌ای بازرگان به ایران فرستاد ولی هنگامی که سفیران چنگیز وارد شهر اترار شدند تا پیام او را تسلیم کنند، غایرخان حاکم آنجا در مالشان طمع کرده به بهانه جاسوسی آن‌ها را زندانی کرد و از سلطان محمد درخواست قتل آن‌ها را کرد. سلطان بدون تفکر دستور مصادره اموال و قتل آنان را صادر کرد. چون خبر به چنگیز رسید درخواست تسلیم حاکم را کرد ولی سلطان قاصد او را نیز کشت. لذا چنگیزخان همراه امرا و پسرانش عازم جنگ شد. او اترار را تصرف و اموال مردم غارت و غایرخان کشت. سپس شهرهای ماوراءالنهر مثل بخارا، سمرقند، ترمذ، جند، خجند، فناکت و ... یکی پس از دیگری با قتل و غارت گشود و جوانان را به سپاه و اهل حرفه و صنعت را به مغولستان فرستاد.

پس در تعقیب سلطان محمد عازم خراسان شدند و مرو، طوس، خبوشان، بلخ، هرات و نیشابور را تصرف کردند. سلطان محمد از طریق مازندران به جزیرۀ آبسکون گریخت. مغولان مناطق دیگر ایران را تصرف و عازم فتح خوارزم و تعقیب سلطان جلال الدین شده ولی جلال الدین از آب سند گذشت و به هند رفت لذا چنگیزخان به غزنین برگشت و قتل و غارت و ویرانی بسیار کرد و سپس به مغولستان رفت. جلال الدین دو سال بعد از هند برگشت تا آن‌ها را شکست دهد اما خلیفه او را همراهی نکرد و در 628 در میافارقین کشته شد.[2]

دلایل شکست خوارزمشاهیان از مغول

- از دست دادن روحیۀ اعتماد به نفس و مستولی شدن ترس بر سلطان محمد در برابر قدرت مغول،

- سیاست نادرست نظامی او در متفرق کردن نیروها در شهرها و پراکندگی و اختلاف سپاهیان

-نبود یک نظام دیوانی کارآمد برای ادارۀ قلمرو وسیع

-سیاست مذهبی او و مخالفت با خلیفه عباسی به صورت حذف خلیفه و نامزدی یکی از سادات علوی که منجر به عدم همراهی خلیفه با وی شد.[3]

پیامدهای حملۀ مغول به ایران

بر اثر حملۀ مغول زیان‌های مادی و معنوی بسیاری به ایران وارد شد و به قول جوینی:

«آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند».[4]

بیشتر شهرها، آبادی‌ها، مزارع، اماکن، راه‌ها، بازارها تخریب و در نتیجه تجارت، کشاورزی و صنعت نابود شد، اموال و دارایی‌های ایران غارت شد، بر اثر کشته شدن مردان بسیاری مناطق خالی از سکنه شده، علمای بسیاری کشته شدند، جوانان به سپاه برده شدند و اهل حرفه و صنعت به مغولستان انتقال یافتند و قلمرو سیاسی ایران مدت‌ها تحت حاکمیت بیگانگان قرار گرفت.[5]

مقاله

نویسنده علي ابراهيمي
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - حمله مغول تا صفویه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS