دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خانه حضرت زهرا (س)

No image
خانه حضرت زهرا (س)

كلمات كليدي : حضرت زهرا، حضرت علي (ع)، عمر بن خطاب، ابوبكر، بيت فاطمه

حضرت زهرا (س) پس از هجرت به مدینه مدتی به همراه پدر بزرگوارش در خانه "ابو ایوب انصاری" اقامت گزید تا این‌که پیامبر (ص) برای "سوده" (=همسر پیامبر)‌ خانه‌ای تهیه دید. بعد از آن دخت نبی در آن خانه همراه "سوده" بود. وقتی که پیامبر (ص)‌ با ام‌سلمه ازدواج نمود دخترش را به خانه او برد. در این خانه بود که حضرت علی (ع) ایشان را خواستگاری نموده و سپس آن حضرت ‌برای زندگی مشترک خانه‌ای تهیه دید.

در طبقات الکبری آمده است:

چون علی (ع) با فاطمه (س) ازدواج کرد، آن‌حضرت خانه‌ای تهیه دید که با خانه پیامبر (ص) ‌فاصله داشت و پس از اندکی پیامبر (ص)‌ پیش فاطمه (س) رفت و فرمود می‌خواهم خانه‌ات را نزدیک خود منتقل کنم. در نهایت به خانه‌ای که متعلق به"حارثة بن‌ نعمان" و نزدیک‌ترین منزل به منزل پیامبر (ص) بود نقل مکان نمودند. آنان در این محل زندگی می‌کردند تا این‌که خانه‌ای کنار مسجد ساخته شد و حضرت پیامبر (ص) آن را در اختیار علی (ع) و فاطمه زهرا (س) قرارداد و ظاهراً تا پایان زندگی مشترک در آن خانه زندگی می‌کردند.

آرزوی دست نیافتنی

حاکم نیشابوری می‌نویسد:

«"عمربن خطاب" می‌گفت: ای کاش یکی از سه خصلت علی ‌بن‌ ابی ‌طالب(ع) را داشتم که از هر چیز برای من دوست داشتنی‌تر بود:ازدواج با فاطمه (س)، سکونت جنب مسجد النبی (ص) و اعطای پرچم در نبرد خیبر به علی (ع)»

هم‌چنین قضیه بسته شدن درها به غیر از در خانه علی (ع) که به مسجد‌النبی باز می‌شد دال بر این است که آن‌حضرت و فاطمه (س) در سال سوم هجری و بعد از آن نیز در خانه‌ای که در کنار مسجد ساخته شده بود زندگی می‌کردند. این خانه دو در داشت که یکی به مسجد باز می‌شد و حضرت هنگام نماز از آن وارد مسجد می‌شدند و در دیگری هم به بیرون مسجد باز می‌شد که رفت آمد روزمره از آن صورت می‌گرفت. از این خانه در اکثر روایات شیعه و سنی با عنوان «بیت‌ فاطمه» یا «حجرة فاطمه» یاد شده است. همه شواهد و قراین دال بر این است که خانه‌ای که حضرت علی (ع) و فاطمه (س) به همراه فرزندان خود در آن زندگی می‌کردند، دیوار به دیوار خانه پیامبر (ص) بود. طبری چنین می‌نویسد:

«و کان بیتها ملاصق بیت رسول الله (ص)»

طبق نقل‌های موثق، بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) در جریان بیعت با "ابو‌بکر" و قضیه سقیفه که علی (ع) و تعدادی از یاران آن حضرت با وی به خلافت بیعت نکردند و برای مشورت و رایزنی در خانه فاطمه (س) جمع بودند، این خانه چندین بار مورد هجوم افراد خلیفه واقع شد و طبق روایات در خانه را سوزاندند.

هجوم

"ابن عبد ربه" (متوفای 328 ه‍ ( و "بلاذری" (متوفای 276ه‍ ( در این باره می‌نویسند:

« پس از ماجرای سقیقه عده‌ای به سوی خانه فاطمه به راه افتادند در بیرون خانه عمر فریاد زد بیرون بیائید! بیرون بیائید و گر‌نه خانه را با اهلش آتش می‌زنیم! فاطمه (س) به در حجره رفت و در آن‌جا عمر را دید که آتشی در دست دارد. فاطمه (س) فرمود: عمر مگر از خدا نمی‌ترسی چه شده است؟ عمر گفت: باید علی (ع) و بنی‌هاشم به مسجد آمده و با خلیفه بیعت کنند! ابوبکر پیشوای مسلمین است. مردم در سقیفه با او بیعت کرده‌اند. بنی‌هاشم هم باید با او بیعت کنند. اگر نیایند خانه را با اهلش به آتش می‌کشم. فاطمه (س) فرمود: عمر آیا می‌خواهی خانه ما را آتش بزنی؟ عمر گفت: آری ».

قول مشهور آن است که این خانه همان خانه‌ای بود که پیامبر (ص)‌ هر صبح دو دست خویش را بر طرفین در می‌گذاشت و سلام بر اهل بیت می‌داد. و می‌فرمود: وقت نماز هست.

ندامت

در بیشتر منابع آمده است که ابوبکر در روزهای آخر عمرش از برخورد خود با اهل بیت پیامبر (ص)‌ اظهار ندامت می‌کرد و می‌گفت:

« ای کاش خانه فاطمه را تفتیش نمی‌کردم هر چند که علیه من اعلان جنگ می‌کردند ».

یکی از نویسندگان در توجیه سخن ابوبکر می‌گوید:

« فاطمه خانه‌ای در کنار مسجد داشت که یک درش به مسجد باز می‌شد و ابوبکر بعد از به خلافت رسیدن دستور داد که آن را بستند و لذا ابوبکر از این کرده خود اظهار ندامت می‌کرد ».

می‌توان به این گفته "ابن ‌شبه" استناد کرد که "عبدالعزیز بن‌ عمران" نقل می‌کند:

« علی (ع) فاطمه (س) را شبانه در منزلش دفن کرد قبرش در کنار باب مسجد است ».

همو ‌گوید:

« فاطمه (س) در خانه‌اش مدفون شد. خانه‌ای که عمر بن عبدالعزیز (در دوره حکومتش بر مدینه) آن را ضمیمه مسجد النبی کرد ».

همه این‌ها دال بر این مطلب است که خانه حضرت، همان خانه‌ای است که در کنار مسجد بوده و الا محل دفن حضرت مخفی است و اقوال مختلفی درباره آن ذکر می‌شود.

"سمهودی" می‌گوید:

علی در مدینه دو خانه اتخاذ نمود که یکی کنار مسجد النبی بود و دری به مسجد داشت و این همان منزل فاطمه دختر رسول خدا (ص) است که در آن سکونت داشت و خانه دیگری هم در بقیع داشت.

از این گفته "سمهودی" نیز استنباط می‌شود که خانه‌ای که در کنار مسجد وجود داشت موسوم به خانه فاطمه (س) بود و همان‌طور که قبلاً‌ ذکر شد اکثر روایات می‌گویند روز بیعت، مخالفین خلافت ابوبکر به خانه فاطمه (س)‌ پناه بردند، نمی‌گویند که به خانه علی (ع) پناه بردند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS