دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدا عیب این بندگان را آشکار می کند

No image
خدا عیب این بندگان را آشکار می کند

قدس آنلاین: اگرچه ستارالعیوبی از صفات خداوند متعال است اما هستند عده ای که خداوند این صفت خود را برای آنها به کار نمی گیرد و عیب هایشان را آشکار می کند.

به گزارش قدس آنلاین، عیب جویی و خرده گرفتن بر عیوب دیگران از کارهای مذموم و مورد نکوهش در روایات است تا جایی که در لسان معصومان علیهم السلام بابی برای آنها که عیب دیگران را می گویند، وجود دارد.

چنان که امیرمؤمنان امام علی (ع) می فرمایند: «عیب جویی، از زشت‌ترین عیب ها و بدترین گناهان است.»

همچنین، ایشان فرموده اند: «باید منفورترین مردم نزد تو و دورترین آنها از تو كسی باشد، كه بیش از همه عیب جوی مردم است.»

علاوه بر این، مولای متقیان امام علی (ع) می فرمایند: «هر كه دنبال عیب های مردم بگردد، خداوند عیب‌ و زشتی های ‌او را برملا سازد.»

پیامبر اكرم (ص) می فرمایند: «خوشا به حال آن كس كه عیب خودش، او را از پرداختن به عیب های برادران مؤمنش باز دارد.»

حضرت باقر (ع) فرموده اند: «همانا ثواب نيك رفتارى زودتر از هر كار خيرى رسد، و عقوبت ستم و تعدى به مردم زودتر از هر بدى آيد، و همين عيب براى مرد بس است كه از مردمان ببيند چيزى را كه از (ديدن) آن چيز در خودش كور است، يا مردم را به كارى سرزنش كند كه خودش نتواند آن را واگذارد، يا همنشين خود را به چيزى كه به كار او نخورد، آزار دهد.»

ابو حمزه گويد: از حضرت على بن الحسين عليهما السلام شنيدم كه مي فرمودند: «رسول خدا (ص) فرموده: «همين عيب براى مرد بس است كه ببيند از مردمان چيزى را كه در خود نبيند، و همنشين خود را بيازارد به چيزى كه به كار او نخورد.»

همچنین، از امام باقر (ع) است که: «اين عيب براى مرد بس است كه از عيب هاى مردم چيزى را جستجو كند (و در صدد فهميدن آن برآيد) كه از ديدن آن در خود نابينا است، يا چيزى را بر مردم عيب گيرد كه در خود او هست، و نتواند از آن عيب بيرون آيد و به حال ديگرى درآيد، يا همنشين خود را به چيزى كه به كارش نخورد آزار دهد.»

از امیرمؤمنان امام علی (ع) است که: «دنبال عیب های مردم نباش؛ زیرا عیب هایی كه در خودت هست - اگر خردمند باشی - مانع از آن می‌شود كه از كسی عیب جویی كنی.»

همچنین آن حضرت (ع) می فرمایند: «در كودنی آدمی همین بس كه عیب های مردم را ببیند و عیب های خودش بر او پوشیده باشد.»

منابع:

غررالحکم

اصول کافی

بحارالانوار

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS