دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خلاقیت Creativity

افراد هنگامی که اندیشه یا فکری نو به وجود می‌آورند در حقیقت اقدام به خلاقیت می‌کنند که البته این خلق به صورت یکباره، ساده و خطی نبوده و نیازمند تلاشهای بی‌وقفه و آگاهی نسبی زیاد می‌باشد. از واژه‌های نزدیک به خلاقیت پیشرفت و آفرینش است که حتی در بعضی از کتب مدیریت از آفرینش به جای خلاقیت استفاده می‌شود.
No image
خلاقیت Creativity

خلاقیت و سازمان

ویژگی مثبت خلاقیت، ایجاد محیطی متغیر و دور از رکود برای سازمان است. از جنبه‌های منفی خلاقیت، عمر این فعالیت است؛ که در هیچ انسانی این استعداد همیشگی نبوده و افراد بعد از مدتی مجبور به حل مکانیکی مسائل می‌شوند.

سازمانهای امروزی خود به وجود آورنده و همچنین به کارگیرنده خلاقیت می‌باشند. در سازمانها، برخی از گروههای رسمی مانعی جدی برای ایجاد خلاقیت هستند. افراد خلاق در سازمانها موجب سرخوردگی افرادی می‌شوند که به محیط آرام سازمان عادت دارند. برخی از اعضای سازمان به علت عدم اعتماد به نفس، همرنگی با جماعت، ترس از شکست، ترس از انتقاد و نداشتن تمرکز، از خلاقیت دوری می‌کنند.

 

فرایند خلاقیت

برای خلاقیت فرایند چهار مرحله‌ای در نظر گرفته شده است که با یکدیگر تعامل و تداخل داشته و منجر به ایجاد اندیشه‌ای نو می‌شوند. این چها مرحله عبارتند از:

1.    مرور و مطالعه‌ی ناخودآگاه؛ مرور ومطالعه ناخودآگاه در پس ذهن انسان انجام می‌شود. این مرحله را می‌توان به عنوان آمادگی افراد در نظر گرفت که خود را برای انجام یک خلاقیت آماده می‌کنند؛

2.    کشف و شهود؛ مرحله کشف زمانی است که ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه پیوند داده می‌شود. در مرحله کشف پدیده‌هایی که زمانی با یکدیگر در تضاد و تعارض بودند دارای رابطه می‌شوند؛

3.    بینش؛ زمانی که افراد، بین ارتباط میان پدیده‌ها و  خود مسئله، همبستگی مشاهده کنند، آنگاه دچار یک هیجانی می‌شوند، که نشان از به وجود آمدن بینش جدیدی در فرد می‌باشد؛

4.    صورت‌بندی منطقی یا اثبات قضایا؛ برخی مواقع این بینش‌ها زمان بسیار کمی دوام دارند و در کوتاه مدت از بین می‌روند لذا لازم است ابزارهایی برای ثبت و نگهداری آنها نزد افراد وجود داشته باشد. لازمه دستیابی به یک اندیشه جدید آزمایش و آزمون بینش‌های جدید می‌باشد؛ البته از چالشهای موجود همانا نقصان در شیوه‌های ارزیابی می‌باشد.[1]

در تمامی مراحل ذکر شده  وجود یکسری اطلاعات علمی مربوط به بخشی از موضوع مسئله برای افراد الزامی است؛ تا بتوانند با استفاده از ترکیب نمودن این اطلاعات، فرایند ایجاد خلاقیت را سپری کنند. به این ترتیب بخشی از اطلاعات در مورد واقعیات مسئله را تفکر خلاق می‌نامند؛[2] لذا سازمانهای امروزی نیازمند مدیرانی با تفکر خلاق هستند که بهترین روش حل مسائل را در پیش بگیرند.

بهترین کاربر خلاقیت می‌تواند در زمینه برنامه‌ریزی‌های افرادی صورت بگیرد که منجر به سود کلان می‌شوند. 

 

گونه‌های خلاقیت

گونه‌های مختلفی از خلاقیت وجود دارد که توضیح مختصری درباره هرکدام ارائه می‌شود:

1) خلاقیت عملی؛ منجر به اختراعاتی می‌شود که افراد پس از برخورد با آن، بسیار ساده قلمدادش می‌کنند و از اینکه چرا به فکر ایشان نرسیده  دچار تعجب می‌شوند؛

2) خلاقیت ذهنی؛ این خلاقیت از گونه‌گونی مسائل ذهنی سرچشمه می‌گیرد؛

3) خلاقیت هنری؛ آنچه ما به عنوان هنر از هنرمندان انتظار داریم، خلاقیت ذهنی ایشان می‌باشد؛

4) خلاقیت غیر کلامی و تخیلی؛ این نوع از خلاقیت در سازمانها به ندرت اتفاق می‌افتد  و از نظر اعضای  سازمان غیر عادی و غیر منطقی به نظر می‌رسد. در این نوع خلاقیت افراد فقط از تخیلات خود استفاده می‌کنند.

 

بایسته‌های خلاقیت

برای بکارگیری خلاقیت در سازمان یکسری باید‌ها وجود دارد که به آنها اشاره‌ای مختصر می‌کنیم:

1.   وجود سازمان با ساختار منعطف؛ در محیط خشک و آرام نمی‌توان بستر لازم برای خلاقیت ایجاد کرد؛ زیرا در چنین محیطهایی شرط بقاء، ثبات در سازمان است؛ اما همانطور که ذکر کردیم خلاقیت موجب تغییر می‌شود.

2.   قابلیت دسترسی به منابع؛ افراد یا گروههایی که برای ایجاد خلاقیت تلاش می‌کنند باید در دسترسی به منابع آزاد و مختار باشند.

3.   ارتباط بین واحدها؛ واحدهای سازمانی باید دارای ارتباطات باز با یکدیگر باشند تا در حل مسائل آزادانه عمل بکنند؛[3]

4.   سازمان‌های خلاق؛ مدیران باید در سازمانهایی که تمایل به خلاقیت دارند فعالیت داشته باشند که بتوانند خطرات ناشی از تفکرات خلاق افراد را به پدیده‌ای سودمند در سازمان تبدیل کنند؛

5.   ارائه شانس مساوی به افراد؛ مدیران باید شانس مساوی به همه افراد برای ارائه تفکرات خلاق بدهند؛

6.   فرهنگ مشابه؛ سازمانهای خلاق دارای فرهنگی مشابه می‌باشند.



[1]. کونتز، هارولد؛ اصول مدیریت، دکتر فرهنگی و دکتر طوسی، موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی، 1385، ص204و  205.

[2]. ظهوری، قاسم؛ مدیریت، تهران، کوشامهر، 1384، جلد اول، ص1040.

[3]. نصر اصفهانی، علی؛ مدیریت رفتار سازمانی، اصفهان، جهاد دانشگاهی اصفهان، 1379، ص115.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS