دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خيرخواهی و نصيحت

No image
خيرخواهی و نصيحت

رسول خدا (ص) فرمودند: مسلمان در برابر برادر مؤمنش سي حق دارد كه از اين حقوق رهايي نيابد، مگر به دو صورت: ۱ - ادای حقوق ۲ - گذشت برادر مؤمن از حقوق خود. (يكي از اين حقوق عبارت است از:) پيوسته اندرزگو و خيرخواه او باشد». همه انسانها همواره در معرض لغزش و اشتباه هستند. از اين رو لازم است در هر اجتماعي كساني كه به گونه‌اي با يكديگر در ارتباط هستند و پيوند دوستي و برادري يا رابطه خويشاوندي ميان آنها برقرار است يا دست كم در مسلمان بودن با يكديگر مشتركند، به عنوان وظيفه انساني و اسلامي و به حكم محبت و دلسوزي بر رفتار اطرافيان خود نظارت كنند تا اگر خداي نخواسته مشاهده كردند كه آنها راه خطا در پيش گرفته‌اند، با نصيحت و پند و اندرزي كه از صميم قلب و از سر خيرخواهي برخاسته است، آنها را متوجه خطا و اشتباه خويش سازند و طريق رستگاري و زندگي سعادتمندانه را به ايشان نشان دهند. اگر با وجود قدرت بر انجام چنين كاري، در انجام آن كوتاهي كنند، مشمول اين حديث امام صادق (ع) خواهند شد كه: « هر كس برادرش را بر امر ناشايستي ببيند و با وجود توانايي بر بازداشتن، او را از اين كار منع نكند، به او خيانت كرده است». ‌همچنين بايد بدانيم كه اگر از سر دلسوزي و خيرخواهي به نصيحت ديگران بپردازيم، اجر عظيمي در انتظار ما خواهد بود، چنانكه رسول اكرم (ص) وعده داده است: «در روز قيامت مقام و منزلت كسي بيش از همه خواهد بود كه در طريق نصيحت برادرانش بيشتر گام برداشته باشد». البته بايد در نظر داشت كه نصيحت‌ها و سفارشهاي ما آن گاه در ديگران اثر مي‌كند كه با مهرباني و ملاطفت همراه باشد و از سر دلسوزي و احساس مسئوليت انجام پذيرد. اگر خداي نخواسته پند و اندرز اندكي همراه با تحقير و سرزنش يا از سر اظهار فضل و بزرگ نشان دادن خود باشد، نه تنها هيچ تأثيري ندارد، بلكه ممكن است شخص نصيحت شونده را در طريق اشتباهي كه در پيش گرفته است، مصمم‌تر كند. بنابراين، نصيحت‌كننده بايد دلسوز و مهربان باشد و در كمال لطف و صفا به اين عمل اقدام كند. انبياي الهي كه در رأس ناصحان و اندرزدهندگان به انسانها هستند، چنين بودند و هر يك از آنها اينگونه مردم را خطاب مي‌كردند: «پيامهاي پروردگارم را به شما مي‌رسانم و براي شما خيرخواهي امينم» (اعراف: ۶۸). اگر چه اين حق مؤمن است كه نصيحت شود ولي نصيحت كردن او شرايطي دارد كه توجه به آنها شايسته است. اين شرايط عبارتند از: ۱- تأثير نصيحت زماني بيشتر خواهد بود كه ناصح، عامل به گفته‌هاي خود باشد. آن كس كه خود را مي‌فريبد نصيحت گوي خوبي نيست. امام علي (ع) فرمودند: «چگونه ديگري را نصيحت مي‌كند كسي كه خود را مي‌فريبد». بر آدمي سزاست كه پيش از نصيحت كردن ديگران، نصيحت گوي خود باشد. اميرالمؤمنين علي(ع) فرمودند: «من نصح نفسه كان جديرا بنصح غيره؛ هر كس خود را نصيحت گويد به نصيحت گويي ديگران سزاوار است». ۲- نصيحت كردن مؤمن، خيرخواهي براي او است، پس نبايد به شري براي او مبدل شود. نصيحت كردن فرد در حضور ديگران سبب شرمندگي اوست و به نكوهش او تبديل مي‌شود. اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: «نصيحت گويي تو در بين مردم، نكوهش است».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS