دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خیانت

No image
خیانت

كلمات كليدي : قرآن، خيانت، امانت، خيانت به خدا و رسول

نویسنده : علی محمودی

"خیانت" مشتق از "خَوَن" به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. نقطه مقابل خیانت، امانت است.[1]

یکی از مهمترین فضایل اخلاقی و ارزشهای انسانی و اسلامی که با تأکید فراوان در قرآن و احادیث از آن یاد شده است، امانت‌داری است. علمای اخلاق نیز اهمیت فوق العاده‌ای برای آن قائلند و به عکس، خیانت از بزرگترین گناهان و نکوهیده‌ترین رذایل است.[2]

در اهمیت امانت‌داری همین بس که خداوند متعال در قرآن در مقام تعریف انبیاء، آنان را با وصف «رسول امین»[3] توصیف کرده است.[4] و آنچه در تواریخ آمده، یکی از مهمترین و برجسته‌ترین خصوصیات رسول خدا (ص) امانت‌داری ایشان و «محمد امین» نامی آشنا میان قبائل عرب بوده است. با توجه به اهمیت امانت‌داری در زندگی فردی و اجتماعی و آثار بسیار نیکویی که از خود بر جا می‌گذارد، زشتی خیانت و آثار شوم آن، آشکار می‌شود.

مذمومیت برخی از انواع خیانت، از شرک و بت‌ پرستی نیز بیشتر است، زیرا منشأ کفر و بت پرستی و روی گردانیدن از عبادت خدا همگی ناشی از خیانت انسان نسبت به عهد و پیمانی است که با پروردگارش بسته است.[5]

ماده خیانت و مشتقات آن در 15 آیه آمده است که در تمامی این آیات مذمت و نکوهش برای همه شکل‌های خیانت اعم از خیانت در فکر یا عقیده، در فعل، در ابلاغ پیام، در احکام خداوند، خیانت اعضای بدن مثل چشم و ... آمده است.[6]

سرچشمه خیانت:

1- ضعف ایمان و عقیده و عدم توجه به توحید افعالی خداوند و حاکمیت او بر همه چیز؛

2- غلبه هوا و هوس و دنیا پرستی و چیره شدن حرص و آز و طمع بر انسان؛

3- عدم توجه به پیامدهای خیانت در زندگی مادی و معنوی؛

4- رها کردن تلاش و کوشش برای رسیدن به مقصود از طریق مشروع، در اثر تنبلی و ضعف اراده.[7]

اقسام خیانت

الف) خیانت به خدا و رسول:

در قرآن به صراحت از خیانت به خدا و رسولش نهی شده است:

«یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تخَُونُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تخَُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُون‌ »[8]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالى که میدانید (این کار، گناه بزرگى است)!»

برخی امانت‌ها منحصراً امانت خداست در نزد مردم، مثل احکام شرعی؛ برخی از آنها منحصراً امانت رسول خدا (ص) است، مانند سیره حسنه آن حضرت؛ برخی دیگر امانت خود مردم است در میان خودشان مثل امانت در اموال و اسرار. و بعضی از امانتها آن امانتی است که خدا و رسول او و خود مؤمنین در آن شریکند و آن عبارت است از اموری که خداوند به آنها امر می‌کند و رسول خدا امرش را اجرا می‌نماید و مردم از اجرای آن بهره‌مند می‌شوند و اجتماعشان نیرومند می‌گردد، مانند دستورات سیاسی و اوامر مربوط به جهاد و اسرار جنگی که اگر افشا شود حق خدا و رسول پایمال می‌گردد و ضررش دامن‌گیر خود مؤمنین هم می‌شود. پس خیانت در این نوع امانت خیانت به خدا و رسول خدا و مؤمنین است.[9]

امام باقر (ع) درباره این آیه می‌فرماید:

«خیانت به خدا و پیامبر همان نافرمانی ایشان است و اما خیانت در امانت؛ هر انسانی امانت‌دار فرایض است که خداوند بر او واجب کرده است »[10]

در برخی روایات از برآورده نکردن حاجات مؤمنین، به خیانت به خدا و رسول تعبیر شده است.[11]

ب) خیانت به مردم:

در محاورات مردم وقتی صحبت از امانتی می‌شود، اغلب امانت در مال به ذهن‌ها خطور می‌کند، ولی باید بدانیم که امانت در منطق قرآن، دامنه بسیار وسیعی دارد که تمام شؤون اجتماعی و اخلاقی را در بر می‌گیرد[12] از جمله:

1) خیانت در اموال:

آنچه به عنوان امانت مالی در اختیار انسان قرار می‌گیرد در چند وجه خیانت بر آن متصف می‌گردد:

1. تعدی در امانت: به معنی دست‌درازی و تصرف کردن در مال بدون اجازة صاحب آن؛

2. تفریط در نگهداری امانت و کوتاهی کردن و سهل‌انگاری نمودن در حفظ مال؛

3. سهل‌انگاری و مسامحه در رد امانت: وظیف امانت‌دار این است که به محض مطالبه صاحب مال هرچند کافر باشد، همچنین هنگامی که ترس از تلف شدن مال را داشت هرچه زودتر امانت را به صاحبش برگرداند؛[13]

4. خیانت در بیت المال: از دیدگاه اسلام، امانت در اموال عمومی و سرمایه‌های معنوی و مادی که تعلق به جامعه دارد نه به شخص خاصی، دارای تأکید بیشتری است تا گروهی چنین خیال نکنند چون این سرمایه‌ها تعلق به عموم دارد، آزادانه هرگونه می‌خواهند در آن تصرف کنند. اگر خیانت در اموال عمومی رایج شود نظام جامعه از هم گسیخته خواهد شد و هرگز روی سعادت نخواهد دید.[14]

2) افشای راز:

هر آنچه که به عنوان راز و سخنان سرّی و محرمانه در اختیار ما قرار می‌گیرد امانتی است که حفظ آن وظیفه شرعی و اخلاقی ما می‌باشد. حضرت امیر (ع) می‌فرماید:

«مَن أفشی سرّاً أسْتَوْدَعَه فَقَدْ خان »

«هر کس سری را فاش کند که به او سپرده شده است، پس به تحقیق خیانت کرده.»[15]

ج) خیانت به اعضای بدن:

هر آنچه خداوند حکیم برای زندگی بشر در این جهان آفریده امانتی است در دست انسان که این موجود ذی شعور باید به احسن وجه از این نعمات استفاده نماید. هر کدام از اعضای بدن، دنیایی مملو از قابلیت‌هاست که خداوند به انسان ارزانی داشته است.

چشم به عنوان حساس‌ترین عضو بدن وظیفه‌ای خطیر در زندگی بر عهده دارد اما برخی از انسانها به جای استفاده از این نعمت بزرگ در راه تحصیل علم و در راه طی کردن مراحل تکامل، شخصیت انسانی خویش را تنزل می‌دهند و از چشم به عنوان وسیله‌ای در راه ارضای شهوات نفسانی خویش بهره می‌گیرند. در قرآن از این مقوله به خیانت چشم تعبیر می‌شود:

«یَعْلَمُ خَائنَةَ الْأَعْینُ‌ِ وَ مَا تُخفِى الصُّدُور »[16]

«او چشمهایى را که به خیانت مى‌گردد و آنچه را سینه‌ها پنهان مى‌دارند، مى‌داند.»

خیانت چشم‌ شکل‌های مختلفی دارد، گاه به صورت نگاه‌های دزدکی و استراق بصر نسبت به زنان بیگانه است و گاه به صورت اشارتی با چشم به منظور تحقیر یا عیب‌جویی از دیگران است یا اشاراتی که مقدمه توطئه‌ها و نقشه‌های شیطانی.[17]

امام صادق (ع) در تفسیر این آیه می‌فرماید:

«آیا ندیده‌ای که انسان به چیزی نگاه می‌کند اما چنین وانمود می‌کند که به آن نگاه نمی‌کند این نگاه‌های خیانت آلود است.»[18]

ناسازگاری خیانت با نبوت و رهبری:

«وَ مَا کاَنَ لِنَبىِ‌ٍّ أَن یَغُلَّ وَ مَن یَغْلُلْ یَأْتِ بِمَا غَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثُمَّ تُوَفىَ‌ کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَ هُمْ لَا یُظْلَمُون‌ »[19]

«(گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند؟! در حالى که) ممکن نیست هیچ پیامبرى خیانت کند! و هر کس خیانت کند، روز رستاخیز، آنچه را در آن خیانت کرده، با خود (به صحنه محشر) مى‌آورد سپس به هر کس، آنچه را فراهم کرده (و انجام داده است)، بطور کامل داده مى‌شود و (به همین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهند دید)»

در این آیه ساحت مقدس پیامبران را به طور کلی از خیانت منزه دانسته و می‌گوید چنین چیزی شایسته مقام نبوت نیست و نبوت با خیانت سازگار نمی‌باشد. زیرا در غیر این صورت در ادای رسالت و تبلیغ احکام نمی‌توان به او اطمینان کرد.

البته روشن شد خیانت بر هیچ ‌کس جایز نیست، ولی این آیه نکوهش بهانه‌جویان جنگ احد است که به بهانه غفلت پیامبر(ص) از تقسیم غنایم، سنگر حساس خود را ترک کردند.

این آیه و احادیثی که در مذمت خیانت از پیامبر خدا (ص) صادر شده بود، تأثیر عجیبی در تربیت مسلمانان گذاشت و آن چنان پرورش یافتند که غالباً کمتر از آنها خیانت سر می‌زد.[20]

در بینش اسلامی، حقوق مردم امانتی است از سوی خدا در دست ولی امر و مسئولان جامعه و آنان بایستی کاملاً این امانت مردمی را رعایت کنند چون حاکمیت از آن خداست و جان و مال و ناموس مردم امانت‌هایی هستند که بی‌واسطه یا با‌واسطه به حاکم شرع سپرده شده است و اگر در حفظ این امانت‌ها کوتاهی نمایند ادای امانت نکرده‌اند.[21]

برخی از آثار خیانت:

1. با وجود خیانت کسی به دیگری اعتماد نخواهد کرد و نگرانی نسبت به خیانت در جامعه حکم‌فرما می‌شود؛

2. خیانت عامل بسیاری از جنایتها و حوادث ناگوار اجتماعی است؛

3. افزایش خیانت، باعث افزایش هزینه‌ها می‌شود، زیرا مدیران و مسئولان ناچارند برای جلوگیری از این مقوله، بازرسانی در بخش‌های مختلف بگذارند که این کار باعث هزینه شدن سرمایه زیادی می‌شود.[22]

درمان و پیش‌گیری از خیانت:

1. تقویت پایه‌های ایمان: افراد ضعیف الایمان به دلیل عدم اعتقادشان به قدرت خداوند و رزاقیت او دست خود را به خیانت می‌آلایند، توکل و اعتماد به خدا و اطمینان به وعده‌های تخلف ناپذیر سبب می‌شود که راه انحراف را برای وصول به مواهب زندگی نروند؛

2. برآوردن نیازها: یکی از عوامل مهم خیانت نیازمندی است. بنابراین تا آنجا که می‌شود باید نیازهای معقول و شرعی کسانی را که تحت مدیریت انسان قرار دارند برآورده کرد؛

3. توجه به عواقب شوم خیانت چه در این دنیا و چه در آخرت؛

4. انتخاب افراد امین جهت پست‌های حساس برای جلوگیری از خیانت و کم کردن هزینه‌ها و جلب اعتماد مردم به مسئولان.[23]

مقاله

نویسنده علی محمودی
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS