دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

داعیه ربوبیت!

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده … (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
داعیه ربوبیت!
داعیه ربوبیت!

قال الله تعالی :

أفرأیْتَ مَن اتّخذ إلهَهُ هَواه…

سوره جاثیه/ آیه 23

ترجمه :

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده …

توضیح :

داعیه ربوبیت!

اصولاً گناه یعنی داعیه خدایی داشتن. این که در قرآن کریم آمده است:

"أفرأیْتَ مَن اتّخذ إلهَهُ هَواه"[1]

از همین حقیقت، حکایت می‌کند؛ هیچ گناهی از هیچ گناهکاری،سرنمی‌زند مگر این که آن گناهکار می‌خواهد ادّعای خدایی کند و بدی گناه، همین است. چون او می‌خواهد با این کار، از مرزی که ذات اقدس اله برای او به عنوان "حدّ" الهی مشخّص کرده، تعدّی کند و راه او باز باشد:

"بَلْ یُریدُ الإنسان لِیَفْجُرَ أمامَه"[2]

و چنین کسی، بنده خدا نیست.به همین جهت انسان، قبل از این که گناه کند با خدا در نبرد است. اگر چه این تعبیر، در قرآن درباره بعضی از گناهانی که قبح آن بسیار زیاد است، آمده؛ امّا روح و باطن هر گناهی چنین است. ذات اقدس اله رباخوار را که نظم اقتصادی جامعه را بر هم می‌زند چنین تحدید و تهدید می‌کند:

"فإن لمْ تفعلوا فاذنوا بحرْبٍ من الله و رسُولِهِ"؛[3]

اگر دست از ربا خواری برنمی‌دارید، پس با خدا اعلام جنگ کنید. رباخوار ادعای خدایی می‌کند؛ چون او می‌گوید: به نظر من، اجاره دادن مال و پول، صحیح است؛ ولی خدا می‌فرماید: پول، مانند مسکن نیست تا آن را اجاره دهید، و این اظهار رأی در برابر خدا، جنگ با اوست.

کسانی هم که امنیّت جامعه را بر هم می‌زنند، به جنگ با خدا و پیامبر دست می‌زنند:

"إنّما جزاء الّذینَ یحارِبونَ الله وَرَسولَه ویَسْعون فی الأرض فساداً أن یقتّلوا...".[4]

سرّ این که اگر کسی گناه کند و آن را حلال شمارد برای همیشه در جهنّم مخلّد است و بخشوده نیست، امّا اگر کسی گناه کند و آن را حرام بداند، امید توبه و بخشش او هست، همین است؛ زیرا استحلال کننده مستقیماً رودرروی خدا ایستاده و مستکبرانه رأی خود را بر وحی الهی مقدم می‌دارد چنین شخصی کافر است.

    منبع: برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص:216-217
    پی نوشت:
  • [1] - سوره جاثیه، آیه 23.
  • [2] - سوره قیامت، آیه 5.
  • [3] - سوره بقره، آیه 279.
  • [4] - سوره مائده، آیه 33.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS