دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درباره نعمت قدرت بيان

No image
درباره نعمت قدرت بيان

قدرت بيان و سخن گفتن هم در ترقي و كمال و شادي انسان موثر است و هم در سقوط و تباهي و غم واندوه او اثر دارد و اهميت سخن در زندگي انسان آن قدر زياد است كه خداوند حكيم در سوره الرحمن بعد از مساله آفرينش انسان، از نعمت بيان سخن گفته است. از جمله نعمت‌هاي ارزشمند كه آفريدگار جهان به انسان عطا كرده ومايه اصلي آن را با سرشت بشر درهم آميخته، قدرت بيان است. نعمت سخن گفتن، عامل مهمي در تكامل انسان است. اهميت سخن در زندگي انسان آن قدر زياد است كه خداوند حكيم بعد از مساله آفرينش انسان، از نعمت بيان سخن گفته است. خداوند در سوره الرحمن مي‌فرمايد: خداوند رحمان، قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد و به او بيان آموخت. انسان با قدرت بيان و به وسيله آن، معلوماتي را كه اندوخته ظاهر مي‌سازد وتفكر خود را به ديگران منتقل مي‌كند. از اين رو مي‌توان گفت سخن مانند پلي است كه مغزهاي جدا از يكديگر را به هم پيوند مي‌زند و افراد از طريق آن مي‌توانند موجب خوشحالي يا غمگيني همديگر شوند. از امام سجاد (ع) پرسيدند: از سخن و سكوت كدام يك بر ديگري برتري دارد؟ فرمودند: براي هر يك آفت‌هايي است، ولي اگر از آفت مصون و سالم باشند، سخن افضل و برتر است، زيرا خداوند هيچ يك از پيامبرانش را به سكوت مبعوث نكرده است، بلكه آنان ماموريت داشتند كه با مردم سخن بگويند و با بيان خود آنان را به صلاح و رستگاري دعوت كنند و نيز هيچ كس با سكوت مستحق بهشت نمي‌شود و از عذاب دوزخ مصون نمي‌ماند. نيل به رحمت الهي و نجات از عذاب او در پرتو سخن گفتن است. من هرگز ماه را نظير آفتاب قرار نمي‌دهم. شما خود فضل سكوت را با سخن توصيف مي‌كني، در حالي كه هرگز فضل سخن را با سكوت نمي‌توان توصيف كرد (1). روشن است كه سخن، هم در ترقي و كمال و شادي انسان موثر است و هم در سقوط و تباهي و غم واندوه او اثر دارد. بستگي به اين دارد كه تا چه حد و اندازه‌اي از هنر سخن گفتن برخوردار باشيم. شيوه سخن گفتن نه تنها معرف شخصيت افراد است، بلكه با توجه به آن به ميزان دانش و تحصيلات طرف مقابل پي مي‌بريم. كسي كه از هنر سخنوري آگاه است و با كاربرد درست كلمات و عبارات آشنايي دارد، قادر به گشودن هر در بسته‌اي است و از هر مهلكه‌اي رهايي مي‌يابد. عبوس‌ترين و خشمگين‌ترين چهره‌ها را باز كرده و خنده برلبانشان جاري مي‌سازد و بدين وسيله شادي را برخود و ديگران عرضه مي‌كند. چنان كه حضرت علي (ع) فرموده‌اند: جمال مرد به فصاحت اوست. برجسته‌ترين سياستمداران دنيا همواره بزرگ‌ترين سخنوران نيز بوده‌اند. منظور از سخن گفتن سخنراني كردن نيست، بلكه خوب حرف زدن و انتخاب كلمات و مطالب مناسب و بجاست كه مي‌تواند موجب برقراري رابطه مطلوب باشد. امروزه در دنياي اقتصاد و سياست و خانواده مذاكره امري مهم تلقي مي‌شود، زيرا مناسب‌ترين و سريع‌ترين راه‌حل‌هاست. از طريق مذاكره مي‌توانيم به سوءتفاهماتي كه عامل و منشأ اختلاف‌اند خاتمه دهيم. افراد به هنگام گفت‌وگو اطلاعات لازم را در اختيار يكديگر قرارمي دهند و در جريان كم و كيف نطريات هم قرار مي‌گيرند كه نتيجه آن آگاهي از خواسته‌هاي طرفين، دستيابي به راه‌حل عقلاني و منطقي و نهايتا برقراري تفاهم نسبي است. مذاكره پديده‌اي نوظهور نيست كه بخواهيم آن را توضيح دهيم. ما در تمام لحظات و دقايق زندگي خود با اين امر مهم سر وكار داريم. افرادي كه شيوه صحيح گفت‌وگو با ديگران را رعايت نكنند، كمتر موفق به حل گرفتاريهاي في‌مابين مي‌شوند.

اصول گفتمان خوب

ما بدون تسلط بر خود نمي‌توانيم بر دیگران اثر بگذاریم. هر كلمه كه از دهان بيرون‌ آيد مرهمي است كه به زخمي مي‌رسد يا خنجري است كه دلي را مي‌شكافد يا نسيمي است كه درياي احساسات را به تلاطم در مي‌آورد، پس پيش از گفتن، تامل كنيم و خوشخو، فروتن، مودب، بذله گو، نكته سنج و شيرين سخن باشيم. هميشه لبخند بر لب داشته باشيم، هنگام سخن گفتن راحت و آرام بوده و از كلمات ساده و قابل فهم استفاده كنيم. سطح دانش ومعلومات شنونده را مد نظر قرار دهيم. مستقيما به چشمان كسي كه طرف صحبت ماست بنگريم تا به اين شكل بتوانيم از قواي تماس چشمي برخوردار باشيم. توجه طرف گفت‌وگو را به موضوع صحبت جلب كنيم و ذهن او را از مسائل و اتفاقات خارج از جلسه دور‌ سازيم. چنان كه حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: بينديش، سپس سخن بگو تا از لغزش‌ها در امان باشي (2). سخن بايد همراه با ادب اسلامي باشد، ادب يعني انجام عمل مشروع اختياري، توام با ظرافت و زيبايي. سخن گفتن با اين ويژگي به‌طور يقين موجب شادي طرفين خواهد شد. همچنين سخن بايد راست و همراه با عمل باشد، اگر سخني را عمل تصديق كند، اثر آن چندين برابر خواهد شد. لذا سخن راست همراه با عمل، خرسندي و شادي در پي خواهد داشت.

آثار خوش‌سخنی

سخن زيبا مال و ثروت را زياد مي‌كند، روزي را افزايش مي‌دهد، مرگ را به تاخير مي‌اندازد، آدمي را محبوب مي‌سازد و او را وارد بهشت مي‌‌کند (3). سخن خوش دوستان انسان را زياد مي‌كند و دشمنان را اندك (4). سخن زيبا شادي‌ مي‌آفريند، خنده برلب مي‌ آورد و جذابيت انسان را بيشتر مي‌كند، درنتيجه راه رسيدن به اهداف را هموار و هزينه آن را كم مي‌ كند.

آسيب شناسی تواضع

يكى از موانع جدى تواضع، روحيه خود برتر بينى و تكبر است. كسى كه خود را برتر از ديگران مى بيند نمى تواند در برابر آنان، فروتنى كند. با توجه به قاعده « موضوعات با ضد خود شناخته مىشوند»، شايسته است اين صفت رذيله را به‌طور مختصر بررسى كنيم .

تكبر چيست؟

امام صادق (ع) كبر را چنين تفسير مى كند: كبر يعنى اينكه آدمى مردم را با ديده پستى و حقارت نگاه كند و حق را خوار بشمارد.

فرق كبر با تكبر

بعضى از علماى اخلاق، بين كبر و تكبر فرق گذاشته و گفته‌اند: اگر حالت بزرگ منشى و برتربينى در انسان بروز كند؛ يعنى خود را در اعضا و جوارح نشان دهد، به آن تكبر مى گويند؛ اما اگر اين حالت ظاهر نشود و به صورت صفت نفسانى در باطن بماند، به آن كبر گفته مى شود. 

تكبر و خودپسندى

بين تكبر و خودپسندى تفاوت است. خودپسندى يا عجب، احتياج به طرف مقابل ندارد؛ يعنى اگر شخص به تنهايى باشد، متصور است كه خودبين و خودپسند باشد؛ در حالى كه در تكبر، طرف لازم است و كافى نيست كه انسان خود را بزرگ بداند، زيرا چه بسا كسى خود را بزرگ مى شمارد ولى ديگرى را بزرگ‌تر از خود يا مثل خود مى پندارد. در اين صورت، شخص مذكور تكبر نورزيده است، ولى خودپسند است. پس در هر خودپسندى، تكبر نيست، اما در هر تكبرى، خودپسندى هست. 

تكبر و عزت

تكبر و عزت نفس نيز تفاوت دارند. تكبر، يك خوى ناپسند و عزت، يك صفت پسنديده محسوب مى شود. در تكبر، خصلت خود برتربينى و تحقير ديگران ديده مى شود كه بار منفى دارد، اما عزت به معناى نفى ذلت و خوارى و حفظ وقار و كرامت انسانى است كه هرگز با تواضع و فروتنى منافات ندارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS