دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درخواست خير

No image
درخواست خير

در چند روايت آمده است كه پيامبر (ص) و امامان (ع) همچنان‌كه به آموختن قرآن اهتمام مي‌ورزيدند «درخواست خير» در كارها را نيز به ياران مي‌آموختند. اين روايات نشان مي‌دهند كه آثار اين عمل، همانند آثار قرآن كريم است كه عبارت است از: ايجاد و افزايش ايمان:اگر قلبي داراي ايمان نباشد، تلاوت قرآن كريم موجب ايجاد ايمان در قلب مي‌شود و اگر ايمان دارد، موجب افزايش و رشد آن مي‌شود. اميرمومنان علي (ع) مي‌فرمايد: «الْقُرآنُ لِقاءُ الايمان؛ قرآن موجب توليد ايمان است.» هم چنان كه نسيم بهار سبب مي‌شود تا شكوفه‌ها شكفته شوند و درختان بارور گردند، تلاوت و وزيدن نسيم آيات موجب مي‌شود كه قلب به ايمان مزين شود و در صورت حضور ايمان موجب افزايش و بالندگي آن خواهد شد. اين از آثار همراهي با قرآن است. «دعاي قبل از هر كار» نيز داراي چنين آثار بلند و ارزشمندي است كه اگر انسان قبل از آغاز كار لحظه‌اي توقف كند و قلب را به جانب خداوند روان سازد و از او خير و بركت بخواهد اين رفتار موجب ايجاد و افزايش ايمان مي‌گردد. زنده ماندن دل:قرآن موجب حيات روح و زنده ماندن دل است. اگر دل زنده شد به آن سوي عالم گرايش پيدا مي‌كند، عشق به خدا و آخرت در آن قرار مي‌گيرد و اين دنياي فاني را ديگر به حساب نمي‌آورد. نتيجه حشر و نشر با قرآن زنده بودن قلب و تازه بودن روح است همچنين است ياد خداوند قبل از اعمال. سامان يافتن زندگي: همراهي با قرآن باعث مي‌شود كه امور زندگي از پراكندگي نجات پيدا كند و كارهاي فرد جمع و جور شود و غم و غصه از صحنه زندگي رخت بربندد. در نتيجه چنين فردي اراده و توان خود را مصروف جهان پر از نور و ابدي مي‌كند. اين آثار همچنان ‌كه از تلاوت و همراهي با قرآن كريم برمي‌خيزد، با «ياد خداوند قبل از اعمال» نيز حاصل مي‌گردد. آثار فوق از سنجش «ياد خداوند قبل از انجام كار» با قرآن كريم استفاده گرديد اما براي اين عمل آثار بسيار و نتايج با اهميت ديگري نيز هست كه اهم آنها را بدين شرح مي‌توان يادآور شد: نجات از شرك:در امور زندگي عادت افراد بر اين است كه اسباب ظاهري را اصل قرار مي‌دهند و تمام اميد و چشم خود را به آن مي‌دوزند و خير و شر و نفع و ضرر خويش را در آنها مي‌بينند با اينكه خداوند بر همه آنان غلبه دارد و قدرت او فوق تمام قدرت‌هاست و هيچ كس در برابر خواست او ياراي ايستادن ندارد و همگان مقهور و مغلوب آن ذات مقدس هستند، ما انسانهايي را مي‌بينيم كه چون از تربيت انبيا دور هستند اين حقيقت را ناديده مي‌گيرند و سعادت و خوشبختي خود را در اسباب ظاهري مي‌جويند. اينكه انسان از خداوند غفلت كند به اشخاص و افراد بطور مستقل رو آورد، خود نوعي شرك محسوب مي‌شود. راه بيرون آمدن از چنين شركي، آن است كه انسان قبل از توجه به ديگران و وارد شدن در كارها از خداوند درخواست خير كند تا او اسباب خير را فراهم و موانع را مرتفع سازد.  هدايت به خير:تشخيص خوب از بد و خير از شر كار آساني نيست. براي هركس ميسر نيست كه آنچه در واقع، سعادت اوست دريابد و از آنچه مايه هلاكت است دوري كند، زيرا بسياري از اوقات، بر اثر اعمال خود استحقاق بلاهاي ناگهاني را پيدا مي‌كند. خداوند او را در كارها به خود وا مي‌گذارد و لحظه‌اي كه انسان از رحمت خداوند دور باشد از بليات و افتادن در راه هلاكت و شر در امان نخواهد بود. تنها راه علاج رهيدن از بلاها و راه يافتن به سعادت و خير، در توجه به خداوند و درخواست خير از او نهفته است. بنابراين جلب مصلحت و رسيدن به سعادت واقعي در گرو دل سپردن به حق و درخواست خير قبل از انجام هركاري است. امام صادق (ع) مي‌فرمايند: كسي كه بدون توجه به خداوند و درخواست خير در كاري وارد گشت اگر موفق نگرديد يا بلايي به سراغ او آمد، جز خود را ملامت نكند. و نيز امام صادق (ع) مي‌فرمايند: خداوند فرموده «از علامت شقاوت و بدبختي بنده من آن است كه كارها را انجام دهد و از من خير و مصلحت نخواهد».

شرط دستيابی به سعادت

خداوند بر استقامت ورزيدن پيامبر (ص) تأكيد داشته است. خواجه نصيرالدين طوسي در معناي «صبر» مي‌گويد: صبر بازداشتن نفس از بي‌تابي دربرابر ناملايمات و مصائب است. صبر باطن را از اضطراب و زبان را از شكايت و اعضا و جوارح را از حركات غير مادي باز مي‌دارد. صبر بر عبادات و طاعات و بلاها و مصائب و گناهان و معاصي، انسان را از افتادن در جاده انحراف و سرنگون شدن در چاه هلاكت و تسليم شدن در برابر طاغوت‌ها و شيطان‌ها و از اينكه دينش را از دست بدهد در مصونيت و حفاظت مي‌برد. در توضيح «استقامت» بجا است بدانيم كه در چند جاي قرآن، به پيامبر (ص) امر به استقامت شده است، يكي در سوره هود كه از آن حضرت نقل است كه فرمود «شبتني سورة هود لمكان هذه الآيه: فاستعم كما امرت و من تاب معك؛ سوره هود مرا پير كرد، به سبب وجود اين آيه: پس استقامت بورز تو و هر كه با تو توبه كرده است همان‌گونه كه فرمان داده شده‌اي» (سوره مريم آيه 18) . امام صادق (ع) مي‌فرمايد: آزاد، در همه حالات آزاد است؛ اگر حادثه‌اي به او برسد استقامت و شكيبايي مي‌ورزد، و اگر مصائب شكننده بر او هجوم كنند او را نمي‌شكنند و اگر اسير شود يا شكست بخورد يا آساني‌اش به سختي تغيير يابد زياني نمي‌بيند؛ چنان كه يوسف صديق امين به بردگي رفتن و شكست به او ضربه نزد، و خدا جباري را كه بر او ستم ورزيد، پس از آنكه ارباب بود برده يوسف نمود، پس او را به رسالت و پيامبري فرستاد و به وسيله او بر امتي رحم كرد. آري، صبر اينچنين است، خير و خوشي و خوبي به دنبال آن است؛ پس صبر كنيد و وجودتان را به صبر واداريد تا به پاداش و اجر و ثمرات صبر برسيد. حضرت باقر (ع) فرمود: بهشت پيچيده به ناگواري‌ها و صبر است، پس كسي كه در دنيا بر ناگواري‌ها صبر كند وارد بهشت مي‌شود و دوزخ پيچيده به لذت‌ها و خواسته‌هاي نامعقول است؛ پس كسي كه لذت‌ها و خواسته‌هاي نامعقول را به نفس خود دهد وارد آتش مي‌شود. اما مسلمانان فرقه‌هاي گوناگوني دارند، هميشه هم كساني بوده‌اند كه مي‌خواسته‌اند راه صحيح را بشناسند، تحقيق هم كرده‌اند، ولي موفق نشده‌اند، بويژه در دوران ائمه اطهار (ع) كساني بودند كه در گوشه و كنار زندگي مي‌كردند؛ مي‌خواستند اسلام را دقيقاً بشناسند، ولي شرايط اجتماعي آن دوران و حكومت‌هاي جابرانه مانع از اين كار بود. اين دسته افراد به اندازه‌اي كه شناخت پيدا كرده‌اند، مسئوليت دارند و بايد به همان مقدار عمل كنند. طبعاً استحقاق همه گونه عنايتي را هم ندارند، چون تمام راه را نپيموده‌اند، در چيزهايي كه نشناخته‌اند كمالاتي وجود داشته كه آنها به دليل عمل نكردن، به آنها دست نيافته‌اند، هر چند تقصيري در زمينه شناخت نداشته‌اند. خداوند هم در همين حد پاداش آنها را خواهد داد: آنها در شناخت « تقصير» نداشته‌اند بلكه قصور داشته‌اند، (سوره كهف آيه 30) ولي به آنچه فهميده‌اند عمل كرده‌اند. خداوند هم به همان اندازه پاداششان مي‌دهد. اما كساني كه مقصد را شناخته‌اند و با تلاش و كوشش خود نيز در مسير صحيح گام نهاده‌اند و براي طي طريق، مشمول توفيق الهي شده‌اند، يعني شيعه اهل بيت (ع) هستند ديگر هيچ مشكلي ندارند، مگر در زمينه عمل، و بايد در عمل بكوشند، چون هدف و راه را درست شناخته‌اند. البته اينها هم از لحاظ معرفت، مراتبي دارند. چنين نيست كه هر كس شيعه شده، تمام دستورات اهل بيت (ع) را در همه ابعادش بشناسد، مراتب علم و معرفت افراد با يكديگر فرق مي‌كند. ممكن است برخي به شناخت كامل تمام جزييات نرسيده باشند و به‌ تبع از درك آثار آن نيز محروم خواهند شد، هر كس به شناخت كامل‌تر رسيده باشد از آثار بيشتري هم برخوردار خواهد شد. كساني كه مقصد را درست تشخيص داده‌اند راه را هم درست رفته‌اند و تمام توانشان را نيز براي رسيدن به آن به كار گرفته‌اند همان كساني كه در دنيا و آخرت، غرق در نعمت‌هاي خدا خواهند شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS