دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درنگی بر مفهوم عدالت در جامعه مهدوی

به رغم تمام کوشش‌های بشری برای ایجاد عدالت در طی اعصار، تاکنون بشر نتوانسته اجتماعی را که در آن تمامی امورات بر مبنایی عادلانه وضع و اجرا شوند برپاسازد؛
درنگی بر مفهوم عدالت در جامعه مهدوی
درنگی بر مفهوم عدالت در جامعه مهدوی
نویسنده: امیرعلی هاشمی

عدالت حقیقی

به رغم تمام کوشش‌های بشری برای ایجاد عدالت در طی اعصار، تاکنون بشر نتوانسته اجتماعی را که در آن تمامی امورات بر مبنایی عادلانه وضع و اجرا شوند برپاسازد؛ بلکه برخلاف، تو گویی همه چیز به سمت بی عدالتی پیش رفته است به طوری که انسان امروز بیش از گذشته نیاز به دادگری را احساس می‌کند. آنچه در تفکر شیعی مدنظر است این مطلب است که عدالت حقیقی و عالم گستر تنها با ظهور موعود آخرالزمان ممکن می‌شود. در مقاله حاضر سعی شده است تا ویژگی ها، ابعاد و خصوصیات این مسئله واکاوی و بازنگری شود‌‌.

در طلب عدالت واقعی ‌هیچ سودایی و هیچ دستاوردی نمی‌تواند آرمان عدالت را مشمول غفلت پایدار سازد و طبعاً هیچ گاه عصر پیشگامان عدالت طلبی به سر آمدنی نخواهد بود. مهم‌ترین صفتی که در اندیشه شیعی برای حضرت مهدی (عج) به تاکید ذکر شده است صفت دادگری و دادگستری آن حضرت است. در کتب مختلف روایی صدها روایت در این مورد وارد شده است که در بسیاری از آنها نام «عدل» بر آن حضرت نهاده شده است. ‌در دعای شب‌های ماه رمضان می‌خوانیم‌:  ‌‌«اللهم وصَلَّ علی ولی امرک قائم المومل والعدل المنتظر»‌ ‌(خداوندا بر ولی امر خود که قیام کننده مورد آرزو و عدل مورد انتظار است، درودفرست!)‌ در جای دیگر و بر طبق روایتی که از امام صادق(ع) نقل شده است، می‌فرماید‌: ‌‌«اما والله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و القر»‌(مهدی عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها می‌شود، وارد خانه‌های مردم کند و دادگری او همه جا را بگیرد.)‌ این روایت بدان معناست که همان سان که گرما و سرما بی اذن مردمان وارد خانه ها می‌شود و همه زاویه ها و روزنه ها را پر می‌کند و روی همه چیز اثر می‌گذارد، مهدی (عج) دادگری و عدل خویش را این چنین به درون زندگی ها می‌برد و نفوذ می‌پذیرد. این است عدالت فراگیر و دادگستری خدایی که همیشه و همه جا آرزو و مقصود بشر خاکی بوده است‌.

خصوصیت عدل و داد آن قدر در اهداف و سیره حضرت صاحب(عج) در هنگام ظهور پررنگ و جدی است که روایاتی که پیرامون لحظه ظهور ایشان وارد شده است، یکی از دلایل اصلی قیام و مبارزه را برافراشتن پرچم عدل و داد می‌داند‌: ‌‌« فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و وضع میزان العدل بین الناس فلایظلم احداً احداً»‌‌(آن گاه که پرچم قیام برافرازد، زمین با نور پروردگارش روشن شود و میزان دادگری را در میان مردم نهد. در آن روز کسی بر کسی ستم نورزد.)‌ اما بیان و توصیف روایات در هنگام اجرای عدالت توسط حضرت بعد از استقرار و ایجاد جامعه مهدوی نیز بسیار جالب توجه است. در جلد پنجاه و دوم بحارالانوار در این باره آمده است‌: ‌‌« با پیروان تمام ادیان براساس متون تحریف ناشده دین هاشان داوری کند، ثروت‌های سطح و زیر زمین در نزدش انباشته شود. آن گاه به مردم می‌گوید: بیایید به سمت چیزی که به خاطر آن پیوندها را بریدید، خون ها را به ناحق ریختید و ... آن گاه چیزی را می‌بخشد که هیچ کس پیش از او چنان بخششی نکرده است و زمین را از دادگری، برابری و تابندگی سرشار می‌سازد، چنان که از ستم و استبداد و شرارت سرریز شده بود.»‌

نکته مهم دیگری که در همین زمینه قابل ذکر است اینکه بر طبق احادیث، حضرت قائم(عج)‌‌ ‌را در راه تحقق این آرمان شریف یعنی استقرار و اجرای عدالت یارانی همراهی و هم رکابی می‌کنند که «اشد من زبرالحدید» هستند، یعنی پایدارتر از پاره‌های فولاد. از جمله خصوصیات مهم دیگری که از این افراد برمی شمارند و به بحث ما نیز مرتبط است پایبندی آنها به عدالت است: «الذین یقضون بالحق و به یعدلون»، یعنی کسانی که حق را چون ملاک یگانه در روش و هدف برای خویش برگزیده اند، با حق داوری می‌کنند و براساس حق دادگری. این مردان با چنین ثبات قدم، بینش روشن و ایمان محکم که همچون ستون‌های استوار نورانی از زمین تا آسمان برافراشته اند، به آسانی پدید نمی آیند، بلکه «انتظار» و مکتب آن چنین مردانی را می‌آفریند‌.

مکتب انتظار و مقوله عدالت بُعد عدل و دادگری و توجه به آن نیز در مسئله انتظار بسیار روشن و صریح است. ‌‌ ‌انتظار مهدی(عج) انتظار ظهور عدل جهانی، آفاقی و انفسی است. او مظهر اسمای الهی است و تجسم اعلای حق و تحقق والای عدل است. مهدی(عج) جهان آکنده از بیداد را از عدل و داد پر می‌سازد و عدل خدایی و متوازن را در همه جا و همه سوی سرایت می‌دهد. برهمین مبنا بسیاری از صاحب نظران و متخصصان علوم دینی موضوع عدل و عدالت و جهان گیر شدن آن از انتظار را جزء بدیهیات می‌دانند.‌

در واقع انتظار در اصل چشم به راه امامی داشتن است که چون بیاید جهان را از عدل و داد مملو سازد، همان طور که از ظلم و جور پر شده بود. اما سئوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که جامعه منتظر ظهور دولت حق و حکومت عدل از این نظر یعنی وجود عدالت باید چه حالتی داشته باشد؟

استاد محمد رضا حکیمی در کتاب «خورشید مغرب» فرازی را به رشته تحریر درآورده است که پاسخ مناسب و جامعی برای این سئوال است.ایشان متذکر می‌شود: «منتظران ظهور دولت حق و حکومت عدل که دینشان اسلام است و کتابشان قرآن و نخستین امامشان علی بن ابیطالب (یعنی تجسم اعلای عدالت و دادگری) و خود در انتظار تحقق حکومت عدل جهانی به سر می‌برند، باید پیوسته، نمونه این عدل و عدل طلبی باشند و این چگونگی را نشان دهند و جامعه خویش را از احسان سرشار سازند. باید جامعه آنان، نمونه عدل و دادی باشد که از آن دم می‌زنند و منتظر ظهور ابعاد کلی و جهانگیر آنند.

می‌شود جامعه‌ای خود را منتظر حکومت عدل جهانی بداند و خود، در محیط خود، در روابط خود، در معاملات و حقوق و قوانین خود، عدالت را عملی نسازد و رعایت نکند و به عدل و داد نگراید و از عدل و داد طرفداری نکند و در راه آن به پا نخیزد و نشانی از بسط عدل و احسان در آن جامعه نباشد؟ این امر چگونه تواند بود؟ و اگر باشد، صدق اینگونه مردمی در انتظار از کجا نمودار خواهد گشت؟» (صص 279 - 280)‌جمع بندی عدالت در جامعه پس از ظهور یکی از ارکان اصلی و بنیان‌های اساسی تلقی می‌شود و شکل و ساختار آن به نوعی ادامه همان عدالت علوی است. در واقع این مقوله که از سوی حضرت بقیه الله(عج) اجرا می‌شود منحصر به وجه اقتصادی یا سیاسی نیست بلکه دارای ابعاد روحی، اخلاقی و عملی است و در اصالت نسبت به مسائل مختلف کاملاً متوازن عمل می‌کند. این سبک از عدالت وجوه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ‌‌... ‌را به صورت مساوی و در حدل معقول در درون خود به همراه دارد.‌ ‌افرادی هم که به همراه حضرت(عج) و در مقام یاران ایشان قیام می‌کنند همگی به این زیور دست نیافتنی آراسته‌اند و کسانی هستند که در مکتب انتظار به تربیت و رشد کافی رسیده‌اند‌.

در آخر ذکر دو نکته در باب انتظار حائز اهمیت است‌: ‌نخست آنکه مسئله انتظار یا نقد وضعیت نابهنجار موجود یک اصل قرآنی و برگرفته از آیه مبارکه «لایتاسوا من روح الله» است و معطوف به همین مسئله اکثر فرق اسلامی حدیث شریف «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عزوجل‌» ‌را از حضرت رسول اکرم روایت کرده اند.همچنین از حضرت امیر المومنین(ع) نقل شده که «انتظروا الفرج و لایتاسوا من روح الله فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج»، بدین معنی که در انتظار گشایش باشید و از نفحات قدسی نا امید نشوید، زیرا که دوست داشتنی ترین کارها نزد خداوند انتظار گشایش و فرج است. بنابراین انتظار مسئله‌ای نیست که پس از عصر غیبت در جوامع اسلامی مطرح شده باشد، چنانکه معمولاً این چنین پنداشته می‌شود‌.

مقاله

نویسنده امیرعلی هاشمی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS