دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دل کسی را نشکنید

No image
دل کسی را نشکنید

عنوان شكستن دل ديگران عنواني كلي است كه مي‌تواند بر اثر اتفاقات مختلفي به وجود آيد و به همين دليل نبايد به دنبال حكمي‌كلي درباره آن بود. به عنوان نمونه، اگر فردي به دليل نصيحتي مشفقانه به او كه در راستاي امر به معروف و نهي از منكر انجام شده است، دل شكسته شود، نمي‌توان دل شكستگي او را نشاني از نامناسب بودن رفتار آمر به معروف و ناهي از منكر دانست، اما در طرف مقابل، موارد بسياري وجود دارند كه به ناحق، باعث دل شكستگي ديگران مي‌شوند. در قرآن كريم آيات بسياري وجود دارد كه به اين موارد اشاره نموده و در واقع، به ريشه و دليل آزرده خاطر شدن ديگران پرداخته و توصيه‌هايي در اين زمينه ارائه فرموده‌اند كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم: الف. برخي آنچه از آنها نهي شده است: ۱. مسخره كردن ديگران: يا أيها الّذين آمنُوا لا يسْخرْ قوْمٌ مِنْ قوْمٍ عسى‌ أنْ يكونُوا خيراً مِنْهُمْ و لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عسى‌ أنْ يكنّ خيراً مِنْهُن‌؛ اى افراد باايمان! گروهى از مردان شما گروهي ديگر را مسخره نكنند، شايد آن مسخره‌شدگان بهتر از آنها باشند و گروهى از زنان شما نيز ديگران را مسخره كند، شايد آن مسخره‌شدگان بهتر از آنها باشند. ۲. عيب‌جويي: و لا تلْمِزُوا أنْفُسكم‌؛ به عيب جويي از يكديگر مپردازيد. ۳. يكديگر را با نام زشت خواندن: و لا تنابزُوا بِالْألْقاب‌؛ با نام‌هاي زشت، يكديگر را مورد خطاب قرار ندهيد. ۴. روي از ديگران برگرداندن: و لا تُصعِّرْ خدّك لِلنّاس‌؛ با بي‌اعتنايي از مردم رو مگردان. ۵. با تكبر و غرور راه رفتن: لا تمْشِ فِي الْأرْضِ مرحا؛ هنگام راه رفتن، باد نخوت بر گلو مينداز! ۶. سر از كار ديگران درآوردن و غيبت كردن: و لا تجسّسُوا و لا يغْتبْ بعْضُكمْ بعْضا؛ به دنبال سر درآوردن از كار ديگران نبوده و غيبت نكنيد. ب. برخي آنچه بدان‌ها فرمان داده شده است: ۱. رعايت اخلاق خانوادگي: و أْتمِرُوا بينكمْ بِمعْرُوف‌؛ در زندگي خانوادگي با يكديگر با خوبي و خوشي رفتار كنيد. ۲. با مردم به نيكي سخن گفتن: قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا؛ با مردم به نيكي سخن گوييد. اكنون مي‌توان گفت: اگر به توصيه‌هاي ياد شده و نيز ديگر توصيه‌هاي قرآني عمل شود، هيچ فردي به ناحق دل شكسته نخواهد شد.

ذكر يك نكته مهم

شكستن دل انسان مومن داراي آثار وضعي و جانبي فراواني است و دلي كه شكست به سادگي التيام نمي‌يابد و جبران آن دشوار است، پس در مرحله اول بايد انسان مراقب باشد دل كسي را نشكند و قلبي را جريحه‌دار نسازد و اگر خداي ناخواسته اين اتفاق افتاد بايد به سرعت جبران و تلافي كند و دل شكسته را التيام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش كافي نيست مگر اينكه آن فرد از انسان دور باشد و انسان قدرت جبران نداشته باشد كه در اين صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهي بايد در حق آن فرد دعاي خير كرد و خير دنيا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با اين كار ان‌شاءا... قلب او در باطن از شما راضي و خشنود مي‌گردد. در حديث آمده است كه خداوند مي‌فرمايد: «انا عند المنكسره قلوبهم؛ من همدم قلب‌هاي شكسته هستم» يعني انسان دل شكسته در پيشگاه خداوند داراي جايگاه ويژه‌اي است و مورد توجه خداوند است و دعا و نفرين انسان دل‌شكسته خيلي زود اثر مي‌بخشد. امام زين العابدين (ع) در حديث شريفي مي‌فرمايد: پدرم در لحظات آخر عمر عزيزش، در آن شرايط سخت روز عاشورا در حالي كه خون در رگ‌هايش مي‌غلطيد مرا در آغوش گرفت و به من فرمود تو را به آنچه پدرم نزديك شهادتش به من فرمود وصيت مي‌كنم و آن اينكه: «يا بني! اياك و ظلم من لا تجد عليك ناصرا الا‌ا...؛ پسر عزيزم! از ظلم و ستم به كسي كه يار و ياوري جز خدا ندارد بپرهيز. »

ارزش صبر

واژه «صبر» در شكل‌هاي مختلف بيش از صدبار در قرآن به كار رفته است كه خود به خود بيانگر اهميت اين موضوع است. قرآن كريم در بيان علت رسيدن بعضي از بني اسرائيل به مقام امامت و هدايت مردم مي‌فرمايد: و چون شكيبايي كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخي از آنان را پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مي‌كردند. در باب چگونگي پاداش صابران در آخرت، در جايي به‌ آنها وعده پاداشي بهتر از آنچه عمل كرده اند، مي‌دهد: «و قطعا كساني را كه شكيبايي كردند به بهتر از آنچه عمل كردند، پاداش خواهيم داد.» در آيات ديگر در تعيين مقدار پاداش صابران مي‌فرمايد: آنان‌اند كه به (پاس) آنكه صبر كردند و (براي آنكه) بدي را با نيكي دفع مي‌نمايند و از آنچه روزي شان داده‌ايم انفاق مي‌كنند، دوبار پاداش خواهند يافت. در جاي ديگر اعلام مي‌دارد كه اجر و پاداش صابران از حد و شمارش خارج است و آنها بدون حساب، پاداش دريافت مي‌دارند«بي ترديد، شكيبايان پاداش خود را بي حساب (و) به تمام خواهند يافت.» همچنين خداوند به صابران وعده همراهي داده است: «و صبر كنيد كه خداوند با شكيبايان است»نصرت و پيروزي را تنها در سايه صبر و شكيبايي ميسر مي‌داند. هدايت، درود و رحمت پروردگار را به صابران ارزاني مي‌دارد. صابران را در زمره دوستان و محبوبان خود ياد مي‌كند. بارها و بارها به فرستادگان خود و همه انسان‌ها سفارش به صبر مي‌نمايد. از بندگان خاص خود نقل مي‌كند كه همواره از خداوند درخواست توفيق صبر و شكيبايي مي‌كرده اند و موارد بسیار ديگر كه همگي بيانگر ارزش والاي صبر در نظام اخلاقي اسلام است. امام صادق(ع) نيز مي‌فرمايد: «صبر براي ايمان به منزله سر براي بدن است؛ همچنان كه اگر سر برود بدن هم از بين مي‌رود، اگر صبر از كف رود، ايمان نيز از كف مي‌رود.» از امام باقر(ع) در باب اهميت صبر نقل شده است: «بهشت در پوششي از ناملايمات (و بردباري) است؛ پس هر كه در دنيا بر ناملايمات صبر كند به بهشت رود و دوزخ در پوشش لذت‌ها و خواهش‌هاي نفس است؛ پس هر كه لذت و خواهش نفس را برآورد، به دوزخ مي‌رود.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS