دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دو دام شیطان

نیکی کردن به برادران دینی، از جمله مواردی است که ائمه اطهار(ع) روی آن تأکید فراوان کرده‌اند و روایات متعددی در این زمنیه وجود دارد.
دو دام شیطان
دو دام شیطان
نویسنده: جواد پوریا

نیکی کردن به برادران دینی، از جمله مواردی است که ائمه اطهار(ع) روی آن تأکید فراوان کرده‌اند و روایات متعددی در این زمنیه وجود دارد. امام صادق(ع) می‌فرماید:

«یابن جندب ان للشیطان مصائد یصطاد بها فتحاموا شباکه و مصائده قلت یابن رسول الله و ما هی؟ قال اما مصائده فصد عن برّ الاخوان و اما شباکه فنوم عن قضاء الصلوات التی فرضها الله اما انه ما یعبدالله بمثل نقل الاقدام الی برّ الاخوان و زیارتهم ویل للساهین عن الصلوات النائمین فی الخلوات المستهزئین بالله و آیاته فی الفترات»

شیطان دام‌هایی دارد که به وسیله آنها انسان‌ها را صید می‌کند. از بزرگ‌ترین، عمومی‌ترین و موثرترین دام‌هایی که شیطان برای آدمیزاد می‌گستراند، یکی این است که انسان را از خدمت کردن به دیگران، بویژه برادران دینی خود باز می‌دارد، دوم آن که کاری می‌کند تا انسان نمازهایش را به موقع نخواند.

انسان ممکن است با انجام دادن واجبات و فرایض دینی خود فکر کند که به طور کامل به وظیفه‌اش عمل کرده است، در حالی که رفع نیازهای مادی و معنوی برادران ایمانی نیز در حد توان از جمله وظایف دینی مسلمانان می‌باشد. خصوصاً افرادی که فعالیت خاصی مثل تحصیل، تدریس، نویسندگی و... را انجام می‌دهند، باید بدانند که وظایفی هم نسبت به دیگران، از جمله اقوام، همسایه‌ها، و دوستان دارند، اما متاسفانه این گونه افراد به دلیل تمرکز روی یک فعالیت خاص، کمتر به این نکته توجه دارند و از انجام این وظیفه مهم غافل‌اند. این غفلتی است که اولا، مقدمات آن را شیطان فراهم می‌کند؛ ثانیاً، به ما القا می‌کند که اصلاً چیزی نداری که بخواهی به دیگران کمک کنی؛ ثالثاً، ما را نسبت به نیازهای دیگران بی تفاوت می‌کند؛ یعنی حالتی را در ما ایجاد می‌کند که با خود بگوییم به من ربطی ندارد که دیگران نیاز دارند یا ندارند، یا می‌گوییم من زحمت کشیده‌ام و به اندازه رفع نیاز خودم چیزی را به دست آورده‌ام، آنها هم بروند زحمت بکشند تا محتاج دیگران نباشند. حضرت در ادامه می‌فرماید: هیچ عبادتی بالاتر از این نیست که انسان در راه کمک کردن به برادران دینی خود قدمی بردارد، حتی اگر هم در این راه موفق به رفع نیاز آنها نگردد. نه تنها احسان و خدمت به برادران دینی بالاترین عبادت است، بلکه دیدار دوستان، البته اگر برای خدا باشد، نیز بالاترین عبادت است.

از دیگر دام‌های شیطانی، بازداشتن انسان از خواندن نماز اول وقت است. آنچه انسان را مستقیماً در مسیر تقرب الی الله به پیش می‌برد، نماز است. نماز رابطه مستقیم بنده با خالق است. از جمله مسائلی که باعث می‌شود انسان نتواند به درستی از نمازش استفاده کند، زیاد خوابیدن، دیر خوابیدن و بد خوابیدن است. وقتی انسان دیگر اهتمامی به خواندن نماز اول وقت نداشته باشد، نسبت به مسائل دین نیز بی اعتنا می‌شود و کم کم کارش به جایی می‌رسد که با دیده تمسخر به مناسک دینی می‌نگرد:

«ثم کان عاقبه الذین اساوا السوای ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون؛

سرانجام کار آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند»(روم:10).

اگر خدای ناکرده انسان در این مسیر خطرناک قرار گرفت و نسبت به نماز بی‌اهمیت شد، در واقع با این کار مقدمات کافر شدن خود را فراهم ساخته است.

از جمله دلایل بی‌اعتنایی به دین و تمسخر آن، قرار گرفتن انسان در محیطی است که در آنجا عوامل انحراف و دنیاگرایی زیاد است به گونه‌ای که آیات الهی کمتر به گوش می‌رسد، موعظه کمتر است و دسترسی به استاد و مربی مشکل است. قرآن کریم در مورد کسانی که عهد خدا و سوگند خود را به بهایی اندک می‌فروشند، می‌فرماید:

«اولئک لاخلاق لهم فی الآخره و لایکلمهم الله و لاینظر الیهم یوم القیامه و لایزکیهم و لهم عذاب الیم؛

اینان را در دار آخرت بهره‌ای نیست و خدا از خشم با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت در قیامت بدان‌ها ننگرد و از پلیدی گناه پاکیزه نگرداند و آنان را (در جهنم) عذاب دردناک خواهد بود»(آل عمران: 77).

مقاله

نویسنده جواد پوریا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS