دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوستی و اظهار محبّت به خداوند

دوست خدا در آشکار و دشمن او در پنهانی مباش‌.
دوستی و اظهار محبّت به خداوند
دوستی و اظهار محبّت به خداوند

دوستی و اظهار محبّت به خداوند

قال الجواد(ع): «لاتکن ولیَّ الله فی العَلانیهِ، عدوّاً له فی السِّرِّ» (الحکم الزاهره، ترجمه انصاری محلاتی، ج2، ص479)

اسلام که دین همه انبیای راستین و برنامه تکامل انسان است، ریشه در محبّت خدا دارد. حضرت علی در این باره می‌فرماید:

«إنّ هذا الإسلامَ دینُ اللهِ الّذی إصطفاه لنفسه... و أقام دعائمَه علی محبّته»

این اسلام، دین خداوند است که آن‌را برای خود برگزیده ... و ستون‌های آن‌را بر محبّت خویش استوار ساخته است.[1]

این بدان معنی است که خدا‌دوستی، اصلی‌ترین پایه‌های سازندگی فردی، اجتماعی و تکامل مادّی و معنوی انسان است و همه آنچه انبیای الهی، برای هدایت جامعه بشری آورده‌اند، در صورتی به نتیجه مطلوب می‌رسد که بر این پایه استوار باشد و تا انسان به کیمیای محبّت خدا دست نیافته، به فلسفه خلقت خود دست نخواهد یافت.[2]

آنچه مسلّم است این است که این دوستی یک طرفه نیست؛ در روایات وارد شده، کسی‌که واقعاً خدا را دوست داشته باشد، خداوند نیز او را دوست خواهد داشت؛ دوستی و پیوندی که پایدار و ناگسستنی خواهد بود.

خداوند به حضرت داوود وحی نمود که اى داوود! به بندگان زمینى من بگو، من دوست کسى هستم که دوستم بدارد و همنشین کسى هستم که با من همنشینى کند و همدم کسى هستم که با یاد و نام من انس گیرد و همراه کسى هستم که با من همراه شود، کسى را بر مى گزینم که مرا برگزیند و فرمان‌بر کسى هستم که گوش به فرمان من باشد. کسى نیست که مرا قلبا دوست بدارد و من بدان یقین داشته باشم، مگر آن‌که او را براى خود بپذیرم و چنان دوستش بدارم که هیچ‌یک از بندگانم بر او پیشى نگیرد. هرکس مرا به‌راستى بجوید، بیابد و هرکس جز مرا بجوید، مرا نیابد. پس اى زمینیان! رها کنید آن‌چه بر آنید از فریب‌هاى دنیا و به کرامت، مصاحبت، همنشینى و همدمى با من بشتابید و به من خو گیرید، تا به شما خو گیرم و به دوست داشتن شما بشتابم.[3]

البته این دوستی آسان به‌دست نمی‌آید؛ چراکه دوستی و علاقمندی به خدا، ضد دوستی و علاقمندی به دنیا است و قوّت هریک عین ضعف دیگری است و در اهمّیت دادن به هریک، بی‌اعتنایی به دیگری است؛ همانطوری‌که دوستی دنیا، اساس و ریشه هر گناهی است. دوستی با خدا، اساس و پایه هر کار نیکویی است؛ به‌طوری‌که اگر حبّ دنیا به کلّی از دل بیرون شود و به‌جای آن دوستی و محبّت خدا جای گیرد؛ هیچ خطایی از او سر نخواهد زد و از هیچ حسنه و خیری محروم نخواهد شد و از هر رذیله‌ای پاک و به هر فضیلتی متّصف خواهد شد.[4]

حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«لایُمَحِّض رجلٌ الایمانَ باللهِ حتّی یکونَ اللهُ أحبّ إلیه مِن نفسِه و أبیِهِ وأمِّه و ولدِهِ و أهلِهِ و مالِهِ و من النّاسِ کلِّهِم»[5]

هیچ کس ایمانش به خدا کامل نمی‌شود، تا اینکه خدا را بیشتر از خودش و پدر و مادرش و فرزند و خانواده و مالش و همه مردم دوست داشته باشد.

در زمان حضرت سلیمان روزی گنجشک نری ضمن اظهار علاقه به ماده خود گفت: اگر بخواهم، می‌توانم قبه سلیمان را به منقار خود بکنم و به دریا افکنم! چون باد سخن گنجشک را به گوش سلیمان رسانید، تبسم نمود و هر دو را حاضر کرد. پس به گنجشک نر فرمود: آیا این ادعایی که کردی می‌توانی به آن عمل کنی؟ گفت: نه ای رسول خدا! ولی شخص، خود را نزد زنش زینت کرده و بزرگ جلوه می‌دهد و عاشق را نباید بر آنچه می‌گوید، ملامت کرد. سلیمان به ماده فرمود: چرا از او روی‌گردانی و به او بی‌اعتنایی می‌کنی در حالی‌که به تو اظهار محبت می‌کند؟ گنجشک ماده گفت: ای رسول خدا! او دروغ می‌گوید و دوست من نیست و ادعای باطلی می‌کند؛ چراکه علاوه‌بر من کس دیگری را دوست می‌دارد؛ حضرت سلیمان از سخن آن گنجشک متأثّر شد و بسیار گریه کرد و چهل روز به عبادت خداوند مشغول شد و دعا می‌کرد که خداوند دل او را از محبّت و دوستی غیر خودش پاک کرده و مخصوص محبّت خود گرداند.[6]

    پی نوشت:
  • [1]. نهج البلاغه، خطبه 198، نقل از کیمیای عشق، محمد، محمدی ری شهری، قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1382هش، ص15
  • [2]. همان، ص15
  • [3]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، ویرایش دوم، ج2، حدیث 3294.
  • [4] دستغیب، عبدالحسین؛ قلب سلیم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362، چاپ ششم، ص756.
  • [5].قمی، شیخ عباس؛ سفینةالبحار، قم، اسوه، 1427هق، چاپ چهارم، ج2، ص13.
  • [6]. دستغیب، عبدالحسین؛ گناهان کبیره ، تهران، ضرابی، 1352، چاپ سوم، ج1، ص51.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS