دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دین را نباید به اخلاق فروکاست

>نشست «فلسفه و اخلاق» از مجموعه نشست‌های تخصصی همایش روز جهانی فلسفه اول آذر در محل کتابخانه ملی برگزار شد. در این نشست دکتر محمد لگنهاوزن، چهره ماندگار در حوزه مطالعات اسلامی در سال جاری، به بررسی «اخلاق هگل» در مقایسه با امانت پرداخت.
دین را نباید به اخلاق فروکاست
دین را نباید به اخلاق فروکاست

نشست «فلسفه و اخلاق» از مجموعه نشست‌های تخصصی همایش روز جهانی فلسفه اول آذر در محل کتابخانه ملی برگزار شد. در این نشست دکتر محمد لگنهاوزن، چهره ماندگار در حوزه مطالعات اسلامی در سال جاری، به بررسی «اخلاق هگل» در مقایسه با امانت پرداخت.

اخلاق هگل به مانند کانت مبتنی بر آزادی و اختیار است. هگل ارزش خودمختاری را مورد تاکید قرار می دهد و می‌گوید انسان‌ها با درک شرایط و حفظ آزادی انتخاب در محیطی زندگی می کنند که در آن محدودیت‌هایی وجود دارد و باید اراده ما در مقابل اراده دیگران، طبیعت و جهان پیرامون قرار نگیرد.

هگل برخلاف کانت می گوید مسئله آزادی عمل چندان انتخابی نیست و شرایطی آن را محدود می کند. بر این اساس تا زمانی که اراده ما براین است که کار خوبی انجام دهیم اخلاقی رفتار کرده‌ایم.  

براساس دیدگاه هگل، آزادی عمل وجود دارد اما بی‌نهایت نیست. این امر وجه مشترک میان آرای هگل و اندیشه مذهبی است چرا که اندیشه مذهبی نیز معتقد است که آزادی عملی برای انسان وجود دارد ولی بی‌نهایت نیست و آزادی غایی نزد خداوند است.

هگل معتقد است آزادی را به صورت دیالکتیک باید حصول کرد و براساس محوریت کارگزار و فرد است که آزادی تعریف می شود. آزادی یعنی اجرای قوانین طبیعت آن گونه که برای آن نوشته شده است لذا آزادی کامل وجود ندارد و چارچوبی محیطی آن را محدود می‌کند.

دین قابل فروکاست به اخلاق نیست. خیلی‌ها سعی می کنند دین را به اخلاق فرو بکاهند در حالی که اخلاق بخشی از دین است. فیلسوفان غربی چون کانت نیز به این مسئله اذعان داشته اند. کانت می گوید ایمان داشتن به خدا ریشه در ارزش‌های اخلاقی دارد. براساس اندیشه هگل انسان‌ها آزادند و علت این آزادی این است که خدا آنها را خلق کرده است بنابراین نباید دیگران را برای رسیدن به آزادی مورد سوء استفاده قرار داد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS