دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذکر

No image
ذکر

ذکر خدا از بزرگترین عبادات و بهترین حسنات است و در برابر تهاجم وسوسه‌های نفس و نفوذ شیطان به انسان مصونیت می‌بخشد. علمای اخلاق به تناسب حالات سالک برای هر مرحله از مراحل سیر و سلوک، اذکار ذکر کرده‌اند؛ مثلا، در مرحله توبه، توجه به ذکر «یا غفار» و در مرحله محاسبه نفس «یا حسیب» و در مرحله جلب رحمت‌های الهی «یا رحمان» و «یا رحیم» و امثال آن.

ذکر پرده‌هاى خودخواهى و غرور را که بزرگ‌ترین دشمن‌ سعادت انسان ‌است مى‌درد، او را از خواب‌ غفلت بیدار مى‌کند و از خطراتى که سعادت وى را تهدید مى‌کند آگاه مى‌سازد.

اهمیت ذکر الله در قرآن مجید:

«الذین‌آمنوا و تطمئن ‌قلوبهم‌ بذکر الله ‌الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/‌28)

«(هدایت‌یافتگان) کسانى هستند که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام است، آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‌یابد!»

در این گونه آیات سخن از تاثیر یاد خدا در آرامشى است که مى‌تواند انسان را از لغزش‌ها برهاند و به فضائل اخلاقى بیاراید، این آرامش ‌فوق‌العاده به خاطر آن است که نگرانی‌ها گاه به خاطر آینده تاریک و مبهمى است که در پیش دارد که مى‌توانند عاملى براى سلب آرامش انسان شود.

« و من اعــرض عن ذکرى فان له معیــــشة ضـــنکا» ( طه/‌124)

«و هرکس از یاد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت!»

در آیه شریفه:

« فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال - رجال لاتلهیهم تجارة و لابیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة» (نور/ 35)

سخن از مردان بزرگى است که در بیوت رفیعى که مرکز انوار الهى است جاى دارند، درباره ویژگی‌هاى آنها چنین مى‌فرماید:

« این (نور الهى) در خانه‌هایى قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد). خانه‌هایى که نام خدا در آن برده مى‌شود و صبح و شام در آن تسبیح مى‌گویند، کسانى که هیچ تجارت و معامله‌اى آنان را از یاد خدا، و بر پا داشتن نماز و اداى زکات غافل نمى‌کند.»

نخستین ویژگى مردانى که پاسداران نور الهى هستند این است که سرگرمی‌هاى زندگى دنیا و امور مادى آنها را از یاد خدا غافل نمى‌کند.

یاد خدا و تهذیب نفوس

پیامبراکرم (صلى الله علیه و آله) می‌فرماید:

«ذکرالله شفاء القلوب»

ذکر خدا موجب شفاى دل‌ها است![1]

در حدیثى از امام امیرمؤمنان على (علیه السلام) مى‌خوانیم:

«هر کس قلب خود را با یاد پیوسته الهى آباد کند، اعمال او در پنهان و آشکار نیکو مى‌شود.»[2]

حقیقت ذکر

به گفته «راغب‌» در «مفردات‌» ذکر دو معنى دارد، گاه به معنى حضور چیزى در ذهن (یادآورى) است و گاه به ‌معنى نگاهدارى معارف حق در درون جان است.

بزرگان اخلاق گفته‌اند: «ذکر خدا» تنها این نیست که نام خدا را بر زبان بیاوریم و مکرر تسبیح و تهلیل و تکبیر گویى کنیم، بلکه منظور آن است که با تمام قلب، متوجه او و عظمتش باشیم، و او را همه جا حاضر و ناظر بدانیم.

در حدیثى از حضرت على (علیه السلام) مى‌خوانیم:

« ذکر بر دوگونه است: یاد خدا کردن به هنگام مصیبت (و شکیبایى نمودن) که زیبا و جالب است، و از آن برتر، آن است که خدا را در برابر گناهان یاد کنى، و میان تو و حرام سدٌى ایجاد نماید!»[3]

آن کس که ذکر خدا مى‌گوید و راه شیطان را مى‌پوید، در واقع ذاکر صادق و خالص نیست. امام رضا (علیه السلام) فرمود:

« کسى که ذکر خدا بگوید و به ‌سوى لقاى ‌او سبقت نجوید، خود را به ‌سخریه ‌گرفته ‌است!» [4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS