دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رازداری در زندگی

No image
رازداری در زندگی

کسانی که سفره دلشان را پیش دیگران باز می‌کنند و سیر تا پیاز را برای آنها تعریف می‌کنند حرمت و اعتبار خودشان را پایین می‌آورند. هر چه مردم از مشکلات و نابسامانیهای زندگی‌مان کمتر بدانند، آبرو و عزت بیشتری نزدشان خواهیم داشت. قطعاً هر کسی اسراری دارد که باید از دیگران پنهان کند و اگر غیر از این کند اشتباه کرده است. حتی به نیت مشاوره هم نباید جایی که برای غیر از شخص مشاور، برای افراد دیگر هم شنود دارد اسرارمان را بگوییم. وقتی می‌خواهیم با دیگران درد دل کنیم باید حواسمان باشد که داریم برای شخص مخاطب دو امکان را فراهم می‌کنیم؛ یکی اینکه بعدها از آن اسرار علیه‌مان استفاده کند و دیگر اینکه اسرارمان را برای دیگران بازگو کند. البته مخفی کردن، فقط مخصوص اسرار سر به مهر نیست بلکه برخی چیزهای معمولی را نیز بهتر است بی دلیل بازگو نکنیم.در حدیثی بسیار گرانبها معصوم(ع) درباره چیزهایی که بهتر است از دیگران پوشیده نگه داریم فرموده‌اند: «استر ذهبك و ذهابك و مذهبك عن أخیك» (التحفه السنیه؛ 330 و برخی دیگر) مالت، رفت و آمدت و اعتقادت را از برادرت بپوشان. مال و اموال خودتان را به رخ مردم نکشید بلکه سعی کنید راجع به این چیزها سخن کوتاه کنید. راه و مشیتان (معاشرتها و رفت و آمدها، بلکه رفاقتهایتان) را هم از مردم بپوشانید. گاهی محبتهایی که بین دو دوست یا برخی از اقوام با هم اوج گرفته، با حسادتها و حتی حسرتهای دیگران از بین می‌رود. مردم بیش از هر چیزی به جلب محبت دیگران اهمیت می‌دهند و نسبت به روابط عاطفی و موفق دیگران حساسیت نشان می‌دهند. همچنین بسیاری از اعتقادات و افکارمان را نیز طبق این کلام حکیمانه باید مخفی کنیم. چه بسا مطرح کردن اعتقادات که منجر به جدل و کدورت خاطر و ایجاد فاصله بین مسلمین می‌شود. نکته:البته دروغ گفتن و دغلکاری برای حفظ اسرار، نه لازم است و نه صحیح. وظیفه ما این نیست که به هر قیمتی مخفی کاری کنیم،همین که خودمان بی جهت همه چیز را تعریف نکنیم کافی است. متأسفانه حفظ اسرار فقط به خویشتن داری نیست بلکه باید شهامت ایستادگی در برابر کسانی که عادت کرده‌اند در کار و زندگی دیگران کنجکاوی کنند، هم داشته باشیم. اگر بخواهیم در برخورد با شخص کنجکاو نه بی احترامی کنیم و نه اسرارمان را فاش کنیم باید یاد بگیریم چگونه سربسته یا با کنایه صحبت کنیم. یا چگونه از سکوت به شکلی زیرکانه بهره ببریم. اما اگر سؤالاتی که از ما می‌شود مربوط به شخص دیگری است باید پاسخ‌گویی را به خود شخص محول کنیم تا خودش هر چه صلاح می‌داند بگوید. در هر حال اسرار دیگران نزد ما امانت است و ما حق نداریم آنها را فاش کنیم. حتی جا دارد به صراحت از پاسخگویی عذر خواهی کنیم.همچنین یکی از راههای مقابله با کنجکاویهای بیجای دیگران پیشگیری است. یعنی باید از انجام اقداماتی که حس کنجکاوی اطرافیان را بر می‌انگیزد پرهیز کرد. کسی که مشکوک عمل می‌کند و به قضاوت و فکر مردم اهمیت نمی‌دهد خودش را در مظان اتهام قرار می‌دهد. اینجا دیگر پاسخگویی بیشتر به نفع خود اوست.شکی نیست که کنجکاوی در زندگی خصوصی دیگران، هم به لحاظ اخلاقی زشت است و هم به لحاظ شرعی، با حکم «ولا تجسسوا» محکوم به گناه است. در هر حال بی احترامی را توصیه نمی‌کنیم اما اگر هم شخص کنجکاو دلخور شود تقصیر خود اوست و این چیز‌ها نباید باعث انفعال ما شود. البته در خصوص خویشتن داری و رازداری هم مثل خیلی چیزهای دیگر، کج فهمی و سوء استفاده و خلط مباحث وجود دارد. هر چیزی راز نیست و از هر کسی مخفی کردن درست نیست. گاهی وقتها دیگران حق دارند از ما پاسخ بخواهند چون منافع و حقوق خودشان با مساله ما درگیر شده است. گاهی به دلایل دیگری این حق را پیدا کرده‌اند مثل والدین که حق دارند از وضعیت زندگی فرزندانشان باخبر شوند. به هیچ عنوان دلسوزیها و کنجکاویهای خیرخواهانه والدین، فضولی محسوب نمی‌شود. فرزندان باید در این موارد نهایت احترام والدین را حفظ کنند و برای رفع نگرانی ایشان تلاش کنند.همچنین درمورد خیلی از مسائل عادی که در عرف، مردم معمولاً راجع به آنها با هم سخن می‌گویند و از هم پنهان نمی‌کنند هم دلیلی برای مخفی کاری وجود ندارد. کسانی که همه ریز و درشت زندگیشان را همچون راز مخفی نگه می‌دارند، نگاهی بدبینانه دارند. جالب اینجاست که اغلب همین‌ها خودشان جزء کنجکاوترین‌ها هستند.

اهمیت تسلط بر احساسات و کلام

زندگی درست و همراه با آرامش مانند هر موضوع دیگری در این دنیا نیازمند مهارت های خاص خود می‌باشد که یکی از آنها کنترل عواطف و احساسات و استفاده درست از زبان و کلام به عنوان یک نعمت الهی است.انسانها در روند زندگی توسط عوامل متفاوت، تحریکات گوناگونی را دریافت می‌کنند و انواع احساسات به آنها دست می‌دهد، اما نکته مهم این است که باید با تعقل و تسلط به تفسیر آنها بپردازند و هرگز اجازه ندهند عوامل تحریک آمیز، حالت عاطفی و فعالیت فکری آنها را مختل کنند.یک راه تسلط بر خویش و عواطف خود عادت به تفکر و تعقل است که خلل ناپذیری و تأثیرناپذیری را در وجود ما استوار می‌کند. با داشتن چنین خصیصه‌ای می‌توان هر روز تلاشی را با هدف مشخصی آغاز کرد و ادامه داد و در مقابله با هر رویداد پیش‌بینی نشده‌ای آماده و هوشیار بود و همچنین در برابر وسوسه های فراگیر و عمیق عوامل مختل کننده تاب و توان خود را بالا برد.ما در زندگی اگر بر فکر خود مسلط نباشیم همین قدرت فکر، ما را به بازی خواهد گرفت و اگر آن را در اختیار بگیریم بهترین دوستمان خواهد بود. البته با استفاده مطلوب از احساس هم می‌توانیم شاهد شکوفایی استعدادهای زیادی در زندگی خود باشیم. بدون کمک احساس نمی‌توان به تلاش و حرکت رسید.کارل یونگ می‌گوید: عواطفی را که خیال می‌کنیم منفی هستند فریادی به شمار می‌روند که ما را به تلاش و عمل دعوت می‌کنند و باید بدانیم احساساتی که داریم موهبتی الهی، راهنما و حامی‌ ما هستند و ما را به عمل و اقدام وامی‌دارند.پس اگر عواطف خود را سرکوب کنیم و آنها را از صحنه زندگی خود بیرون برانیم یا اگر آنها را بزرگ کرده و اجازه دهیم بر ما مسلط شوند، در این صورت یکی از سرمایه های گرانبهای زندگی خود را بر باد داده ایم. آگاه باشیم که احساسات و عواطف از خودمان سرچشمه می‌گیرند و این خود ما هستیم که آنها را می‌آفرینیم. انسان می‌تواند در هر لحظه هر نوع احساسی را که بخواهد در خویشتن ایجاد کند.به عنوان مثال ما می‌توانیم تصمیم بگیریم که شاد باشیم و زندگی توام با آرامش را برای خویش و اطرافیان فراهم آوریم. در این راستا زبان و کلمات می‌توانند باعث به وجود آمدن احساسات مثبت یا نگران کننده باشند. کسانی که در استفاده از زبان قوی هستند به راحتی می‌توانند با بهره جستن از این نعمت، خاطرات و تجربه های خود را نه تنها برای دیگران بلکه برای خود به اشکال گوناگون جلوه‌گر سازند.اگر کلمات را عاقلانه انتخاب کنیم، آن وقت است که نیروی عظیمی‌ در اختیار ما خواهد بود. کلمات از مواهب شگفت انگیز خدادادی است. کلمات ممکن است شخصیت‌ها ر ا جریحه دار کند یا دل ما را بسوزاند یا اینکه عواطف ما را دگرگون کند و گاهی موجبات شادی و نشاط و یا افزونی حرکت و تلاشی در جهت تحقق خواسته های انسانی باشد.استفاده مطلوب و بجا از کلمات پر احساس می‌تواند تأثیر شگفت‌انگیزی بر روحیه ما و افراد دیگر بجا بگذارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS