دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه تحریم غیرخدا

شفاعت من شامل کسی که نمازش را از وقت آن تأخیر اندازد نمی‌شود. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
راه تحریم غیرخدا
راه تحریم غیرخدا

راه تحریم غیرخدا

راههایی را که در شبانه‌روز به ما ارائه‌کرده‌اند، برای رسیدن به این مقصود سهم مؤثّری دارد.

نماز تنها کار سلبی به عنوان «نهی از فحشا و منکر» ندارد؛ چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: ﴿ إنّ الصَّلوة تَنهی عَن الفحشاء والمنکر ﴾[1]، بلکه آثار اثباتی فراوانی نیز دارد. ما نباید در حدّی باشیم که نماز را برای «پرهیز از گناه» بخوانیم، بلکه باید بکوشیم آن را برای «لذّت لقای حقّ» اقامه کنیم. گرچه توجّه به لذّت هم نقص است؛ ولی ما را به آن مراحل نهایی، راهنمایی و نزدیک می‌کند.

نخستین چیزی که در مورد نمازبه ما آموخته‌اند این است که نماز بدون طهارت، نماز نیست: «لاصلوةَ إلاّ بطهور»[2] و ما هم باید درست تحصیل طهارت کنیم. آنگاه به ما گفته‌اند: وقتی وارد نماز می‌شوید، چهره جان خود را متوجه ذات اقدس و خداوند کنید تا خداوند نیز به شما رو کند. پیامبر اکرم‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمودند: «إذا قمت إلی الصلاة فأقبل علی الله بوجهک یقبل علیک»[3] امام صادق (علیه السلام) نیز فرمودند: «إنّی لا‌حبّ للرّجل المؤمن منکم إذا قام فی صلاة فریضة أن یقبل بقلبه إلی الله تعالی ولا یشغل قلبه بأمر الدّنیا، فلیس من عبد یقبل بقلبه فی صلاته إلی الله تعالی إلاّ أقبل الله إلیه بوجهه وأقبل بقلوب المؤمنین إلیه بالمحبة بعد حبّ الله إیّاه»[4]. نمازگزاری که به معانی نماز توجّه و حضور قلب نداشته باشد، خدا از او، اعراض می‌کند. وقتی خدا از نمازگزار اعراض کند، در حقیقت او پشت به قبله نماز می‌خواند. بنابراین، به مقداری که نمازگزار معانی نماز را می‌داند و گناهان خود را احضار و از ذات اقدس اِله توبه و نزاهت روح، طلب می‌کند، نماز او مقبول است؛ زیرا نماز گرچه از نظر فقه اَصْغر، «واجب ارتباطی» است، لیکن در فقه اکبر با تحلیل هر جزء «واجب استقلالی» خواهد بود.

سفارش پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ائمه (علیهم السّلام) در مورد اصل نماز، نماز جماعت، نماز جمعه، نماز شب و... فراوان است و این نشانه آن است که نماز بهترین راه برای سیر و سلوک انسان به سوی خداست.

امام صادق (علیه السّلام) در بیماری پیش از ارتحال خود دستور دادند بستگان جمع شوند و پس از اجتماع، به آنان فرمودند: «إنَّ شفاعَتَنا لاتنالُ مستخفّا بالصَّلوة »[5]؛ شفاعت ما اهل بیت شامل حال کسی که نماز را سبک بشمارد نمی‌شود.

پیغمبر اکرم‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) نیز در بیماری متصل به رحلت فرمودند: «شفاعت من شامل کسی که نمازش را از وقت آن تأخیر اندازد نمی‌شود: «لا ینال شفاعتی مَن أخّر الصلاة بعد وقتها»[6] که این در حقیقت، یکی از مصادیق سبک شمردن نماز است.

نیز رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) هنگامی که مشاهده کردند نمازگزاری در مسجد رکوع و سجودش را با سرعت انجام می‌دهد، فرمودند: اگر او با همین وضع بمیرد به دین من، نمرده است: «دخل رجل مسجداً فیه رسول الله‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) فخفّف سجوده دون ما ینبغی ودون ما یکون من السجود، فقال رسول الله‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) نقر کنقر الغراب، لو مات علی هذا مات علی غیر دین محمّد»[7].

در مورد جدا شدن از جماعت مسلمانان نیز امام صادق (علیه السلام) فرمودند: کسانی که در جماعت شرکت نکنند و به این وسیله، مقداری از جماعت مسلمین فاصله بگیرند، از بند ایمانی جدا می‌شوند:

«من خلع جماعة المسلمین قدر شبر خلع ربقة الإیمان من عنقه»[8]. نیز پیامبر اکرم‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمودند: منافقان که قصد توطئه دارند و هنگامی که اذان گفته می‌شود به مسجد نمی‌آیند، دستور می‌دهم علی بن ابیطالب (علیه السّلام) خانه‌های آنان را ویران کند: «اشترط رسول الله‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) علی جیران المسجد شهود الصلاة وقال لینتهینّ أقوام لا یشهدون الصلاة أو لَامرنّ مؤذناً یؤذّن ثمّ یقیم ثمّ آمر رجلاً من أهل بیتی وهو عَلِیُّ فلیحرقنّ علی أقوام بیوتهم بحزم الحطب لأنّهم لا یأتون الصلاة»[9]. این نشان دهنده عظمت نماز جماعت است.

درباره نماز جمعه نیز امام باقر (علیه السلام) فرمودند: کسی که سه جمعه، پی‌در پی بدون عذر در نماز جمعه شرکت نکند، دلش بسته می‌شود: «من ترک الجمعة ثلاثاً متوالیات بغیر علّة طبع الله علی قلبه»[10]. سرّ عدم تأثیر موعظه در بعضی دلها همین است که عدّه‌ای عمداً با دست خود به وسیله گناه، دَرِ دل را بسته‌اند. چون گاهی دل، قفل می‌شود و کلید آن به دست شیطان است:

﴿ أفَلا یَتَدَّبرون القُران أمْ عَلی قلوب أقفالُها ﴾[11].

درباره نماز شب، در حدیثی آمده است که انسان یک یا دو بار در شب، بیدار می‌شود و در ذهنش می‌گذرد که برخیزد و نماز شب بخواند، ولی شیطان وسوسه می‌کند که هنوز زود است. اگر او به وسوسه شیطان فریفته شد گوش وی در اختیار شیطان است، و شیطان آن گوش را آلوده می‌کند[12].

پس اگر تنها حاکم خداست و حکم او هم این است که از غیر او کاری ساخته نیست، این راهی دارد و آن پرهیز و توبه از گناه و آنگاه توجّه به عبادات به ویژه نماز است. ما وقتی وارد نماز می‌شویم، «الله اکبر» می‌گوییم و این «تکبیرة‌الاحرام» و به منزله احرام ماست.

نمازگزار با تکبیرة الاحرام احرام می‌بندد و بسیاری از امور بر او حرام می‌شود؛ امّا با سلام نماز، از احرام بیرون می‌آید. اصولاً نوع عبادتها چنین است. در ماه مبارک رمضان، هنگام اذان صبح، انسان با نیّتِ روزه، احرام می‌بندد و هنگام پایان روز که افطار می‌کند از احرام بیرون می‌آید، چنانکه در عمره و حج معتمران و حج‌گزاران احرام می‌بندند و با تقصیر یا حلق از احرام خارج می‌شوند و اگر کسی به جایی برسد که دائماً در نماز باشد، او دائماً در حال احرام است و «لبّیک» می‌گوید؛ زیرا دائماً توجّه به غیر خدا را بر خود، حرام کرده است؛ چون از غیر خدا

Bottom of Form

هیچ کاری ساخته نیست؛ غیر خدا هالک است و تکیه بر هالک، مایه هلاکت است و قرآن می‌خواهد ما به هلاکت نرسیم. آنها که به هلاکت رسیده‌اند بعد از روشن شدن ادلّه و براهین بوده است نه قبل از آن: ﴿ لیهلِک مَن هلک عَن بیّنه وَیحیی مَن حَی عَنْ بیْنه ﴾[13]. قرآن می‌کوشد ما را زنده کند و بالاترین زندگی، همان ارتباط با «حی قیّوم» است. اگر انسان با حی قیّوم رابطه پیدا کند، نه تنها زنده و قائم می‌شود بلکه قیوم و برپادارنده موجوداتِ بهشتی نیز خواهد بود.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/ صص 208-209-210
    پی نوشت:
  • [1] . سوره عنکبوت، آیه 45.
  • [2] . بحار، ج 42، ص 245.
  • [3] . وسائل، ج 5، ص 472.
  • [4] . وسائل، ج 5، ص 475.
  • [5] . بحار، ج 47، ص 2.
  • [6] . بحار، ج 80، ص 20.
  • [7] . بحار، ج 81، ص 234؛ محاسن برقی، ج 1، ص 159.
  • [8] . بحار، ج 85، ص 13.
  • [9] . بحار، ج 85، ص 8.
  • [10] . بحار، ج 89، ص 192.
  • [11] . سوره محمّد ص، آیه 24.
  • [12] . محاسن برقی، ج 1، ص 167.
  • [13] . سوره انفال، آیه 42.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS