دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راهی كه سختی‌ها را آسان می‌كند

No image
راهی كه سختی‌ها را آسان می‌كند

گاهي اوقات بار سنگين سختي‌ها و مشكلات كمرمان را مي‌شكند. طاقتمان تمام مي‌شود. مشكلات امانمان را مي‌برد، ناله و شكايتمان به آسمان مي‌رود. به زمين و زمان ناسزا مي‌گوئيم. اما وقتي نماز مي‌خوانيم يا با قرآن انس مي‌گيريم يا ذكر و ياد اهل‌بيت، آراممان مي‌كند. گويي مشكلاتمان را فراموش مي‌كنيم. به معنايي سختي‌ها بر ما آسان مي‌گردد. چه اتفاقي مي‌افتد. مشكلاتمان كه تغيير نمي‌كند. آيا در خود ما تغيير به‌وجود مي‌آيد؟ در تمامي مراحل زندگي، مشكلات پايان نمي‌پذيرد فقط رنگ به رنگ و گونه به گونه مي‌شوند. اين نوع انسانها هستند كه در برخورد با مشكلات به گونه‌اي متفاوت عمل مي‌كنند: عده‌اي سريع مساله را پاك مي‌كنند، گروهي در غصه فرو مي‌روند و آهنگ نمي‌توانم را سر مي‌دهند، و عده‌اي مقتدرانه به حل مشكلات مي‌پردازند زيرا نگرششان به سختي‌ها مانند معمايي است كه بايد حل شود تا براي حل معماي بعدي قوي‌تر شوند.

رشد جسمی و روحی

قانون كلي اين دنيا اين است كه بايد به رشد و كمال رسيد پس جسم و روح در صورت ضعف و ناتواني مسير دنيا را به سختي مي‌پيمايد و در برخورد با مشكلات و مسائل اين دنيا مي‌شكند. وقتي نوزادي متولد مي‌شود، نياز به مراقبت ويژه دارد زيرا بدن او ضعيف است و در تماس با كوچك‌ترين ميكروب و ويروس، بيمار مي‌گردد. اما همين كودك وقتي اندك اندك رشد مي‌كند و قوي مي‌شود به سادگي آسيب نمي‌پذيرد. روح ما نيز همين حكم را دارد. در صورت ضعف ناتواني نياز به تغذيه سالم و مراقبت ويژه دارد تا رشد كند و قدرتمند شود. غذاي روح از معنويات و ملكوت است. آيا قدرت جسمي مشكلات را حل مي‌كند يا قدرت روح؟ انسانها با همه قدرت جسمي در صورت ضعف روح در مقابل كمترين مشكلات دوام نمي‌آورند.

ايمان، غذای روح

آنگاه كه روحمان ضعيف است و به رشد و كمال واقعي خود نرسيده، و گناه و نافرماني پايه‌هاي آن را ويران كرده است دچار شك و ترديد مي‌شويم، انگيزه تلاش و پشتكار را از دست مي‌دهيم. خيلي اوقات مسائل بسيار ساده يا پيچيده زندگي، ما را از پاي در مي‌آورند بنابراين بايد درصدد تقويت روح باشيم. يادمان باشد همچنانكه جسم تغذيه سالم مي‌خواهد، روح نيز بايد تغذيه شود. چيزي كه باعث رشد روحي و تقويت آن مي‌شود ايمان است. اعتقاد و باور قلبي به يك مبدأ لايتناهي و قدرتمند است كه انسان را نيرومند مي‌سازد و در مراحل زندگي او را ياري مي‌دهد.‌اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آيا شما را بر تجارتي راه نمايم كه شما را از عذابي دردناك مي‌رهاند. به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و فداكاري] اگر بدانيد براي شما بهتر است (صف/10/11)

سرمايه ايمان

ايمان سرمايه عظيمي است كه علاوه بر اينكه قدرت روحي انسان را بالا مي‌برد، مشكلات و سختي‌ها را حل مي‌كند و علاوه بر آن، صبر بر اين مصائب را براي انسان سهل و آسان مي‌گرداند. چه بسيار اشخاصي كه از اين موهبت عظيم بهره‌مندند و در سايه آن به خوشي و رضايت زندگي مي‌كنند. سلامتي جسم و جان و طول عمرشان را مديون همان ايماني هستند كه در دل آنهاست. برعكس گروهي عمري در رنج و ترديد و خودخوري و ترس و دلهره به سر مي‌برند، سلامت جسم و جان خود را از كف داده، زود پير و شكسته مي‌شوند و خودشان نمي‌توانند بفهمند علت اصلي همه اينها اين بود كه يك سرمايه بزرگي از سرمايه‌هاي زندگي را از كف دادند. (صف/4) اوست آن كس كه در دل‌هاي مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايماني بر ايمان خود بيفزايند و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست و خدا همواره داناي سنجيده‌كار است.

اثر ايمان

پس كسي را كه خدا بخواهد هدايت نمايد دلش را به پذيرش اسلام مي‌گشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ مي‌گرداند چنانكه گويي به زحمت در آسمان بالا مي‌رود. اينگونه خدا پليدي را بر كساني كه ايمان نمي‌آورند قرار مي‌دهد. (انعام/125) وقتي روح قدرتمند شد، به معناي زيباتر شرح صدر پيدا كرد تحمل ناملايمات و سختي‌ها بالا مي‌رود و انسان آنچنان نيرومند مي‌شود كه نهايت درجه استعداد را براي قبول افاضات الهي پيدا مي‌كند. شرح صدر به معناي گستردگي سينه به نور الهي و سكينه‌اي از ناحيه خداست. نور ايمان روح انسان را آنچنان وسعت ظرفيت مي‌دهد كه هرگونه سختي‌ها و ناملايمات را با رضايت و خشنودي پذيرا مي‌شود و برعكس گناه و تاريكي جهل و ظلمات روح را تنگ و تنگ‌تر مي‌نمايد كه تحمل هيچ سختي را در زندگي ندارد. كافي است درون يك ليوان پر، چند حبه قند بريزيد. سريع سرريز مي‌شود اما چه چيز ظرفيت و وسعت دريا را مي‌تواند پر كند. روح ما انسانها همين است؛ هر چقدر وسعت روح پيدا كنيم و روحمان رشد كند، مدارج ايماني را كسب مي‌كنيم و به معنايي كامل‌تر مي‌شويم و بهتر، زيباتر و راحت‌تر زندگي مي‌كنيم زيرا لازمه حيات طيبه شرح ‌صدر است. كسي كه خداوند سينه‌اش را وسعت داده به معناي هدايتي است كه به هر كه بخواهد اين نور را هديه مي‌دهد. ايمان قدرت روح را بالا مي‌برد و قدرت روح، آستانه تحمل افراد را تغيير مي‌دهد.

راز ارزشمندی مدارا

راز فضیلت عفو و مدارا در نظام ارزشی اسلام را با توجّه به آثار مثبت آنها در عرصه‌های فردی و اجتماعی، در این دو نکته می‌توان جست‌وجو کرد: 1. کسی که فاقد روحیه سماحت و گذشت است و در اثر کوچک‌ترین برخوردی، خود را درگیر نزاع و کشمکش با افراد و اعمال خشم و خشونت می‌کند، نه‌تنها آسایش زندگی از او سلب می‌شود، بلکه به بسیاری از گناهان، لغزشها و گاه جنایاتی بزرگ گرفتار می‌گردد که تا ابد در آتش ندامت آن خواهد سوخت؛ از این رو، در روایات، حلم و مدارا در ردیف ورع و تقوا ذکر شده است که بسان سپری در برابر گناهان عمل می‌کند و حتی بدون آن، هیچ عمل نیکی به کمال خود نمی‌رسد. امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل می‌کنند که فرمودند: «هر کس که در او سه خصلت نباشد، هیچ عملی از او کامل نگردد: ورع (و تقوایی) که او را از نافرمانی خدا بازدارد، اخلاق نیکی که با مردم مدارا کند و حلم (و بردباری) که نادانی نادان را دفع سازد».بنابراین، قهر و جدایی دو مسلمان که بازتاب فقدان روحیه عفو و سماحت است، حتی مانع قبول شدن اعمال نیک دیگر نیز می‌شود؛ چنان که رسول خدا به ابوذر می‌فرماید: «ای ابوذر! از جدایی و ترک برادرت بپرهیز که در این حال، عمل (نیکی) قبول نمی‌شود».2. اسلام برای اتّحاد، همبستگی و پیوند محبّت میان افراد جامعه، اهمیت زیادی قائل است؛به گونه‌ای که اجازه نمی‌دهد دو فرد باایمان جز زمانی اندک، در قهر و جدایی به سر برند. امام باقر(ع)در این باره می‌فرمایند: هرگاه دو مؤمن، بیش از سه روز پیوند برادری خود را بگسلند، روز سوم از هر دوی آنها بیزاری می‌جویم! عرض شد: این درباره ستمگر است، اما مظلوم چه گناهی دارد؟ فرمود: چرا مظلوم نزد ظالم نمی‌رود و به او نمی‌گوید، من ستم کردم (و مقصّر، من بودم) تا صلح و آشتی برقرار شود؟در روایت دیگر می‌خوانیم: «هر کدام زودتر سر صحبت با برادرش را باز کند (و از در آشتی پیشقدم شود) در قیامت زودتر وارد بهشت می‌گردد».البته گاه لازم است، طرفین نزاع برای مدّتی کوتاه از همدیگر دور باشند تا شعله‌های غضب فروکش کند و فرصت خلوت با خود را بیابند و با اندیشیدن یا تذکّر دیگران، به اشتباه خویش پی برند. همچنین تا با این کار، نارضایتی خویش را به عمل خلافی که طرف مقابل انجام داده، به او بفهمانند؛ از این رو، در روایات، جدایی کمتر از سه روز مجاز شمرده شده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS