دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رجعت از دیدگاه اهل سنت

No image
رجعت از دیدگاه اهل سنت

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : رجعت، ظهور، آخرالزمان، منكران رجعت،زنده شدن مردگان

با توجه به اعتقادات اهل­سنت که از کتب عالمان این فرق به دست می­آید، می­توان به یک نتیجه کلی در گزینشی بودن برخی اعتقادات ایشان دست یافت. معمولا اعتقادتی که به نحوی به ولایت اهل­بیت(ع) مرتبط می­باشد، مورد انکار اهل­سنت واقع شده است. رجعت یکی از این اعتقادات است که با توجه به پیوندی که با مهدویت وجریانات بعد از ظهور دارد، به شدت مورد انکار آن فرق شده؛ درحالی که در این مقاله به نقض این عقیده توسط خودشان آشنا می­شویم.

علت اصلی انکار رجعت

بطورکلی اهل­سنت اعتقادات مخالف و ضد با عقیده خلفاء جور را به هر نحو ممکن رد می­کنند و برای انکار خود دلیلی جز اتهام ندارند. موقعیت اعتقاد به رجعت وابستگی حقیقی با مهدویت و ظهور منجی بشریت حضرت­حجه بن­الحسن(عج) و حکومت اهل­بیت(ع) و مجازات دشمنان دارد. در این صورت خلفاءجور و بنی­امیه و بنی­عباس و حامیان کلامی این ظالمین از اهل­حدیث و معتزله و اشاعره، هرگز راضی به این اعتقاد و اشاعه آن نبوده، همانطور که راضی به وجود منجی بشریت نیز نمی­باشند. به همین دلیل راه انکار را برگزیدند و برای انکار خود ادله واهی تراشیده­اند. سید­مرتضی می­گوید: بسیاری از مخالفین که منکر رجعت هستند دلیلشان بر انکار رجعت محال بودن (غیرمقدور بودن) آن است. درحالی که حضرت عزیر(ع) بعد از اینکه زنده شد و زنده شدن الاغ خود را دید فرمود: ان الله علی کل شئ قدیر و این خود جوابی است بر مدعیان جاهل انکار رجعت.

آیاتی که بر رجعت استدلال می­شود

اهل­سنت اگر چه به روایات اهل­بیت(ع) بی­توجهی می­کنند اما قرآن را نمی­توانند انکار کنند. به همین دلیل برخی از آیاتی که بر امکان و وقوع رجعت دلالت دارند را ذکر می­کنیم تا با توجه به این آیات عقیده اهل­سنت در مورد رجعت مخالف قرآن محسوب شود و واضح است که عقیده­ای که مخالف با آیات الهی است جز خسارت در عقیده و دوری از حقیقت، واقعیتی ندارد.

1.آیاتی که به صراحت دلالت بر رجعت دارد

الف.روزى خواهد آمد که از هر گروهى دسته­اى را بر مى­انگیزیم، از کسانى که آیات ما را مورد تکذیب قرار مى­دهند.[1]

این آیه صراحت دارد که دسته هایى از ستمکاران برانگیخته مى­شوند، نه همه آنها، و منظور از آن برانگیخته شدن در روز قیامت نیست؛ زیرا حشر قیامت، رستاخیزى همگانى است.[2]امام­باقر(ع) فرمودند: اهل عراق (پیروان ابوحنیفه و بنی امیه) که منکر رجعت هستند مگر این آیه را نخوانده­اند: و روزی که از هر امتی گروهی را محشور کنیم (ازکسانی که آیات ما را تکذیب می­کردند)

ب.بارالها، دو بار ما را میراندی و دوبار زنده کردی[3]تصریح بر رجعت دارد، زیرا از دو مرگ و دو زنده شدن خبر مى­دهد. میراندن نخست، پس از حیات نخست و میراندن دوم، پس از حیات در رجعت است.[4]

2.آیاتی که بر امکان رجعت دلالت دارد

آیاتی است که زنده شدن برخی افراد را در دنیا بازگو می­کند، علاوه بر اینکه شاهدی بر امکان قیامت می­باشند،مانند:

1. پرندگانی که حضرت ابراهیم(ع) آنها را کشت و به اذن خداوند زنده شد.[5]

2. اصحاب کهف که سیصد و نه سال مردند و خداوند ایشان را زنده نمود.[6]

3. داستان حضرت عزیر(ع) که خداوند در قرآن به این بیان آن را مورد اشاره قرار داده­است: یا همانند کسى که از کنار یک روستاى ویران شده عبور کرد، در حالى که سقفهاى آن فروریخته بود و مردم آن مرده و استخوانها پوسیده و پراکنده شده بود. با خود گفت: چگونه خدا اینها را پـس از مرگ زنده مى­کند. در این هنگام خدا او را یکصد سال میراند، سپس برانگیخت و به او گـفت: چه قدر درنگ کردى. گفت: یک روز یا پاره­اى از روز. به او گفت: نه، بلکه یکصد سال درنگ کردى. پس نگاه کن به خوردنى و آشامیدنى خود که همراه داشتى، هیچ گونه فرسودگى در آن رخ نداده و به الاغ خود نگاه کن که چگونه فرسوده و از هم گسیخته شده و ما آن استخوانها را به گوشت می­پوشانیم (زنده اش می­کنیم) وقتی برای او واضح شد گفت: خداوند بر هر کاری قادر است.[7]

4. ماجراى هفتاد نفر از اصحاب موسى(ع):

موسى(ع) هفتاد نفر از قوم خود را انتخاب نمود و با خود به کوه طور برد و آنان درخواست روئیت خدا را نمودند، که صاعقه آنان را در ربود. سپس با درخواست حضرت موسى(ع) زنده گردیدند تا شکر خداى را به­جا آورند. خداوند می­فرماید: یاد بیاورید هنگامى را که به موسى گفتید: ایمان نمى آوریم تا خدا را بالعیان ببینیم ... پس صاعقه شما را فراگرفت در حالى که نظاره مى­کردید، آنگاه شما را پس از مرگتان برانگیختیم، باشد تا سپاسگزار باشید.[8]

5.داستان زنده شدن قتیل بنی­اسرائیل:

کشته­اى در میان بنى­اسرائیل یافت شد که قاتل او شناخته نشد و هر کس گناه آن را به گردن دیگرى مى­افکند. دستور رسید تا گاوى را سر ببرند و مقداری از آن را به کشته بزنند تا زنده شود و خود، قاتل خویش را رسوا سازد.

خداوند می­فرماید: به یاد آورید هنگامى که فردى را کشتید و گناه کشتن او را به گردن یکدیگر مى­افکندید ولى خداوند آنچه را که پنهان مى­ساختید، آشکار مى­سازد. پس فرمان دادیم (تا گاوى را کشته) و قسمتى از آن را به کشته بزنید تا (با اذن خدا) زنده گردد. این چنین است که خداوند مردگان را زنده مى­کند و دلائل خود را براى شما آشکار مى­سازد، باشد تا اندیشه کنید.[9]

6.بازگشت مسیح(ع):

یکى از دلائل بر صحت و امکان بازگشت به این جهان پیش از قیامت، آمدن حضرت مسیح(ع) است. گرچه ایشان زنده است ورجعت به معنی اصطلاحی برایشان صادق نیست ولی انتقال او به دنیا شبیه به رجعت است که در این هنگام با حضرت مهدى(عج) بیعت کرده و در نماز به ایشان اقتدا مى­نماید و تمامى اهل کتاب به او ایمان آورده از او پیروى مى­کنند. خداوند می­فرماید :[10]تمامى اهل کتاب (یهود و نصارى) پیش از مرگش به او ایمان مى­آورند... و در روز رستاخیز بر آنان گواه خواهد بود. بازگشت حضرت مسیح(ع) شبیه رجعتى است که در ظهور انجام مى­گیرد.

شهر بن حوشب می­گوید: حجاج بن یوسف ثقفى (از کارگزاران خونخوار بنی امیه و دشمن اهل­بیت(ع) و شیعیان) به من گفت: آیه­اى در قرآن است که مرا بیچاره کرده. گفتم: کدام آیه. گفت: و ان اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته (هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه قبل از مرگش به مسیح فرزند مریم ایمان می­آورد ) سپس گفت: به خدا قسم که من دستور کشتن یهودى و نصرانى را مى­دهم و چشم به او مى­دوزم تا ببینم لب حرکت مى­دهد ولى هرگز، بلکه بى­حرکت مى­ماند (ایمان به مسیح را بیان نمی­کند). به او گفتم: نه، چنین نیست که گـمان برده­اى. گفت پس چگونه است، گفتم: عیسى(ع) پیش از قیام قیامت از آسمان فرود مى­آید، آنـگـاه همه ملتهاى یهود و نصارى و غیره به او ایمان مى­آورند، پیش از آنکه عیسى (ع) بمیرد و در نماز به حضرت مهدى(عج) اقتدا مى­کند. حجاج گـفت: این را از کجا آوردى. گفتم: از امام محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب(ع). گفت: به خدا قسم که آن را از چشمه زلالى دریافت کرده­اى.[11]

7. یکى دیگر از دلایل صحت امکان رجعت در این امت، داستان هفتاد هزار خانوار فرارى از طاعون است که دچار مرگ ناگهانى شدند و سپس با دعاى پیغمبرشان حضرت حزقیل، سومین وصى حضرت موسى، زنده شدند. خداوند می­فرماید:[12] آیا ندیده­اى گروهى را که از ترس مرگ از خانه­هاى خود بیرون شدند (و به بهانه بیمارى طاعون از شرکت در جنگ و جهاد خوددارى نمودند) خداوند به آنان گفت: بمیرید( و به همان بیماری، که آن را بهانه قرار داده بودند، مردند) سـپـس خدا آنها را زنده کرد؛(و ماجرای زندگی آنها را درس عبرتی برای آیندگان قرار داد) . خداوند نسبت به بندگان خود احسان می­کند ولی بیشتر مردم شکر او را بجا نمی­آورند.

8. زنده شدن مردگان به دعای حضرت­عیسی و دانیال و الیسع و ارمیا(ع) به اذن خداوند.[13]

تهمت به شیعه

برخی از متعصبین اهل­سنت با انکار این معرفت و چشم پوشی از آیات و روایات این باب به تهمت و افتراء بر علیه شیعه اقدام نموده­اند. احمد امین در فجرالاسلام می­گوید: یهودیت در شیعه ظهور نموده؛ زیرا شیعه (همانند یهود) معتقد به رجعت است و همچنین برخی دیگر از ایشان می­گویند: شیعه اعتقاد به رجعت را از آیین یهود دریافت نموده است. این تعابیر اوج جهالت و همچنین کینه نویسندگان مغرض اهل­سنت را نسبت به تشیع نشان می­دهد. اگر به راستی این اعتقاد از یهود گرفته شده­است، باید عمر بن خطاب را از شاگردان دست اول یهود دانست؛ زیرا وقتی او خبر رحلت رسول الله(ص) را شنید، انکار کرد و در حالی که شمشیر در دست داشت با تهدید و ارعاب می­گفت: هر کسی که بگوید ایشان رحلت نموده است او را خواهم کشت. به خدا قسم رسول خدا به سوی قومش باز می­گردد، همانطور که موسی بازگشت.[14]

چند نمونه از روایات و حکایات اهل­سنت

1. داستان ذوالقرنین که شیعه و سنی نقل می­کنند که قومش او را کشتند در حالی که خداوند او را زنده نمود.[15]

2. زمخشری از علماء اهل­سنت در تفسیر کشاف می­گوید: دابة الارض از صفا بیرون می­آید در حالی که عصای موسی و خاتم سلیمان در دست اوست که مومن و کافر را مشخص می­کند و او همان امیرالمومنین علی(ع) خواهد بود.[16]

3. در کتب اهل­سنت به کثرت مطالبی در زنده شدن مردگان قبل از دفن و گفتگوی ایشان آمده است. حاکم نیشابوری در تاریخش اینچنین نقل می­کند: قبرکن کفن دزدی به جد حسام بن عبدالرحمن که قاضی نیشابور بود گفته­است: تو می­دانی که من قبرها را می­کندم، زمانی زنی فوت نمود و من نیز به دنبال جنازه رفتم و نماز خواندم تا بدانم کجا دفن می­شود. هنگامی که شب همه جا را فرا­ گرفت قبر او را کندم و دست بردم تا کفن او را بربایم در این هنگام آن زن گفت: سبحان الله مردی از اهل بهشت کفن از زنی بهشتی می­رباید، آیا نمی­دانی که تو بر من نماز خوانده­ای و خداوند عزوجل نمازگزاران بر من را آمرزیده است.[17]

4. وقتی سهل بن عبدالله تستری را غسل می­دادند وی با انگشت سبابه دست راست اشاره می­کرد.

5. ابراهیم بن شیبان نقل می­کند که کسی از صوفیه مرد و من وارد قبرش شدم و خواستم صورتش را روی خاک قرار دهم تا خدا او را رحمت کند. در این حال او تبسم نمود و گفت ذلیلم نمودی نزد کسی که هدایتم می­کرد. گفتم آیا زنده شدی. جواب داد مگر نمی­دانیدوستان او نمی­میرند، بلکه از مکانی به مکان دیگر منتقل می­شوند.

6. ربیع بن خراش، قسم خورده بود که نخندد تا زمانی که بداند جهنمی است یا بهشتی. در طول مدت عمرش کسی او را خندان ندید و مرد. بعد از غسل، کفنش را باز نمودند دیدند که می­خندد. گفتند آیا زنده شدی. جواب داد: بله زنده شدم و توضیح داد بعد از مردنم مورد لطف و عنایت خدا بودم و....اکنون رسول الله(ص) منتظر من است تا بر من نماز بخواند و دوباره مرد.[18]

نکته: گرچه حکایات نقل شده از اهل­سنت در مورد برخی افراد مانند صوفیه و....جزء اغراق و دروغ چیز دیگری نیست، اما این امور باطل را کرامت می­دانند و این در حالی است که روایات اهل­بیت (ع) را در مورد رجعت قبول نمی­کنند.

اهل سنت و انکار رجعت

حنان بن سدیر از پدرش نقل مى­کند که پدرش گفت: در مورد (منکرین) رجعت از امام­باقر(ع) سوال نمودم، ایشان سه مرتبه فرمودند قدریه آنرا انکار می­کنند. در زمان امام­صادق(ع) این مخالفت به اوج خود رسید به طورى که همه مذاهب اهل­سنت در مقابل شیعه با چنین عقیده­اى به ستیز برخاسته بودند. در این عصر امام­صادق(ع) با استدلالهاى قوى از این اعتقاد دفاع مى­نمودند. شیخ مفید در اوائل­المقالات بعد از بیان اعتقاد شیعه به رجعت می­گوید: تمام معتزله و خوارج و مرجئه و زیدیه و اهل­حدیث، منکر این اعتقاد امامیه هستند.[19]او در این باره با علماء معتزلی به مناظره و بحث پرداخته­است. یک نفر از علمای معتزلی پرسیده بود که اگر شما معتقد به رجوع برخی مومنین و دشمنان در زمان قیام قائم هستید، چگونه مطمئن هستید که یزید و شمر و ابن­ملجم در زمان رجعت توبه نمی­کنند تا مجازات شوند.

شیخ در پاسخ به این سوأل معتزله دو جواب می­دهد:

1.عقل به خودی خود منعی بر این مطلب درک نمی­کند که رجعت کنندگان ظالم، توبه کنند، اما روایات ائمه­اطهار(ع) این افراد را بطور قطعی مورد لعن و برائت و عذاب دائمی قرار داده­است؛ پس شک از وضعیت ایشان به یقین عقلی بر بد کرداری و کفر ایشان حتی بعد از رجعت تبدیل می­شود، همانند فرعون و هامان که خداوند عذاب دائمی را برای ایشان بیان نموده است که دلالت می­کند بر اینکه ایشان به هیچ وجه ایمان نیاوردند و نیز قرآن در پاسخ جمعى از دوزخیان که در قیامت تقاضاى بازگشت به دنیا براى جبران خطاهاى خود مى­کنند، مى­فرماید: اگر آنها باز گردند دگربار همان امورى را که از آن نهى شده­اند را انجام مى­دهند.[20]

2. خداوند توبه کافرین و دشمنان را در رجعت نمی­پذیرد، همانطور که ابراز ایمان فرعون را در لحظه غرق شدنش نپذیرفت و نیز در آخرت و حالت احتضار که توبه و ندامت پذیرفته نیست. خداوند در مورد نشانه­های قیامت می­فرماید :

روزی که نشانه­های خداوند بیاید، ایمان آوردن کسی که از قبل ایمان نیاورده یا در ایمان کسب خیر نکرده سودی ندارد.[21]در این باره روایت می­فرماید که توبه مخالفین در این لحظه قبول نمی­شود.[22]همچنین با حضور دابه­الارض در زمان رجعت و تعیین مومنین و کافرین توبه بی­اثر خواهد شد.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS