دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رحلت پیامبر(ص)،معراج وصال با حضرت‌دوست

No image
رحلت پیامبر(ص)،معراج وصال با حضرت‌دوست

بيست‌وهشتم صفر؛ رحلت آخرين فرستاده الهی

لحظه وداع پيامبر(ص) با حضرت‌زهرا (س) چه گذشت؟

بشريت در فراق رحلت رسول اعظم و مكرم اسلام و بهترين موجود عالم امكان يتيم شد. پيامبر (ص) از خود دين و مكتبي برجاي گذاشت كه بعد از گذشت 14 قرن روز به روز شكوفا و پاينده و جاويدان‌تر مي‌شود و هر روز بر خيل عاشقان و پيروانش در سراسر گيتي افزود مي‌شود. بيست و هشتمين روز از ماه صفر مصادف است با رحلت جانگداز پيامبر ختمي مرتبت. پيامبر رافت و مهرباني و بنيانگذار حكومت اسلامي و نخستين معصوم در دين مبين اسلام، حضرت محمد (ص) در روز جمعه، هفدهم ربيع الاول سال عام الفيل برابر با سال 570 ميلادي (به روايت شيعه) متولد شدند و بيشتر علماي اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته‌‏اند. مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودي كنوني) محل تولد حضرت است. پدرش عبدا... بن عبدالمطلب و مادر گرامي حضرت، آمنه، دختر وهب بن عبد مناف است؛ اين بانوي جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشي، كم‏ نظير و سرآمد همگان بود.

لحظه وداع پيامبر با حضرت زهرا (س)

لحظات غمباري است. حال رسول خدا (ص) رو به وخامت است. نزديكان در كنار بستر ايستاده‌اند. حضرت زهرا (ع) هم آنجاست. او با چشماني اشكبار لحظات واپسين حيات پدر را نظاره مي‌كند سپس با صدايي كه به سختي از سينه بيرون مي‌آيد، مي‌فرمايد: دخترم؛ فاطمه ام! هم‌اكنون اين آيه از قرآن را بخوان: «محمد فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگري نيز بودند؛ آيا اگر او بميرد يا كشته شود، شما به عقب برمي‏‌گرديد؟...» سپس فرمود: دخترم نزديك بيا و آن قدر نزديك بيا كه جز تو كسي صداي مرا نشنود. سپس زمزمه‌اي در گوش فاطمه (ع) فرمود كه او گريان شد. مجددا در گوش او زمزمه‌اي ديگر فرمود كه در اين لحظه فاطمه (س) شادان شد؛ آنچنان كه خنده بر لبان مباركش نقش بست. ايشان بر پاسخ سوال ديگران فرمودند كه لحظه اول پيامبر (ص) فرمودند: «در همين درد مي‌ميرم» و در باب شادي و تبسم‌اش فرمودند: تو نخستين كس از اهل بيت (ع) من هستي كه به من ملحق مي‌شود» و اين بود كه من تبسم كردم و در لحظات واپسين عمر پيامبر (ص) سرش در دامان اميرالمؤمنين (ع) قرار داشت.

پس از رحلت حضرت رسول (ص)

پس از رحلت پيامبر(ص)، حضرت علي(ع) جسد مطهر پيامبر(ص) را غسل داد و كفن كرد؛ چون پيامبر(ص) سفارش كرده بود كه نزديكترين كس مرا غسل خواهد داد و اين شخص جز امام علي (ع) كسي نيست. سپس در حالي كه سيلاب اشك از ديدگانش جاري بود. فرمود: «پدر و مادرم فدايت ‌اي رسول خدا (ص) با رحلت تو رشته نبوت و وحي الهي و اخبار آسمان‌ها قطع شد... اگر ما را به صبر و شكيبايي امر نمي‌كرديد، آنقدر گريه مي‌كردم كه سرچشمه اشك را مي‌خشكانيد».

بيست و هشتم ماه صفر مصادف است با شهادت كريم اهل بيت (ع)، امامي كه در طول زندگي خود بارها سراسر زندگي خود را براي اسلام و مسلمين انفاق كرد و اكنون در غربتي وصف ناشدني به سر مي‌برد. امام حسن (ع) در روزگاري سخت متولد شدند. تقريبا تمام جنگ‌هاي صدر اسلام در هفت سال آغازين عمر شريف ايشان اتفاق افتاد. امام حسن (ع) از همان كودكي به يادگيري قرآن و سخنان حكيمانه و طريقه نبرد و شجاعت و دينداري پرداختند؛ آن هم در محضر عالي‌ترين اسوه‌هاي دين و انسانيت. امام حسن (ع) در نيمه ماه رمضان سال سوم هجري، به دنيا آمد؛ نخستين فرزند امام علي (ع) و فاطمه‌ (س) است. پس از ولادت، نامگذاري او به رسول خدا (ص) محول شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاري پروردگار ماند. تا اينكه جبرئيل، امين وحي، فرود آمد و گفت: خدايت سلام مي‌رساند و مي‌گويد چون علي براي تو همانند هارون براي موسي است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون(ع) يعني شبّر قرار ده!رسول خدا فرمود: زبان من عربي است و شبّر، عبري است. جبرئيل گفت: شبّر در زبان عرب به معناي حسن است و به اين ترتيب، كودك، حسن نام گرفت. تنها كنيه آن حضرت« ابو محمد» و مشهورترين القابش سيد، سبط، تقي و مجتبي است كه از همه معروف‌تر مجتبي است. چهره زيبا و خصائل اخلاقي او دقيقا مانند پدربزرگ عزيزش رسول خدا (ص) بود. در هفتمین روز تولدش پيامبر(ص) گوسفندي خريد و براي سلامتي فرزند عزيزش قرباني كرد كه بعدها اين عمل به‌نام عقيقه سنت شده است. دوران حيات امام حسن مجتبي (ع) با ساير ائمه اطهار (ع) تفاوت‌هايي داشت كه يكي از آنها موضوع غربت عجيب ايشان و صلح با معاويه است؛ صلحي كه قهرمانانه‌ترين نرمش تاريخ است كه با توجه به شرايط زماني و مكاني آن عصر به وجود آمد.

صلح امام

مهم‌ترين حادثه در زندگي امام حسن(ع) جريان صلح معاويه با آن حضرت است. تحليل اين حادثه ضروري به نظر مي‌رسد زيرا خود امام، صلحش را حجتي بر آيندگان مي‌داند؛ يعني بر اساس عملكرد حضرت، وظيفه انسان نيز در شرايط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است. بررسي مقدمات و شرايط و عللي كه صلح را ايجاب كرد و دقت در كيفيت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشكافي نتايج شيرين صلح براي جناح حق و ضربه‌هاي سهمگين آن بر جناح باطل به‌خوبي روشن مي‌كند كه صلح آن حضرت در حقيقت انقلاب سبزي بود كه زمينه انقلاب سرخ حسيني را فراهم ساخت و اين نرمش قهرمانانه در كنار آن جنبش ظلم‌ستيزانه، پايه‌ريز انقلاب علمي امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در عصر طلايي خلأ انتقال قدرت از بني‌اميه به بني‌عباس گشت و به اين ترتيب، اسلام ناب محمدي كه در تشيع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبياري و به درخت تنومندي تبديل كرد. اين صلح قهرمانانه‌ترين نرمش تاريخ است كه با توجه به شرايط زماني و مكاني آن عصر به وجود آمد. در رابطه با صلح امام حسن (ع) همواره سوالاتي مطرح مي‌شود كه در اين گزارش به مختصري از علل و زمينه‌هاي صلح امام‌حسن (ع) اشاره مي‌كنيم:

تكليف‌گرایی

اگر علت صلح امام حسن (ع) انجام تكليف الهي باشد؛ بدين معنا كه خداوند چنين وظيفه‏‌اي را براي آن حضرت تعيين كرده است، اشكال و شبهه‌اي بر صلح ايشان وارد نيست و اگر مي‏‌بينيم برخي اشكال‏‌هايي بر آن وارد مي‏‌كنند به اين دليل است كه سر آن را نمي‏‌دانند. از سوي ديگر، امامان معصوم (عليهم السلام) حجت خدا بر مردم هستند و از اين‏ رو رفتار و گفتارشان حجت است. بر اين اساس، صلح امام حسن (ع) عملي است كه از سوي حجت خدا انجام شده و قطعا دلايل بسيار مستحكم و متقني داشته، گرچه ديگران آن را ندانند؛ چنانكه آن حضرت بارها خود به آن اشاره كرده است.

حفظ دين‏

در فرهنگ امامان، حفظ دين و احياي معارف اهل بيت (ع) محوري‏‌ترين عنصر است. به همين دليل تشكيل حكومت، قيام، صلح و سكوت آنها همه در جهت حفظ اسلام و احياي سنت شكل مي‌گيرد. اگر در شرايطي اسلام به واسطه قيام حفظ شود، آنان قيام مي‏‌كنند و اگر در مقطعي ديگر سكوت آنها موجب حفظ اسلام شود، سكوت مي‏‌كنند، هر چند اين سكوت، باعث از دست رفتن حق مسلم آنان شود. امام علي (ع) فرمود: «سلامه الدين احبّ الينا من غيره.» بر اين اساس، يكي از علل مهم صلح امام حسن (ع) را مي‌توان «حفظ دين» بيان كرد، زيرا وضعيت جامعه اسلامي در شرايطي قرار داشت كه ممكن بود جنگ با معاويه، اصل دين را از بين ببرد. مضافا اينكه اوضاع بيروني جامعه اسلامي نشان مي‏‌داد كه روم شرقي آماده حمله نظامي به مسلمانان بود. از سوي ديگر، مردم نيز از نظر فرهنگي در وضعيتي قرار داشتند كه خون‏ريزي و جنگ، نوعي بدبيني به دين و مقدسات را به وجود مي‏‌آورد. شايد بر همين اساس باشد كه امام حسن (ع) يكي از دلايل صلح خود را حفظ دين بيان كرد؛ چنانكه او در پي اعتراض برخي از شيعيانش فرمودند: ترسيدم ريشه مسلمانان از زمين كنده شود و كسي از آنان باقي نماند؛ از اين رو با مصالحه‏‌اي كه انجام گرفت، خواستم دين خدا حفظ شود.

مصالح عمومی‏

رعايت مصالح عمومي، خردمندانه‏‌ترين استراتژي‏ است كه از سوي رهبران دل‏سوز و آزادي خواه، به ويژه رهبران الهي اتخاذ مي‌شود، زيرا آنان هيچ‌گاه مصالح عمومي را فداي مصالح فردي و گروهي نمي‏‌كنند. امام حسن (ع) نيز براي جلوگيري از خون‏ريزي و رعايت مصالح مسلمانان، تن به صلح داد؛ چنانكه آن حضرت خود فرمودند: «من صلح را پذيرفتم تا از خونريزي جلوگيري كنم و جان خود، خانواده و اصحاب صميمي خويش را حفظ كرده باشم.»

حفظ شيعيان‏

حفظ شيعيان گرچه از مصاديق مصالح عمومي است، ولي از آنجايي كه شيعيان، حافظان و پاسداران دين و موالي (تحت سرپرستي) اهل بيت (ع) بودند، حفظ آنان از اهميت ويژه‏‌اي برخوردار بود. شيعيان خاص اميرالمومنين(ع) اغلب در جمل، صفين و نهروان به شهادت رسيده و گروه اندكي از آنان باقي مانده بودند و اگر جنگي به وقوع مي‏‌پيوست، با توجه به ضعف مردم عراق، قطعا شيعيان متحمل خسارات جبرا‌ن‏‌ناپذيري مي‌شدند. اما صلح آن امام(ع) مي‌توانست آنها را براي شرايطي نگه دارد كه در آينده فراهم مي‏‌آمد، به طوري كه اگر بنا بود خون آنها ريخته شود بتواند بازده مفيدي داشته و جرياني موثر در تاريخ به وجود آورد.

حمايت نكردن مردم و خيانت فرماندهان‏

تشكيل حكومت و دفاع از آن، به پشتوانه مردمي نياز دارد. اگر حكومت را به كبوتري تشبيه كنيم كه با دو بال به سوي مقصد پرواز مي‏‌كند، آن دو بال، مردم و رهبر هستند. در متون اسلامي از رهبر به واژه «امام» و از مردم به واژه «امت» ياد شده است و اين، پيوند عميق آن دو را مي‏‌رساند. حكومت بدون مردم، همانند كبوتري بال شكسته است كه به هدف نهايي نمي‏‌رسد؛ از اين رو در اسلام به مردم سالاري توجه خاصي شده است. بي‏‌ترديد، يكي از علل موفق نشدن امامان معصوم (ع) در تشكيل حكومت يا شكست ظاهري در قيام‏‌ها، همكاري نكردن مردم بود. امام علي (ع) به‌رغم اينكه حكومت را حق خود مي‏‌دانست، ولي به دليل نبود استقبال مردم، حكومت تشكيل نداد تا اينكه آنان پس از قتل عثمان به او روي آوردند. به همين خاطر آن حضرت فرمودند: اگر حضور مردم نبود، افسار خلافت را رها مي‏‌كردم. در كل مي‌توان گفت تمامي تلاش امام حسن (ع) پس از قبول صلح اين بود كه اهداف مورد نظرش را از صلح به نتيجه برساند و بر اين اساس در تمام اين مدت به حفظ نيروهاي كيفي و خالص، بازسازي نيروهاي خسته و تفسير صحيح اسلام پرداخت. تلاش موفق امام حسن (ع) براي به‌كرسي نشاندن اهداف صلح باعث شد كه معاويه طرح قتل حضرت را پيگيري نمايد تا بتواند به خواسته ديرين خود يعني تبديل خلافت اسلامي به سلطنت موروثي، جامه عمل بپوشاند. به اين ترتيب سمي مهلك تهيه كرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند. حضرت پس از مدتي درد و رنج، در روز 28 ماه صفر سال 50 هجري به لقاء‌ا... شتافت. امام حسين (ع)، جنازه ایشان را پس از تغسيل و نماز براي دفن به سوي مسجد و روضه پيامبر (ص) برد ولي سرانجام بر اثر ممانعت بني‌اميه در بقيع به خاك سپرد. ثواب عزاداري براي اين حضرت به قدري زياد است كه در اين رابطه رسول خدا (ص) سال‌ها پيش از شهادت امام حسن (ع) فرموده‌اند: «هر كس بر حسن گريه كند، چشمش روزي كه ديده‌ها كور مي‌شوند (روزقيامت)، كور نمي‌شود و هركس در مصيبت او اندوهگين شود، روزي كه همه دل‌ها اندوهگين است، غم و اندوهي ندارد. زيارت حسن مايه استواري قدم‌ها در قيامت است.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS