دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رسيدن به آرامش

No image
رسيدن به آرامش

سه ارزش بسيار مهمي‌ که پياده کردن آن در زندگي به انسان در رويارويي با مسائل کمک مي‌کند از ديدگاه امام علي(ع) به اين شرح است.

اميدواري به خداوند

در مشکلات و سختي‌ها بايد به لطف و قدرت بي‌منتهاي الهي توجه کرد و از آنها نهراسيد. در اين صورت، آدمي ‌با توکل و روح اميدوار، بر همه مشکلات غلبه مي‌کند. اما اگر تکيه گاه انسان غير خدا باشد، به يقين سودي نمي‌برد. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «لايَرْجُوَنَ اَحَدٌ مِنْکُمْ اِلا رَبَهُ؛ هيچ کس از شما به غير از پروردگار خود، به کسي اميدوار نباشد.» باور همه انديشمندان بر اين است که اميدوار بودن، شرط اول در کسب موفقيت‌هاي بزرگ است. بدين ترتيب، با تقويت روح اميدواري، بايد با هرگونه نااميدي مبارزه کرد. بنده شايسته خدا، نيازمندي‌ها را با حضرت حق در ميان مي‌گذارد و راه چاره را از او مي‌خواهد. خداوند نيز به مصلحت خويش، او را از مشکلات مي‌رهاند؛ آن گونه که حضرت يونس (ع) را در قعر دريا بر اثر توجه به خدا، از شکم ماهي نجات داد. (انبيا: ??)

واقع‌بيني و ترک آرزوهاي منفي

کساني که واقع بين نيستند و منفي بافي مي‌کنند، از شخصيت پسنديده‌اي بهره مند نيستند. قضاوت‌هاي نادرست، آنان را در جامعه بي‌ارزش مي‌کند و در ميان دوستان بي اعتبار مي‌گرداند. آدمي‌ بايد با کمک عقل و بينش صحيح خود، واقعيت‌ها را درک کند و آرزوهاي منفي را از دل خود ريشه کن نمايد؛ زيرا که آرزوهاي دست نيافتني يا منفي، عقل و انديشه فرد را ضعيف مي‌سازد. امام علي(ع) مي‌فرمايد:«وَ اَعْلَموُا اَنْ الاْءَمَلَ يُسْهِي الْعَقْلَ؛ بدانيد که آرزوهاي خام و منفي، عقل را دچار غفلت مي‌سازد.» آرزوهاي دور و دراز در امور دنيوي، نه تنها انسان را محتاج ديگران مي‌سازد، بلکه به تدريج معنويت از زندگي او گرفته مي‌شود و چه بسا به پايين‌ترين مرتبه انساني تنزل مي‌يابد. از امام علي(ع)، در اين‌باره روايت است: «مَنْ اَطالَ الاْءَمَلَ اَساءَ الْعَمَلَ؛ کسي که آرزوهايش طولاني و منفي است، به اعمال زشت و ناروا دچار مي‌شود».

صبر و بردباري

عامل اصلي موفقيت و رستگاري، بردباري است. انسان بايد در برابر ناملايمات شکيبا و صبور باشد و سختي محروميت‌ها را تحمل کند و در نتيجه، مشکلات اقتصادي و اجتماعي را با تحمل و بردباري، به خوشي‌ها و موفقيت تبديل سازد. در حقيقت، هرگونه شتابزدگي و بي صبري ما را به سقوط مي‌کشاند. امام علي(ع) در اهميت صبر مي‌فرمايد: وَ عَلَيْکُمْ بِالصَبْرِ فَاِنَ الصَبْرَ مِنَ الاْيمانِ کالرَاْسِ مِنَ الْجَسَدِ. بر شما باد که بردباري را در هر کاري پيشه کنيد که صبر نسبت به ايمان، مانند سر است نسبت به تن آدمي. بي گمان، هر کسي در زندگي خود به مشکلات و ناراحتي‌هايي گرفتار مي‌شود. اگر انسان در اين مواقع بي‌تابي کند، تمرکز فکر و عمل خود را از دست مي‌دهد و خود را به راحتي مي‌بازد و مشکلات بزرگ‌تر گريبان او را مي‌گيرد. امام علي(ع) در اين باره فرموده است:«مَنْ عَظَمَ صِغارَ الْمَصائِبِ اِبْتَلاهُ اللهُ بِکِبارِها»؛ کسي که حوادث کوچک را بزرگ بشمارد، به مصيبت‌هاي بزرگ‌تر گرفتار مي‌شود. بردباري در برابر ناملايمات و تحمل مشکلات، نه تنها ثواب اخروي دارد، بلکه انسان را از نگراني و ناراحتي دور مي‌سازد. خداوند بندگان خويش را براي بخشيدن توفيق و امتياز صبر مي‌آزمايد تا خود آنان نيز مقام خويش را درک کنند. در قرآن مجيد آمده است: «ما شما را آزمايش مي‌کنيم تا تلاشگران و بردباران شناخته شوند.» (محمد: ??) در حديثي از اميرمؤمنان علي(ع) مي‌خوانيم: «الصَبْرُ صَبْرانِ صَبْرٌ عَلي ما تَکْرَهُ وَ صَبْرٌ عَما تُحِبُ»؛ صبر دو نوع است: يک نوع در برابر ناملايمات و نوع ديگر صبر در برابر آنچه به آن تمايل داري.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS