دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رضا قطبی

No image
رضا قطبی

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، رضا قطبي صدا و سيما

نویسنده : علي حسن خاني

رضا قطبی فرزند محمدعلی در تهران متولد شد. وی خانواده نسبتاً فقیری داشت و پسر دایی فرح بود. مادر فرح قبل از ازدواج فرح با محمدرضا پهلوی در خانه محمدعلی قطبی برادرش زندگی می‌کرد و وضع مالی نامناسبی داشتند.
رضا قطبی تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در ایران گذراند و در ریاضیات قوی بود، پدرش او را برای ادامه تحصیلات به فرانسه فرستاد و قطبی موفق شد، تحصیلات خود را در دانشگاه پلی‌تکنیک پاریس به اتمام برساند. پس از ازدواج فرح و محمد رضا وضعیت مالی خانواده قطبی یکباره تغییر غیرقابل وصفی کرد و پدر قطبی به عنوان اولین مقاطعه کار دربار و سازمان برنامه و بودجه درآمد.[1] مهندس محمدعلی قطبی پدر رضا قطبی حقیقتاً یکی از آن آدم‌هایی بود که از وابستگی فرح کمال استفاده را می‌کرد. او یک دفتر ساختمانی داشت که پروژه‌های بزرگ و نان و آبدار را از وزارت خانه‌ها به چنگ می‌آورد، به علاوه در کارهای پول‌ساز دیگر هم خود را وارد می‌کرد[2] و رضا قطبی هم مورد توجه پهلوی قرار گرفت و به سمت مدیر کل تلویزیون منصوب شد.[3]

شخصیت و سلایق رضا قطبی

رضا قطبی اساساً از شخصیت‌های معتبر و با نفوذ دوران شاه بود و قدرت و نفوذش به مراتب بیشتر از آنی بود که شناخته شده است. در حقیقت او کوه یخی بود که فقط قسمتی از آن، بیرون آب بود. این جوان باهوش و با استعداد با فرح بزرگ شده بود و بین آن دو پیوند عاطفی و فامیلی عمیق وجود داشت. ضمن این که به علت علایق و ذوق سلیقه‌هایشان هر دو به شدت تحت تأثیر فرهنگ فرانسوی بودند در نهایت به نوعی رفتار روشنفکرانه معتقد بودند. فرح باور ایمانی به این پسر دایی خود داشت که به سایرین کمتر داشت.

رضا قطبی از نظر کار، سلیقه خودش را اعمال می‌کرد تا آن جا که حتی گاهی سر و صدای فرح را هم درمی‌آورد، روحیه خاص خودش را داشت. روحیه و منش و رفتاری که با آن تکبر و خودخواهی هم همراه بود. در یک کلام فکر می‌کرد که از دماغ فیل افتاده است و تافته جدابافته است. وی با استفاده از موقعیت خود جهت نگرش تلویزیون به مسائل جامعه را بسوی نوعی لیبرالیسم چرخانده بود و این همان چیزی بود که با علایق و اندیشه شاه و یاران سنتی‌اش در تضاد بود و از همین جا اختلاف سلیقه‌ها همیشه وجود داشت.[4]

این چنین چهره‌ای با این خصوصیات اخلاقی در نیمه دوم سال 1357 و تا زمان سقوط نظام پادشاهی مشاور اصلی و اساسی و طرح و برنامه‌ریز پشت پرده دربار شده و در حقیقت خط فکری قطبی بود که مسلط به تصمیمات دربار بود و همین خط فکری و عملکرد آن بود که راه را برای نخست وزیری بختیار هموار کرد. علاوه بر این سمت رضا قطبی قبلاً هم اشاره شد، در کارهای مقاطعه و واگذاری پروژه‌های دولتی که از سوی سازمان برنامه و بودجه و وزارت دربار ارائه می‌شد با پدرش همکاری داشت و در 25 درصدی که پدرش از متقاضیان دریافت می‌داشت. سهمی داشت[5] و در کابینه شریف امامی هم سمت پست و تلگراف و تلفن را به عهده داشت.[6]
با شروع اولین حرکت‌های علنی انقلاب تعداد زیادی از افراد شاغل در مناصب حساس سیاسی یا فرهنگی شروع به ارائه طرح‌ها یا برنامه ریزی‌های عملی برای برخورد با جریان‌های انقلابی نمودند. این طرح‌ها یا شکلی پیش‌گیرانه داشت یا بازدارنده. محور این طرح‌ها از به کار گماردن زندانیان سیاسی در مشاغل اداری شروع می‌شد و تا برخوردهای خشن و خونین با مردم به پایان می‌رسید. نام افرادی چون رضا قطبی و غیره... به عنوان پیشنهاد دهندگان این طرح‌ها به چشم می‌خورد.[7]

قطبی هنگام سقوط نظام

بعد از ترک کشور توسط فرح به همراه شاه دو تن از مشاوران و اعضای تیم فرح که در تهیه و اجرای برنامه‌های او نقش اساسی داشتند، در تهران ماندند. یکی از این دو نفر رضا قطبی بود که به دولت بختیار که در حقیقت زائیده برنامه‌ریزی خود آن‌ها بود امید داشتند. این دو تن در ایران ماندند، تا اینکه دولت بختیار ساقط شد و آن‌ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ناگزیر به اختفاء پناه بردند. بعدها فرح برای خروج این دو از کشور سه میلیون دولار هزینه کرد و آن‌ها را از کشور خارج کرد.[8]

نکته دیگر اینکه وقتی شاه در خارج از ایران در غربت بسر می‌برد، اشخاصی بودند که شاه تحمل دیدن آن‌ها را نداشت و از آن میان مخصو صاً باید از رضا قطبی نام برد. چون بسیاری از نزدیکان شاه مثل خود او معتقد بودند که قطبی و همفکرانش که دوستان شهبانو نیز بودند، چپ کمونیست هستند و می‌گفتند که آن‌ها با عدم شناخت فرهنگ مردمی و روحیات عامه مخصوصاً در رادیو و تلویزیون دست به کارهائی زدند و بعد در جریان 57 هم که مشیر و مشار شدند راه و روشی انتخاب کردند که در سقوط رژیم بسیار موثر بوده است، بارها شده بود که درگیری بین شاه و فرح بر سر این موضوع بود به خصوص شاه بارها فرح و یارانش را ملامت می‌کرد و می‌گفت که آن نطق کذایی "من صدای انقلاب شما را شنیدم" را با زور بدست من دادند و من بی‌آنکه محتوای آن را بدانم، آن را خواندم.[9] برای تائید مطالب فوق که رضا قطبی تفکر و اندیشه چپ کمونیستی داشته به این نکته اشاره می‌کنیم که در فروردین ماه سال 1344شاه که برای دومین بار مورد سوء قصد قرار گرفت که این نقشه قتل شاه به وسیله یک گروه از دانشجویان کمونیست که در دانشگاه‌های انگلستان تحصیل می‌کرده‌اند، طرح‌ریزی شده بود که متهمین 14 نفر بودند که در دادگاه‌های نظامی محاکمه شدند که یکی از افراد متهمین پرویز نیکخواه بود. همه محکمین روز ژانویه 1971(دوازده دی ماه1349) از زندان آزاد شدند. بعداً به توصیه فرح در دستگاه‌های حساس دولتی مانند رادیو و تلویزیون و حتی دفتر خود او مشغول کار شدند. مشهورترین عضو این گروه پرویز نیکخواه بود که او در اواخر رژیم شاه، مغز متفکر، رادیو و تلویزیون و مشیر و مشاور رضا قطبی به شمار می‌آمد.[10]

بعد از مرگ شاه، فرح با شخصیت مستقل و صاحب رای بعنوان نائب‌السلطنه کاره‌ها را در خارج از کشور بدست گرفت. با امید اینکه نغمه مخالفت با جمهوری اسلامی را به شیوه‌ای دیگر سر دهد همه یاران دیرینه‌اش را فرا خواند؛ از جمله رضا قطبی و در حقیقت جمعی از همان افرادی که در ایران سازمان مشاوران او را تشکیل می‌دادند و به ذهن و عمل او خط می‌دادند.[11] همکنون وی در اروپا همراه با فرح در اپوریسیون جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند.[12]

مقاله

نویسنده علي حسن خاني
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS