دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رضايت از زندگی؛ چگونه؟

No image
رضايت از زندگی؛ چگونه؟

عباس پسنديده

قسمت دوم

از آنچه داريد لذت ببريد

اگر آنچه را داريد ناديده بگيريد و خوشبختي را در آن چيزي ببينيد كه نداريد، هيچ‌گاه به رضايت نخواهيد رسيد؛ چون شما به آنچه داريد نمي‌انديشيد، بلكه به آنچه نداريد مي‌انديشيد. ممكن است از خيلي چيزها محروم باشيد اما بدون شك، چيزهاي بسياري داريد كه مي‌توانيد با توجه كردن به آنها، لذت ببريد و خوشبختي را احساس كنيد. مشكل اينجاست كه شما آنچه را داريد نمي‌بينيد. يكي از علل چنين حالتي داشتن آرزوهاي دور و دراز است كه پيش از اين درباره آن سخن گفتيم. امام علي (ع) مي‌فرمايد: آرزوهاي طولاني، نشاط نعمت‌هايي را كه داريد از ميان مي‌برد و آنها را نزد شما كوچك مي‌سازد و شما را به كم‌سپاسي وا مي‌دارد. علت ديگر مقايسه كردن زندگي خود با زندگي كساني است كه در وضعيت بهتري قرار دارند. اگر زندگي خود را با زندگي بهتر ديگران مقايسه كنيد، آنچه را داريد نمي‌بينيد و آنچه را نداريد بزرگ مي‌شماريد. آن كوچك‌سازي و اين بزرگ‌نمايي همانند لبه‌هاي قيچي‌اند كه براي تكه تكه كردن زندگي شما به حركت درمي‌آيند. به همين جهت امام صادق (ع) مي‌فرمايد: كسي كه به آنچه در دست فرزندان دنياست بنگرد، اندوه او طولاني مي‌شود و خشمش آرام نمي‌گيرد و نعمت‌هاي خدادادي را ناچيز مي‌شمرد و در نتيجه ناسپاس مي‌شود. به همين جهت خداوند متعال راهكاري را نشان داده و فرموده: به آنچه ما به گروه‌هايي از آنان داديم، چشم مدوز و غمگين مباش. وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا (ص) به مردم فرمود: اگر چنين نكنيد از شدت حسرت بر دنيا، نفس شما به شماره مي‌افتد. به جهت تأثير ويرانگري كه مقايسه كردن دارد، امام صادق (ع) مي‌فرمايد: به آنچه خداوند براي شما قرار داده قانع باشيد و به آنچه نزد ديگران است نگاه نكنيد و آنچه را ممكن نيست به دست آوريد آرزو نكنيد زيرا كسي كه قانع شود، سير شود و آنكه قانع نگردد، سير نشود. طبيعي است كه چنين حالتي بر شدت فشار رواني مي‌افزايد. پس راه راحت زيستن اين است كه به زندگي‌هاي پايين‌تر نگاه كنيد. اين كار شما را از لذت آنچه داريد، بهره‌مند مي‌سازد.

زندگی را راحت بگيريد

بخش زيادي از سخت بودن زندگي مربوط به سختگيري ماست. زندگي آن‌قدر كه مي‌پنداريد، سخت و دشوار نيست. هميشه واقعيت، تحمل‌پذير است؛ اين ما هستيم كه نسبت به سختي‌هاي آن اغراق مي‌كنيم و درجه دشواري آن را بالاتر مي‌بريم. وقتي زندگي دنيا را بيش از حد مهم دانستيم، زندگي را هم سخت مي‌گيريم و اين بر ميزان فشار رواني ما مي‌افزايد. به همين جهت امام كاظم (ع) مي‌فرمايد: دنيا را ناچيز بشماريد و زندگي را راحت بگيريد بدون شك هيچ مردمي آن را راحت نگرفتند مگر آنكه خداوند زندگي را برايشان گوارا ساخت. [25] پس با زندگي خود مدارا كنيد و آن را راحت بگيريد تا آسوده زندگي كنيد. تلاش كنيد، نگران نباشيد: رزق و روزي يكي از نگراني‌ها و دغدغه‌هاي زندگي است. اين نگراني تا در حد معمول باشد، مشكلي در زندگي شما به وجود نمي‌آورد. براي رسيدن به روزي تلاش كنيد و مطمئن باشيد كه خداوند روزي شما را خواهد رساند. فراموش نكنيد از شما حركت، از خدا بركت؛ اين قانون روزي است. اين مقدار از نگراني و انديشناك بودن، زيان رواني نخواهد داشت. مشكل از آنجا آغاز مي‌شود كه در عين كار كردن، پيوسته و به صورت فزاينده، نگران و مضطرب فردا باشيد. اين نگراني افراطي، فشار رواني فراواني را بر شما وارد مي‌سازد و آينده‌اي تيره و تار در برابر چشمان شما مجسم مي‌سازد و شما را يا به نااميدي مي‌كشاند يا به حرص. اين در حالي است كه روزي انسان تعيين و تضمين شده است. خداوند متعال بر اساس اصل مصلحت، اندازه روزي انسان تلاشگر را معين ساخته و رسيدن آن را تضمين كرده است. به خدا اطمينان كنيد. اندازه‌اي كه خداوند مقدر مي‌كند، چيزي جز صلاح شما نيست. اگر به اين واقعيت باور داشته باشيد، احساس راحتي مي‌كنيد و از زندگي خود لذت بيشتري مي‌بريد. به همين جهت امام علي (ع) مي‌فرمايد: كسي كه مطمئن باشد، آنچه خدا برايش مقدر كرده فوت نمي‌شود، دلش آسوده مي‌گردد. به قول امام صادق (ع) اگر خداوند تبارك و تعالي روزي را به عهده گرفته است، پس اندوه تو براي چيست؟ نكته ديگر اينكه اگر شما اندوه روزي تمام عمر را امروز بر خود وارد‌ سازيد، بدون شك وضعيت شكننده‌اي را براي خود پديد آورده و روي آسايش و آرامش را نخواهيد ديد. امام علي (ع) در تبيين علت اين امر و نادرست بودن اندوه فردا را داشتن، مي‌فرمايد: اندوه سال خود را بر اندوه امروز خود اضافه نكن. آنچه در هر روز قرار دارد، براي تو كافي است بنابراين اگر آن سال از عمر تو باشد، خداوند عزوجل در هر فردايي آنچه را براي تو تقسيم شده مي‌فرستد و اگر از عمر تو نباشد، تو را چه كار با اندوه و غصه آنچه مال تو نيست؟!

حريص نباش، آسوده باش

خداوند متعال روزي را بر اساس «مصلحت» انسان تنظيم كرده است. اما بشر بسياري از گرفتاري‌هاي خود را به كم بودن روزي نسبت مي‌دهد. او تصور مي‌كند افزايش مال يعني افزايش خوشبختي! بر همين اساس تلاش فزاينده و پايان ناپذيري را براي دارايي بيشتر آغاز مي‌كند. اينجاست كه پديده «حريص بودن» شكل مي‌گيرد. بدانيد كه حرص و طمع نه تنها بر خوشبختي نمي‌افزايد، بلكه سطح رضايت از زندگي را مي‌كاهد، زيرا تلاش و انتظار شخص حريص افزايش مي‌يابد ولي دريافتي او تغيير نمي‌كند و همين امر فشار رواني را افزايش مي‌دهد. به همين جهت امام علي (ع) مي‌فرمايد: انسان حريص روي آرامش را نخواهد ديد. بنابراين به خدا اعتماد كنيد و حريص نباشيد تا آسوده زندگي كنيد.

بخيل نباش، آسوده باش

اگر مال محور خوشبختي شود، حريص مي‌شويم تا بيشتر جمع كنيم و بخيل مي‌شويم تا كمتر مصرف كنيم. امام علي (ع) مي‌فرمايد: در شگفتم از حال بخيل كه مي‌شتابد به سوي فقري كه از آن فرار مي‌كند! و از دست مي‌دهد بي‌نيازي‌اي كه در طلب آن بود. پس در دنيا مثل فقرا زندگي مي‌كند و در آخرت همچون توانگران حساب پس مي‌دهد! ترس از فقر انسان را به بخل مي‌كشد و در بخل انسان هم چون فقرا زندگي مي‌كند، از يك سو اضطراب و ترس از آينده دارد، از سوي ديگر بايد كم مصرف كند، از سوي سوم اندوه حفظ مال دارد و از سوي چهارم در اجتماع نيز جايگاه مورد قبولي ندارد. بخيل در اين چهار ديواري اسير و زنداني است. از اين رو رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: انسان بخيل، كم‌آسايش‌ترين مردم است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS