دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روشن سازی مفهوم آزادی

آزادی در همه‌ی فرهنگها به عنوان راه و روشی برای رها ساختن انسان از بی‌عدالتی، جهل، تعصبات کور، و در حقیقت حفظ کرامت انسانی پذیرفته شده است.
روشن سازی مفهوم آزادی
روشن سازی مفهوم آزادی
نویسنده: سید شهاب الدین موسوی زاده

آزادی در همه‌ی فرهنگها به عنوان راه و روشی برای رها ساختن انسان از بی‌عدالتی، جهل، تعصبات کور، و در حقیقت حفظ کرامت انسانی پذیرفته شده است. مکاتب بشری به ویژه ادیان الهی، دایعه ی آزاد ساختن انسان از حصار تنگ جهل و بندگی غیر حق را دارند تا پس از آن بشر با دیدی نو و موهبت الهی اختیار کرامت ذاتی خود را باز یابد. آزادی در نگاه دینی یا عقلانی یک حق اساسی در جهت به منصه‌ی ظهور رساندن استعداهای موجود در انسان‌هاست. اما از آنجا که آزادی به عنوان یک مفهوم انتزاعی بار تحمل معانی گوناگون را دارد به نظر می‌رسد روشن‌سازی مفهومی آن یک ضرورت باشد تا بتوان از حریم این حق الهی پاسداری کرد. چرا که انحراف از مفهوم ارزشی این واژه، بشریت را بارها دچار بحرانهای عمیق اجتماعی کرده و کرامت انسانی را زیر سوال برده است.

در این رهگذر بی‌گمان نخستین پرسشی که به ذهن خطور می‌کند آن است که آیا آزادی حد و قیدی دارد؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، حد و قید آن چیست؟ آیا آزادی محدود و مقید اساسا شایسته ی نام آزادی هست؟

در قرآن کریم آزادی در قالب مفهوم توحید بیان شده و بر تقید و التزام انسان به اطاعت فرمان خدا در جهت تکامل انسان و نفی مطلق اطاعت غیر خدا به هر نوع و هر وسیله‌ای که باشد دعوت می‌شود. از یک نگاه دینی خداپرست واقعی یک انسان آزاد است که در برابر هیچ قدرتی سر تعظیم فرود نمی‌آورد. (عمید زنجانی، 1383، ص 470) از آن سو حتی با تکیه بر عقل هم می‌توان گفت: ((آزادی، شرایط و لوازم متناسب با خود دارد، همانگونه که گیاهی برای نشو و نما نیاز به خاک خوب و هوای مناسب و نور کافی دارد، آزادی نیز نیازمند عواملی است که از آن جمله اعتقاد به ارزش گوهر وجود انسان، احترام نهادن به شخصیت و حیثیت او، رعایت کردن حقوق دیگران، قبول بحث آزاد و تحمل افکار و عقاید مردم و بالاخره به حساب آوردن آنهاست.) (طباطبایی موتمنی، 1388) منتسکیو حقوق دان و فیلسوف فرانسوی نیز آزادی را به (انجام هر چیزی که قانون اجازه داده) تعریف می‌کند. (عمید زنجانی، 1383، ص 470) با دقت در این موارد فهمیده می‌شود که همه‌ی این قید و بندها در واقع به خاطر زندگی جمعی بشر است. انسان برای زندگی در اجتماع ناگزیر از پذیرفتن یکسری قیود است. برای یک دیندار این قیود شامل دین و عقل و برای یک غیردیندار، این قید همان عقل است. عقلی که در همه حال حکم می‌کند تجاوز به حقوق دیگران، خدشه وارد کردن به نظم عمومی و اخلاق حسنه و در یک کلام زیر پانهادن کرامت انسانی، خلاف عقل است. در مفهوم اسلامی آزادی نیز(عنصر عقلانی کاملا دخیل است و انسان هرگز نسبت به اعمال و افکار غبرعقلانی آزاد نیست.) (همان، ص 472) بنابراین مفهوم آزادی صرفا در بستر قیود اجتماعی آن معنا پیدا می‌کند. به عبارتی دیگر (آزادی مطلق) یک مفهوم بی معنا و ممتنع الوجود است زیرا آزادی راستین (آزادی محدود به قید دین و عقل) است. آزادی مطلق همان بندگی هوی و هوس است که در حقیقت چیزی جز هرج و مرج و زیر پانهادن تعهدات اجتماعی نیست.

مقاله

نویسنده سید شهاب الدین موسوی زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS