دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زیارت قبور

No image
زیارت قبور

نویسنده : حبيب عباسي

كلمات كليدي : زيارت قبور، شدّ الرحال ، عمل اصحاب ، بدعت

وهابیت زیارت قبور را بدعت و حرام می­داند و در این حرمت حتی زیارت قبر رسول گرامی اسلام را استثنا نمی­داند و کار را تا آنجا پیش می­برد که سفر به قصد زیارت رسول گرامی اسلام را حرام و نماز را در این سفر کامل می­داند.

قسطلانى[1] و ابن حجر در الجوهر المنظم از ابن تیمیه نقل کردهاند؛ وى زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را منع و آن را ـ چه با شدّالرحال[2] و چه بدون شدّالرحال ـ تحریم کرده است. با فتوا به تحریم زیارت قبر نبى(صلى الله علیه وآله)، زیارت سایر قبور به طریق اولى حرام مىشود.

اما به اعتقاد شیعه زیارت به چهار دلیل امرى مشروع است:

1ـ قرآن

یکی از مهمترین ادله مشروعیت زیارت آیات قرآن کریم است که به یکی از آنان اشاره می­گردد.

خداوند عزوجل مىفرماید:

«...َلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»[3]

«هر گاه آنان زمانى بر خویش ستم کرده­اند نزد تو ]اى رسول خدا [بیایند و استغفار کنند و پیامبر براى آنان طلب آمرزش کند، خداوند را توبهپذیر و رحیم خواهند یافت».

زیارت نوعى حاضر شدن نزد زیارت شونده است; خواه براى استغفار باشد یا غیر آن. وقتى رجحان چنین عملى در حیات رسول گرامی اسلام (ص) ثابت شد، همین امر بعد از رحلت او نیز ثابت می­گردد، چون نبى اکرم داراى حیات برزخى است و سلام زائر را مىشنود و اعمال او نزد آن حضرت عرضه مىشود.

سمهودى از سبکى نقل مىکند: علما از این آیه عموم فهمیدهاند ; یعنى، حضور در نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اینکه از او بخواهند درباره آنان از خداوند طلب آمرزش کند، اختصاصى به زمان حیات آن حضرت ندارد; بلکه زمان رحلت وى را هم شامل مىشود از این رو علما خواندن این آیه را نزد قبر آن حضرت، مستحب مىدانند.[4]

همچنین در تایید حیات رسول گرامی اسلام در عالم برزخ و ارتباط ایشان با این دنیا ابن زرعه عراقى از ابن مسعود نقل مىکند که پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «قال رسول الله- حیاتی خیر لکم تُحدِّثون و یُحدَّث لکم، ووفاتی خیر لکم، تُعرض علیّ أعمالکم، فما رأیت من خیر حمدت اللّه علیه، وما رأیت من شرّ استغفرت اللّه لکم.»5

«حیات من براى شما خیر است ; چون شما با من سخن مىگویید و نیز من با شما صحبت مىکنم و وفاتم براى شما خیر است، چون اعمالتان بر من عرضه مىشود و هر آنچه از خیر در اعمال شما مشاهده کنم، خداوند را بر آن ستایش مىکنم و هر آنچه از بدى در اعمال شما دیدم، از خداوند براى شما طلب آمرزش مىکنم».

2 ـ روایات

احادیث بسیارى به طرق مختلف و با مضمونهاى گوناگونى وارده شده است:

الف. از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعتش بر من لازم مىگردد»[5]

این حدیث داراى 40 منبع از کتابهاى اهلسنت است. مؤلفان این کتابها از حافظان و ائمه حدیث مىباشند.

ب. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر کس حجّ گزارد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مانند کسى است که در حیاتم مرا زیارت نموده است».[6] این حدیث مرفوعاً از ابن عمر نقل شده.

این حدیث داراى 25 منبع از کتابهاى اهلسنت است.

ج. «هر کس حج خانه خدا را انجام دهد و مرا زیارت نکند، به من جفا کرده است».

بسیارى از علمای طراز اول اهل سنت[7] این حدیث را نقل کردهاند.

د. سلیمان بن بریده از پدرش، از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل کرده است:«شما را از زیارت قبور نهى کردم، آگاه باشیدکه از این به بعد قبور را زیارت کنید».[8]

شیخ منصور مىگوید: عموم علما از امر پیامبر(صلى الله علیه وآله) «قبور را زیارت کنید (فزوروها)» استحباب را فهمیدهاند و ابن حزم معتقد است: امر در این روایت دال بر وجوب است که آدمىدر طول عمرش، یک بار هم که شده، باید به زیارتنبى(صلى الله علیه وآله)برود.[9]

ه. پیامبر (ص) فرمود: «من شما را از زیارت قبور نهى مىکردم، سپس به محمد اجازه داده شد که قبر مادرش را زیارت کند. از این پس قبور را زیارت کنید که آخرت را به یاد مىآورد» ارباب صحاح ـ به غیر از بخارى ـ این روایت را نقل کردهاند، روایت از ترمذى چنین نقل شده است: «میت به زائر، خو مىگیرد و با دعایى که زائر براى او مىکند و نیز قرآنى که برایش مىخواند و با صدقهاى که برایش مىبخشد، بهرهمند مىگردد و این همان حکمت زیارت قبور است.[10]

3 ـ عمل اصحاب

1. ابوجعفر(علیه السلام) مىفرماید: فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)همیشه قبر حضرت حمزه را ـ که خدا از او خشنود باد ـ زیارت مىکرد و آن را تعمیر و بازسازى نموده و سنگى را به عنوان علامت روى قبر گذاشت.[11]

2. على(علیه السلام) مىفرماید: «حضرت فاطمه هر جمعه قبر عمویش، حمزه را زیارت مىکرد و در آنجا نماز مىگزارد و گریه مىنمود».[12]

3. عمر بن خطاب بعد از فتوحات شام، وقتى وارد مدینه شد، اولین اقدامش این بود که به مسجد آمد و بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلام فرستاد.[13]

4. ابن عون مىگوید: مردى از نافع سؤال کرد: آیا ابن عمر بر قبر نبى اکرم(صلى الله علیه وآله) سلام مىفرستاد؟ نافع گفت: بله، او را صدبار یا بیش از صدبار دیدم که مىآمد کنار قبر و نزد آن مىایستاد و مىگفت: سلام بر پیامبر(صلى الله علیه وآله).[14]

5 .بلال مؤذن رسول خدا(ص) در عهد عمر بن الخطاب در شهر شام اقامت داشت. شبى در خواب پیامبر را دید که به وى فرمود:

((ما هذه الجفوة یا بلال؟!اما آن لک ان تزورنى یا بلال؟ فانتبه حزینا وجلا خائفا فرکب راحلته و قصد المدینة فاتى قبر النبى (ص) فجعل یبکى عنده و یمرغ وجهه علیه فاقبل الحسن و الحسین (ع) فجعل یضمهما و یقبلهما)).

«اى بلال! اى چه ظلمى است در حق من روا داشتهاى؟ آیا وقت آن نرسیده است که مرا زیارت کنى؟ از خواب بیدار شد ناراحتى و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود با سرعت وسائل سفر را بسته و بر مرکبش سوار شد و به طرف مدینه حرکت نمود. وقتى به شهر مدینه رسید کنار قبر رسول الله آمد در حالیکه گریه میکرد صورت خود را بر قبر حضرت مالید در این هنگام امام حسن و امام حسین را دید که به طرف قبر جدشان مىآیند آن دو عزیز را در آغوشش گرفت و غرق بوسه ساخت.»[15]

سبکى از علمای مذهب شافعی می­نویسد: تکیه ما براى مشروعیت سفر براى زیارت پیامبر(صلى الله علیه وآله)رؤیاى بلال نیست ; بلکه تکیه ما، عمل بلال است. این عمل در دوره خلافت عمر، با آن همه صحابه که در آن دوره بودند، صورت گرفته است و این جریان براى آنها پوشیده نبود; لذا هیچ اعتراضى بر بلال نکردند و رؤیاى او تأکید بر دلیل ما است.[16]

6 . و نیز مىگوید: روزى عایشه براى زیارت به طرف مقابر مىرفت، به او گفتم: مگر رسول خدا از زیارت قبور نهى نفرمود؟ گفت: آرى; ولى بعداً دستور به زیارتقبورداد.[17]

این تنها بخش کوچکی از عمل صحابه درباره زیارت قبور بود. مرحوم علامه امینى، بیش از چهل قول از علما و فقهاى اهلسنت در استحباب زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و نیز آداب زیارت آن حضرت، در کتاب خود آورده است.[18]

4 ـ عقل

عقل مىگوید: تعظیم کسى که خداوند تبارک و تعالى او را بزرگ داشته است; نیکو است. زیارت هم نوعى تعظیم است; زیارت رسول گرامی اسلام (ص) که نوعى احترام به آن حضرت است از شعائر الهى به حساب می­آید و جایز و پسندیده است، چرا که این عمل بر خلاف میل دشمنان و مخالفان است.

مطالب گذشته در مورد زیارت قبر رسول اکرم (ص) بوده است; اما زیارت سایر قبور; مثل زیارت قبر پیامبر(ص) بوده و در مشروعیت آن نزاعى نیست و خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) به زیارت قبور مى­شتافت و مسلمین را بر این عمل ترغیب مىکرد. آن حضرت به زیارت قبر مادرش آمنه بنت وهب مىرفت. سیره مسلمانان نیز چنین بود که به زیارت قبور مسلمین مىشتافتند .

5- آراى فقهاى اهلسنت

1. عسقلانى از انس نقل مىکند: پیامبر(صلى الله علیه وآله) از کنار زنى عبور مىکرد در حالى که آن زن در کنار قبرى گریه مىکرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وى فرمود: خوددار باش و صبر کن عسقلانى مىگوید: طبق این حدیث استدلال بر جواز زیارت قبور شده است; خواه زائر مرد باشد، یا زن و خواه زیارت شونده مسلمان باشد یا کافر; چون حدیث در این زمینه تفصیل ندارد[19] و به طور مطلق حکم را بیان کرده است.

2. از مالک در مورد زیارت قبور سؤال شد، در جواب گفت: پیامبر از آن نهى فرمود: سپس بدان اذن داد و اگر کسى زیارت قبور را انجام بدهد و چیزى جز خیر نگوید، اشکالى در آن نمىبینم.[20]

3- امام مالک با منصور دوانیقى در آداب زیارت گفتگوی جالبی دارد که به نقل آن می­پردازیم:

ابو جعفر منصور دوانیقى در مسجد پیامبر (ص) مشغول زیارت بود، و سلامها و دعاها را با صداى بلند مى‌خواند، مالک، امام و پیشواى مذهب مالکی در مسجد حضور داشت، به منصور اعتراض کرد و گفت: صدایت را در مسجد پیامبر بلند مکن، زیرا خداوند گروهى از مردم را ادب نموده وفرموده است: (لَاتَرْفَعُواْ أَصْوَتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِ‌ّ وَلَاتَجْهَرُواْ لَهُ‌و بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَلُکُمْ وَأَنتُمْ لَاتَشْعُرُونَ)[21]، (صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مکنید، و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‌گویید با او سخن مگوئید، مبادا بى‌آنکه بدانید کرده‌هایتان تباه شود).

و گروهى دیگر را ستوده و فرموده است: (إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَل-ِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى‌ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ). [22]

(آنان که پیش پیامبر خدا، صدایشان را فرو مى‌کشند افرادى هستند که خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان کرده است، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است).

و گروهى دیگر را مذمّت و سرزنش نموده و فرموده است: (إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِن وَرَآءِ الْحُجُرَتِ أَکْثَرُهُمْ لَایَعْقِلُونَ)، [23]

(کسانى که تو را از پشت اتاقها به فریاد مى‌خوانند، بیشترشان نمى‌فهمند).

اى منصور! پیامبر خدا زنده و مرده‌اش احترام دارد.

منصور دوانیقى در برابر سخنان مالک متواضع شد و آرام گرفت، سپس پرسید:آیا رو به قبله قرار بگیرم و دعا بخوانم، یا رو به پیامبر؟

مالک گفت: صورتت را از قبر پیامبر برنگردان و در حالیکه مقابل قبر ایستاده‌اى دعا کن، پیامبر خدا وسیله تو و پدرت حضرت آدم‌ براى تقرّب به خدا در قیامت خواهد بود، پس برابر رسول خدا (ص) و قبر او به ایست، و از او طلب شفاعت کن، که خداوند شفاعت او را مى‌پذیرد.

وی در پایان استدلال به این آیه قرآن می­کند که خداى متعال در قرآن مى‌فرماید: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا)، [24]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS