دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زیور پارسایی

قرآن کریم با تعابیر مختلفی به دوری از کارهای لغو و بی فایده سفارش نموده است.
زیور پارسایی
زیور پارسایی
نویسنده: علی مهدوی

قرآن کریم با تعابیر مختلفی به دوری از کارهای لغو و بی فایده سفارش نموده است. از جمله در آیات نخستین سوره مومنون، پس از اشاره به نماز خاشعانه، دومین ویژگی الهی اهل ایمان را، «پرهیز از لغو» می‌خواند و مجموعه این صفات را عامل فلاح و رستگاری آنان، می‌داند:

«قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن اللغو معرضون».

همچنین در وصف و تمجید حق طلبان از اهل کتاب می‌فرماید:

«و إذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه»

وقتی که سخن لغو و بیهوده‌ای بشنوند از آن روی بر می‌گردانند»(قصص/55).

خداوند در قرآن کریم بیهوده گرایان را زیانکار معرفی نموده است:

«و خسر هنالک المبطلون»

در روز قیامت، اهل باطل زیان خواهند کرد»(مومن/87).

علامه طباطبایی درباره واژه «لغو» می‌فرماید: «کار لغو آن کاری است که فایده نداشته باشد. کارهای لغو در نظر دین، آن اعمال مباح و حلالی است که صاحبش در آخرت و یا در دنیا از آن سودی نبرد و سرانجام آن، منتهی به سود آخرت نگردد، مانند خوردن و آشامیدن به انگیزه شهوت در غذا، که لغو است؛ چون غرض از خوردن و نوشیدن، گرفتن نیرو برای اطاعت و عبادت خداست. بنابراین اگر فعلی هیچ سودی برای آخرت نداشته باشد و سود دنیایی اش هم سرانجام منتهی به آخرت نشود، چنین فعلی لغو است».

پرهیز از لغو و کارهای بی فایده و بویژه ترک سخنان بیهوده، از جمله اموری است که در روایات به کرات مورد اشاره و تاکید می‌باشد. در بیانات نورانی معصومین(ع)، پرهیز از امور لغو و بیهوده، نشانه نیکویی اسلام: «مِن حُسن إسلام المرء ترکه ما لایعنیه»، مایه آسایش جان: «راحه النفس ترکُ ما لایعنیها»و زیور پارسایی: «ترک ما لایعنی زینه الورع» معرفی شده است؛ همچنین پرداختن به کارهای لغو و بی ثمر، زمینه ساز خواری و زبونی انسان: «إیاک و الدخول فیما لایعنیک فتذلّ»، و موجب از دست دادن امور سودمند و دارای فایده: «مَن اشتغل بما لایعنیه فاته ما یعنیه»، شمرده شده است. در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: «پر ارج ترین مردم، کسی است که آنچه را بیهوده است، فرو گذارد»، همچنین به ابوذر غفاری فرمودند: «می خواهی به تو عملی بیاموزم که بر بدن سبک باشد و در ترازوی اعمال، سنگین؟ عرض کرد: بله یا رسول الله. حضرت فرمود: خاموشی و حسن خلق و ترک امور بی فایده». روایت شده است: «روزی پیامبر اکرم(ص) به اصحاب خود فرمودند: اولین کسی که از این در داخل می‌شود مردی از اهل بهشت است. چون آن مرد داخل شد، اصحاب به او گفتند: ما را از بهترینِ اعمال خود، که بدان امید داری، آگاه کن. گفت: من مردی هستم کم عمل و محکم ترین عملی که به واسطه آن، امیدوار به خدا هستم، سلامتی نفس و ترک امور بی فایده است». در کتاب مناقب ابن شهر آشوب آمده است: «در مدینه دلقکی بود که مردم را می‌خنداند، گاه اظهار می‌کرد که این مرد (اشاره به امام سجاد(ع)) مرا خسته کرده، هر چه توان داشتم به کار بردم ولی نتوانستم او را بخندانم. روزی امام سجاد(ع) عبور می‌کرد، آن دلقک از پشت سر او حرکت کرده و عبای آن حضرت را از دوش مبارکش گرفت، امام سجاد(ع) به او اعتنا نکرد، همراهان به دنبال او رفتند و عبا را از او گرفته و بر دوش امام سجاد(ع) افکندند، امام پرسید: این شخص چه کسی بود؟ عرض کردند: دلقکی از اهالی مدینه بود که مردم را می‌خنداند. امام فرمود: به او بگویید: إنّ لله یوماً یخسر فیه المبطلون؛ خداوند دارای روزی (به نام قیامت) است که در آن روز بیهوده کاران زیان می‌بینند».

درباره ترک سخنان لغو و بیهوده نیز روایات بسیاری وجود دارد. امیرالمومنین علی(ع) به مردی که زیاده گویی می‌کرد، فرمود: «بدان که تو بر دو فرشته نگهبان اعمالت، نوشته‌ای املا می‌کنی و به سوی پروردگارت می‌فرستی. پس، سخنانی بگو که برایت سودمند باشد و از سخنان بیهوده دم فرو بند». نقل شده است: «لقمان حکیم از مولایش دستور گرفت تا بهترین غذاها را آماده کند، زبان گوسفندی را پخت و نزد مولایش گذاشت، سپس مامور شد بدترین غذاها را آماده کند، باز زبان گوسفندی را پخته و پیش مولایش حاضر نمود. مولای لقمان گفت: چطور می‌شود یک نوع غذا، هم خوب باشد و هم بد؟ لقمان گفت: زبان اگر نیکو سخن گوید و تحت فرمان عقل حرف بزند، بهترین چیزهاست و اگر بد بگوید و تابع هوای نفس باشد، بدترین چیزهاست». ‌‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS