دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ساده زیستی و پرهیز از تجمّلات

ساده زیستی، قناعت، کم هزینه و پرکار بودن در نظام اسلامی ارزشی والا محسوب می‌شود و پیشوایان معصوم(ع) کسانی را که ساده زیست، قانع، کم هزینه و پرکار بودند، به بزرگی یاد کرده و ستوده اند.
ساده زیستی و پرهیز از تجمّلات
ساده زیستی و پرهیز از تجمّلات
نویسنده: مصطفی یاسینی

ساده زیستی، قناعت، کم هزینه و پرکار بودن در نظام اسلامی ارزشی والا محسوب می‌شود و پیشوایان معصوم(ع) کسانی را که ساده زیست، قانع، کم هزینه و پرکار بودند، به بزرگی یاد کرده و ستوده اند. وقتی امیرالمومنین(ع) به عیادت «صعصعه بن صوحان» رفت، به او فرمود: «همانا تو تا آنجا که دانسته ام یاوری نیکو و کم هزینه‌ای»(تاریخ یعقوبی، ج2، ص204). همچنین هنگامی که «زید بن صوحان» ـ یکی از اصحاب رسول خدا (ص) و یاران باوفای علی(ع) ـ در میدان پیکار «جمل» به شهادت رسید، چون علی (ع) بالای سر او نشست، همین ارزش والا(ساده زیستی) را در او یادآور شد و فرمود: «خداوند تو را رحمت کند ای زید که به راستی کم هزینه و پر کار بودی»(الاختصاص، ص79). بدین ترتیب امیرمومنان(ع) از میان همه کمالات، کم هزینه و پرکار بودن آنان را مطرح می‌سازد تا جایگاه ارزشی آن مشخص گردد. مطابق فرمایش حضرت علی(ع)، هر چه میل به دنیا افزوده شود، تجمل و تشریفات افزون می‌شود و شهوات سیری ناپذیر آدمی بدین امور دامن می‌زند: «من کثرت شهوته ثقلت مونته؛ هر که شهوتش افزون شود، خرجش افزون گردد»(غررالحکم، ج2، ص187). پیام آوران الهی که دل به دنیا نبسته و از شهوات رسته بودند، در همه وجوه زندگی پایبند سادگی بودند. امیرالمومنین علی(ع) پیامبر را نمونه ای تمام عیار و کافی معرفی می‌کند و پیش از آنکه ساده زیستی آن حضرت را توصیف کند، ریشه و اساس و باطن ساده زیستش یعنی زهد و پشت کردن به دنیا و دل نبستن به آن را بیان می‌کند، زیرا ساده زیستی بدون زهد تظاهری بیش نیست. ساده زیستی آن گاه راستین و حقیقی است که برخاسته از روحی زاهد و پشت کرده به دنیا باشد و گرنه خسران دنیا و آخرت است. حضرت علی (ع) درباره ساده زیستی پیامبر (ص) می‌فرماید: «او که ـ درود خدا بر وی و خاندانش باد ـ روی زمین غذا می‌خورد و همچون بندگان می‌نشست و به دست خود پای افزار خویش را پینه می‌زد و جامه خود را وصله می‌کرد و بر چهارپای بی‌پالان سوار می‌شد و دیگری را بر ترک خود سوار می‌کرد، پرده‌ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و نگار داشت، به یکی از زنان خود گفت: این پرده را از نظرم پنهان کن که هر گاه بدان می‌نگرم، دنیا و زیورهای آن را به یاد می‌آورم. آن حضرت با تمام قلب خویش از دنیا روی گرداند و یاد آن را در وجود خود میراند و دوست داشت که زینت دنیا از او نهان ماند تا زیوری از آن برندارد. دنیا را پایدار نمی‌دانست و در آن امید ماندن نداشت. پس آن را از وجود خود بیرون کرد و دل از آن برداشت و دیده از آن برگرفت. آری چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد، خوش ندارد بدان بنگرد یا نام آن نزد وی بر زبان رود»(نهج البلاغه، خطبه 160). دربارة بی‌توجهی به دنیا و ساده زیستی آن حضرت، نقل شده است که «بستر خواب حضرت، حصیر زبری بود که هرگاه بر روی آن استراحت می‌کردند، آثار تار و پود درشت و خشن حصیر در صورت مبارک آن حضرت نمایان می‌شد. به آن حضرت عرض شد: چرا قیصر و کسری باید در چنان آسایشی باشند و شما بر روی چنین حصیر زبری بخوابید تا آنکه تار و پودش در رخسارتان اثر گذارد؟ پیامبر(ص) فرمودند: آیا نمی‌

پسندید که دنیای زودگذر برای آنان باشد و سرای جاویدان آخرت برای ما»(بحارالانوار، ج16، ص276). شکی نیست که من از آنان برترم و نزد خداوند گرامی‌تر، لکن مرا با تعلقات دنیوی کاری نیست، زیرا زندگی ما در دنیا به مسافری می‌ماند که لحظاتی در سایه درختی می‌آرمد و آن گاه که سایه زایل شد آن مسافر برخاسته، به سوی مقصد خود رهسپار می‌شود(همان، ص282). این وارستگی و بی رغبتی به مظاهر دنیا، نشان توجه تام رسول اکرم(ص) به معارف قرآنی و از جمله آیاتی است که آن حضرت را به ساده زیستی ترغیب می‌کند، مانند آیه زیر:«و لاتمدن عینیک إلی ما متعنا به ازواجاً منهم زهره الحیوه الدنیا لنفتنهم فیه(طه/131)» یعنی ای پیامبر چشمانت به سوی متمکنان گشوده نشود، زیرا زرق و برق دنیا در حد شکوفه (زهره) است و برای کسی میوه نخواهد شد. حضرت علی (ع) در خطبه ای رسول خدا (ص) را چنین توصیف می‌نماید: «دنیا به رسول گرامی (ص) پیشنهاد شد، او از پذیرش آن امتناع ورزید و دانست که خداوند سبحان چیزی (دنیا) را دشمن داشته او هم آن را دشمن داشت و خداوند چیزی را خوار دانسته، او هم آن را خوار دانست و خداوند چیزی را کوچک شمرده، او هم آن را کوچک شمرد»(نهج البلاغه، خطبه 160). با ساده زیستن، صراط مستقیم حق، به آسانی طی خواهد شد، از این رو رسول اکرم (ص) فرمودند: «نجی المخفون؛ سبکباران بهتر به مقصد می‌رسند و اهل نجاتند»(بحارالانوار، ج74، ص55).

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS