دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سر و اسرار

No image
سر و اسرار

كلمات كليدي : قرآن، سرّ و اسرار، حفظ اسرار، افشاي سرّ، اسرار عالم، اهداف و پيامدهاي افشاي سرّ

نویسنده : محمد شمس اللهي

"سِرّ" از ماده‌ی "سرر" در لغت به معنای پنهان کردن مطلبی در دل می‌باشد.[1] و "اسرار" به معنای گفتن راز پنهانی به کسی و سفارش به پنهان داشتن آن است.[2] "اسرّ" از اضداد است؛ هم به معنای پنهان ساختن آمده و هم به معنای آشکار نمودن به کار رفته است.[3]

سر و اسرار از منظر قرآن

سرّ و مشتقات آن 33 مرتبه در قرآن کریم بیان شده که برخی مصادیق به معنای مخفی کردن چیزی آمده؛ مانند: «أَسَرُّوهُ بِضاعَةً»،[4] برخی دیگر به معنای فعلی را پنهانی انجام دادن آمده؛ مانند:«وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیة»[5] و در بیشتر موارد به معنای سخن پنهانی یا راز درون دل افراد است.[6]

علم خداوند به اسرار عالم

بر اساس آیات قران کریم خداوند به همه‌ی اسرار عالم آگاه است و هیچ چیز از علم او مخفی نمی‌ماند:

«یعْلَمُ ما فِی‌السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یعْلَمُ ماتُسِرُّونَ وَ ماتُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[7]

«آنچه را در آسمانها و زمین است مى‌داند، و از آنچه پنهان یا آشکار مى‌کنید، با خبر است و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، آگاه است‌.»

جمله‌ی «والله علیمٌ بذاتِ الصّدور» اعتراضیه است، تا شمول علم الهی را به «ماتُسرّون و ماتُعلِنون» آشکار سازد؛ یعنی خداوند نسبت به آن اسراری که در دل مردم بوده و خود از آن غافلند، آگاه است.[8]

اساساً "سرّ" مربوط به انسان است و چیزی در عالم از خدای سبحان پوشیده نیست. به همین دلیل، خداوند یهود را سرزنش کرده و می‌فرماید: مگر نمی‌دانند که هیچ چیز بر خداوند پنهان نیست؟

یهودیان بشارت به پیامبر اسلام را که در کتبشان آمده بود، به عنوان راز (سرّ درونی مذهب خودشان)، از مسلمانان می‌پوشاندند و افشاکنندگان آن را سرزنش می‌نمودند:

«... قالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمافَتَحَ اللَّهُ عَلَیکُمْ لِیحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُم‌...»[9]

«...مى‌گویند: چرا مطالبى را که خداوند (درباره‌ی صفات پیامبر اسلام) براى شما بیان کرد، به مسلمانان بازگو مى‌کنید، تا (روز رستاخیز) در پیشگاه خدا،

بر ضد شما به آن استدلال کنند؟...»

آیه‌ی کریمه در مقام توبیخ یهود است؛ زیرا یهود چنین می‌پنداشتند که پروردگار عالم فقط بر آنچه آشکار کنند، آگاه بوده و بر اسرار نهانى آنان هرگز احاطه نخواهد داشت.[10]

لذا خدای متعال بر اساس حکمت و مصلحت خودش، اسرار درونی دشمنان اسلام را فاش می‌کند تا توطئه‌های آنها نقش بر آب شود:

«...قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِکُم‌...»[11]

«...خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته است...»

این عبارت بیان‌گر علت عدم پذیرفته شدن عذر منافقان است؛ زیرا وقتی خداوند رازهای درونی آنان را آشکار می‌سازد، راهی برای پذیرش عذر و بهانه برای آنها باقی نمانده و دستشان از فریب مؤمنان کوتاه می‌شود.[12]

به همین دلیل منافقان همواره در اضطراب و دلهره به سر می‌بردند:

«یحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ‌تُنَزَّلَ عَلَیهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِی‌ قُلُوبِهِمْ ...‌»[13]

«منافقان از آن بیم دارند که سوره‌اى بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد...»

منافقان همواره وجودشان مملو از ترس بود که سوره‌ای یا آیه‌ای نازل شود و کفر، افکار شوم و نقشه‌ی آنان را علیه پیامبر اسلام بر ملا کرده و آنان را رسوا کند؛ لذا خداوند به پیامبر خویش می‌فرماید: به ایشان بگو که به زودی آن چه از آن می‌ترسید، اتفاق خواهد افتاد.[14]

انواع سرّ در قرآن

سر در قرآن کریم از چند منظر بیان شده است:

1. سر شخصی افراد:

رازی که پیامبر اسلام –‌صلی‌الله علیه و آله- با یکی از همسرانش در ارتباط با مسأله‌ی خانوادگی و شخصی در میان گذاشت و آن راز افشا شد، قرآن اینگونه از آن یاد کرده:

«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِی إِلى‌ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثًا...»[15]

«(به خاطر بیاورید) هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت...»

رسول خدا سرّى از اسرار خود را که در دل پنهان داشت و کسی از آن با خبر نبود، با یکی از همسرانش در میان گذاشت، و به وى سفارش فرمود که این راز، باید حفظ شود؛ اما وی امر رسول خدا را اطاعت نکرد و راز را افشا نمود.[16]

2. اسرار حکومتی و نظامی:

این نوع سرّ اگر مربوط به مسلمانان باشد، افشای آن خیانت محسوب می‌شود؛ مانند: کاری که "ابولبابة بن عبدمنذر" انجام داد و بلافاصله پشیمان شد:

«...لاتَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون‌»[17]

«...به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالى که میدانید.»

"ابولبابه" در غزوه‌ی بنی‌قریظه به عنوان داور، میان مسلمانان و یهودیان حاضر شد؛ اما به‌خاطر بی‌توجهی، سرّی از اسرار مسلمانان را برای یهودیان فاش ساخت.[18] البته این سرّ اگر مربوط به اسرار منافقان و دشمنان دین باشد، آشکار ساختن آن لازم و ضروری است؛ چنانکه بیان شد.[19]

خداوند حافظ اسرار عالم

خداوند در قرآن کریم از اسرار عالم، به غیب تعبیر کرده و تاکید داشته که هیچ کس توان دستیابی به غیب را ندارد، مگر افرادی که به اذن خدا بر آن آگاهی یابند:

«عالِمُ الْغَیبِ فَلایظْهِرُ عَلى‌ غَیبِهِ أَحَداً؛ إِلاَّ مَنِ‌ارْتَضى‌ مِنْ رَسُولٍ...»[20]

«داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‌سازد، مگر رسولانى که آنان را برگزیده...»

لازمه‌ی این بیان رساندن و مسلط کردن کسی، به چیزی است، درحالی‌که خداوند این دستیابی و احاطه‌ را از دیگران نفی کرده و آگاهی به تمام علوم غیبی را به خود اختصاص داده است؛ یعنی این غیب مختص به علم اوست و از دیگران سلب کلی می‌کند. و اما استثنایی که در آیه بیان شده به این معناست که خداوند هر رسولی را که بخواهد و به هر مقدار که خواست او باشد، از علوم غیبی آگاه می‌سازد. پس آیاتی که علم به غیب را منحصر به خداوند می‌دانند،[21] در حقیقت همان اصالت و اختصاص را می‌رسانند.[22]

بر اساس آیات قرآن کریم شیاطین قصد نفوذ به آسمان‌ها را دارند تا بر اسراری که از زمینیان پوشیده است، آگاهی یابند؛ ولی خداوند به وسیله‌ی ستارگان مانع نفوذ آنها می‌شود:

«إِنَّا زَینَّا السَّماءَالدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِبِ، وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیطانٍ مارِدٍ، لایسََّمَّعُونَ إِلَى‌الْمَلَإِ الْأَعْلى‌...»[23]

«ما آسمان نزدیک [پایین‌] را با ستارگان آراستیم، تا آن را از هر شیطان خبیثى حفظ کنیم! آنها نمى‌توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند...»

مقصود از گوش دادن شیاطین به ملأ اعلی، آگاهی بر اخبار غیبی زمینیان است؛ مانند حوادث آینده و اسرار پنهانی. پس تعبیر «لایسّمعون»، کنایه از جاسوسی و استراق سمع است.[24]

عوامل و اهداف افشای سر

همیشه افراد با یک هدف به افشای اسرار نمی‌پردازند، بلکه اغراض گوناگونی وجود دارد که سبب این کار قبیح می‌شود؛ از جمله:

1. دوستی با دشمنان:

یکی از عواملی که موجب افشای سر برای دشمنان می‌گردد، حسن ظن بر اساس دوستی‌هاست؛ لذا خداوند مسلمانان را از دوستی با مشرکان به شدت برحذر ‌داشته تا گرفتار فاش کردن اسرار مردم یا حکومت نشوند:

«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُم‌...»[25]

« اى کسانى که ایمان آورده‌اید! محرم اسرارى از غیر خود، انتخاب نکنید...»

"بطانه" در لغت به معنی آستر درونی لباس است.[26] و در اینجا کنایه از کسی است که با افراد ارتباط دوستی و صمیمیت برقرار کرده و بر اسرار او آگاهی دارد.[27]

شأن نزول این آیه خطاب به برخی از مسلمانان است که با یهودیان پیوند دوستی برقرار کرده بودند؛ ولی خطاب آیه عام بوده و هشداری است به همه‌ی مؤمنان تا همیشه مواظب فتنه‌ی دشمنان باشند.[28]

2. مصلحت اندیشی‌های شخصی:

گاهی علت افشای سرّ، مصلحت شخصی و کسب منفعتی در برابر آن فعل است. مانند کاری که "حاطب‌بن‌ابی‌بلتعه" انجام داد و قصد فاش کردن سرّ مسلمانان برای کفار را داشته تا آنان در مقابل، با خانواده‌ی وی در مکه خوشرفتاری کنند؛[29] لذا قرآن خطاب به مهاجران فرمود:

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ...»[30]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید...»

برخی از مؤمنان مهاجر پنهانی با کفار مکه دوستی داشتند و قصدشان از این دوستی، جلب حمایت آنان نسبت به ارحام و فرزندانشان در مکه بود؛ اما این آیات نازل شد و آنان را از این کار برحذر داشت.[31]

3. سهل‌انگاری:

بعضی مواقع افشای سرّ، به خاطر دوستی و کسب منفعت شخصی نیست؛ بلکه تنها بی‌توجهی به اصول امنیتی، موجب افشای اسرار می‌گردد؛ همانند کاری که "ابولبابه‌ی انصاری" انجام داد، که در واقع عامل آن سهل‌انگاری وی بود و بحث آن در ذیل آیه‌ی 27 انفال بیان شد.

4. کینه و حسادت:

پیامبر اسلام –صلی‌الله علیه و آله- در ماجرای خاصی، رازی را با یکی از همسران خود در میان گذاشت، و در اصل این ماجرا چند نوع قول و روایت وجود دارد؛ اما آنکه مورد اتفاق اکثر مفسران شیعه است، اینست که پیامبر اسلام به خاطر حفظ آبرو، امر حلالی را که مربوط به مسأله‌ی زناشویی با زوجه‌ی خویش(ماریه) بود، تحریم نمود و این امر را به عنوان سرّ با یکی از همسرانش در میان گذاشت؛ اما این ماجرا به خاطر حسادت و کینه‌توزی‌ حفظ نشد، چنانکه اصل این ماجرا و مسأله‌ی تحریم نیز از روی حسادت همسر پیامبر به وجود آمد. البته در شأن نزول این آیات(1-4 تحریم) مسأله‌ی خلافت و جانشینی حضرت علی(ع) را نیز مطرح می‌کنند. به هر حال جریان افشای سرّ پیامبر با هدف شوم دو تا از همسرانش (حفصه و عایشه) به وجود آمد و موجب آزار رسول خداگشت تا جایی که حضرت حلالی را بر خود تحریم نمود و خدای متعال با نزول آیات اول سوره‌ی تحریم، آنها را به شدت توبیخ نموده و با شرح ماجرا، اهدافشان را آشکار ساخت.[32]

پیامدهای افشای سرّ

افشای سر خصوصاً اگر اسرار حکومتی باشد، لطمات جبران‌ناپذیری بر پیکره‌ی جامعه اسلامی وارد می‌کند؛ از جمله اینکه برخی در دشمنی و ایجاد فتنه در جامعه جسور می‌شوند؛ لذا خداوند مؤمنان را از دوستی با بیگانگان به شدت نهی می‌کند:

«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُم‌ لَایَألُونَکُم خَبَالاً...»[33]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! محرم اسرارى از غیر خود، انتخاب نکنید. آنها از هر گونه شر و فسادی درباره‌ی شما، کوتاهی نمی‌کنند...»

قرآن مسلمانان را از دوستی با غیر مسلمانان منع کرده، زیرا آنان با آگاهی به راز مسلمانان، آنان را با مشکل مواجه می‌کنند و دوست دارند آنها را در زحمت و مشقت بیاندازند؛ در نتیجه آنان را گمراه و فاسد نموده و با این طریق نابودشان می‌کنند.[34]

پس چگونه می‌توان کسی را که هیچ‌گونه پیوندی با ملتی ندارد، به دوستی گرفت؟ پیوند استوار با هم‌وطنان و هم‌دینان از امور فطری بشر است و تنها کسانی دلسوز یک ملتند که پیوند ملی یا پیوند دینی با آنها داشته باشند؛ لذا به حکم عقل امور یک ملت را نباید جز به هم‌وطن غیور یا هم‌کیش صادق سپرد.[35]

برخورد قرآن با افشاکنندگان اسرار

قرآن کریم تعابیر شدیدی برای افشاکنندگان سرّ به کار برده و شدت توبیخ در مورد آن دو زنی که راز پیامبر را فاش کردند به خوبی آشکار است:

«إِنْ‌تَتُوبا إِلَى‌اللَّهِ فَقَدْصَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ‌تَظاهَرا عَلَیهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاه وَ جِبرِیلُ و...»[36]

«اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دل‌هایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید،

(کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و‌...»

این تعبیر نشان‌گر تاثیر منفی افشای سر در قلب پاک پیامبر –صلی‌الله علیه و آله- است تا آن جا که خداوند خود، به همراه جبرئیل، صالح مؤمنان[37] و ملائکه به دفاع از ایشان پرداخته است.[38]

همچنین شدت تعابیر در داستان "حاطب بن ابی‌بلتعه" و بی‌ثمر خواندن اولاد و ارحام در برابر خشم الهی و داستان "ابولبابه" و عنوان خائن دادن به ایشان، به خاطر افشای سر مسلمانان برای یهودیان بنی‌قریظه، نشانه‌ی شدت برخورد خداوند با افشاگران اسرار بوده که پیشتر به این دو ماجرا اشاره شد.

دلیل شدت برخورد قرآن با آشکار کنندگان اسرار مردم به اینست که برخی امانت‌ها، اماناتی است که خدا و رسول خدا و مؤمنان در آن شریکند، اموری که خداوند امر فرموده و پیامبر مجری آنهاست و مردم از اجرای آن منتفع گشته و اجتماعشان نیرومند می‌گردد؛ مانند دستورات سیاسی و اوامر مربوط به جهاد که افشای آنها مانع تحقق حکومت اسلامی شده و حق خدا و رسول و مؤمنان پایمال می‌گردد.[39]

مقاله

نویسنده محمد شمس اللهي
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS