دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرپرستی خانواده

No image
سرپرستی خانواده خانواده یک نهاد کوچک امّا اساسی در جامعه انسانی است. این اجتماع کوچک،بسان یک اجتماع بزرگ با مسائل مختلف اقتصادی،تربیتی وفرهنگی روبروست، از این رو موضوع سرپرستی این نهاد مهم وچگونگی ادارۀ آن موضوعی است که به لحاظ دینی،حقوقی وجامعه شناختی جایگاه ویژه‌ای یافته است.
ضرورت وجود سرپرست
به حکم عقل،هر اجتماعی می‌بایست دارای سرپرست ومدیری باشد تا با ایجاد نظم وثبات وهماهنگی بین اجزاء،آن را به سوی هدف مورد نظر هدایت کند.خانواده نیز که خود اجتماعی متشکل از حداقل دو عضو است براساس اهداف معینی تشکیل شده است که تأمین آن نیازمند مدیریت وسرپرستی است.
اسلام وتعیین سرپرست
دین اسلام،بنیان خانواده را بر محور مودّت ورحمت وتفاهم ومشارکت زوجین بنا کرده است.امّا به جهت لزوم پرهیز از تشتّت واختلاف اقدام به تعیین سرپرست نموده واین مسؤلیت را به جهت ویژگی‌های موجود برعهده مرد گذاشته شده است. در آیات وروایات متعددی به سرپرستی مرد در خانواده تصریح شده است:
«الرِّجَالُ قَوَّ مُونَ عَلَى النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى‌ بَعْضٍ وَبِمَآ أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَ لِهِمْ »(نساء/34)
«مردان سرپرست زنان هستند بدلیل آنکه خداوند برخی از ایشان را بر برخی دیگر برتری داده ونیز از اموال خویش به عنوان نفقه به همسر خود می‌پردازند.»
قیّم به کسی گفته می‌شود که عهده‌دار امور فرد دیگری قرار بگیرد.(1) قیومت مرد به زن در حوزه خانوادگی است نه در حوزه اجتماعی یعنی این حکم مربوط به زن وشوهر است نه متعلق به مردان وزنان جامعه.
« وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ »(بقره/228)
«برای زنان حقوقی شاسته است همانند وظیفه‌ای که بر عهدۀ آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی است وخداوند با عزّت و حکیم است»
این آیه اجمالاً یک نوع برتری را برای مرد در حوزه خانوادگی ثابت می‌کند.مجاهد وقتاده گفته‌اند معنای درجه عبارت است از حق اطاعت،حق استمتاع،زیادتی رشادت مرد و جهاد(2)
در میان روایات نیز دسته‌ای به سرپرستی مرد در خانواده ومدیریت زن در امور منزل دلالت داشته ودسته دیگر روایات آثار وحدود سرپرستی مرد را بیان کرده‌اند از جمله اینکه رسول اکرم می‌فرماید:
«مرد نسبت به اهل وعیال خود، سرپرست ومسئول است و زن نسبت به خانه شوهر سرپرست ومسئول است.»(3)
امام صادق (ع) می‌فرماید:
«از خوشبختی مرد آن است که سرپرست خانواده‌اش باشد.»(4)

سرپرستی مرد، عدالت یا تبعیض
منتقدان حقوق اسلامی،سرپرستی مرد را نقض آشکاری بر اصل تساوی حقوق زن مرد دانسته وآن را ناشی از نگاه باطل اصالت مرد وفرعیت زن می‌دانند در پاسخ می‌گوییم:
الف) قیم بودن مرد نسبت به زن، سرپرستی مرد نسبت به خانواده خویش است واساساً به معنای برتری جنس مرد نسبت به جنس زن نیست.
ب) سرپرستی یک امر نشانۀ کمال و برتری نیست بلکه مسئولیت اجرایی ناشی از تقسیم کار است چنانکه یک سازمان یا نهاد افرادی به عنوان مدیرند واین جایگاه‌یش از آنکه حق باشد یک مسئولیت است و ابداً نشانۀ برتری معنوی نیست.
ج) توانایی مرد در مسائل اجتماعی واقتصادی بیشتر از زن است وتوانمندی زن در مسائل مربوط به درون خانه بیشتر از مرد استً.
د) سرپرستی مرد به عنوان فرمانروایی مطلق در خانواده نیست بلکه قیام برای اداره زندگی وپذیرش مسئولیت است که حدود و اختیارات آن معین است.
ه) سرپرستی مرد به عنوان اصل تخلف ناپذیر نیست زیرا در صورتی که زن استقلال اقتصادی وصلاحیت اداره زندگی را داشته باشد می‌توان ضمن عقد ازدواج در حدود آن تصرف نموده ویا اصل این حق را برای خود منظور نماید.
آثار سرپرستی مرد
1. لزوم اطاعت زن از شوهر
در روایات بسیاری به لزوم اطاعت زن از شوهر خویش در محدودۀ سرپرستی مرد (امور مربوطه به او) وهمچنین فضیلت آن تصریح شده است. همان‌طوری که سرپرستی مرد کمال معنوی به شمار نمی‌آید اطاعت زن نیز نقص وکم‌ارزش محسوب نمی‌شود.
ملاک کرامت انسان از نگاه خدای سبحان تقوا وپرهیزگاری اوست وهر کدام از زن وشوهر وظیفه خود را به درستی انجام دهد تقوای او فزونتر خواهد بود. رسول خدا (ص) در فضیلت همسران مطیع فرمودند:
«بهترین زنان آنهایی هستند که نگاه بر آنان شوهر را خشنود سازد،چون درخواستی نماید اطاعت کنند واگر غایب باشد ثروت وآبروی او را حفظ نمایند.»(5)
2. خروج زن از منزل به اذن شوهر
امام صادق (ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«یکی از حقوق مرد بر عهده‌ زن آن است که بدون اجازه شوهر از منزل خارج نشود»(6)
توضیح این‌که این گونه روایات هیچ گاه دلالت بر حبس زن در خانه وجلوگیری از حضور اجتماعی او ندارند ضمن اینکه معنای روایت این نیست که زن باید برای هر بار خروج از منزل اجازه بگیرد بلکه اذن کلی کافی است، علاوه بر این خروج زن از منزل برای ادای حقوق الهی مانند انجام حج واجب یا تولّی وتبری بدون اجازه شوهر جایز نیست.
عده‌ای از فقهاء معتقدند حرمت خروج زن از منزل در صورتی است که با حقوق شوهر منافات داشته باشد.(7)
در مقابل برخی از فقهاء برآنند که حرمت خروج زن بدون رضایت شوهر مطلق است.(8)
3- تنبیه زن ناشزه
در یکی از آیات قرآن کریم تنبیه زن ناشزه توسط شوهر با شرایط خاص مجاز شمرده شده است.
« وَالَّتِى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهجُرُوهُنَّ فِى الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا »(نساء/34)
«آن عده‌ از همسران شما که بیم نافرمانی آنان می‌رود موعظه نمایید. سپس [در صورت تکرار] بستر خود را از آنان جدا کنید سپس [و در صورت تکرار] آنان را تنبیه کنید اما در صورتی که اطاعت کردند راه ظلم را در پیش نگیرید»
آیه کریمه تنبیه زن ناشزه را پس از مراحل موعظه وجدا کردن بستر اجمالاً جایز می‌دارند. در روایات معصومین که مبین آیات قرآن است مقصود از زدن زن،تنبیه او با خرجی ندادن است ودر برخی دیگر از روایات تنبیه زن مشروط به عدم صدمه بر آنان شده است.
سیره عملی وگفتار معصومین (علیهم‌السلام) بیانگر آن است که زدن همسر مغایر اخلاق وعواطف حاکم بر خانواده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«چگونه شما مردان، همسران خود را کتک می‌زنید و[شب هنگام] او را در آغوش می‌گیرد وشرم نمی‌کنید»(9)
همچنین فرمودند:
«هر مردی به زنش صدمه وارد کند خداوند به نگهبان آتش دستور می‌دهد که بر گونۀ او هفتاد تازیانه آتشین زنند.»
4- اذن شوهر در تصرفات مالی زن
زن نیز مانند مرد حق هرگونه معامله‌ مالی وبخشش وصدقه از مال خود را دارد وبه عبارت دیگر دارای استقلال اقتصادی است.
الّا اینکه در برخی تصرفات به منظور حفظ انسجام خانواده اذن شوهر را لازم دانسته‌اند.
به عنوان نمونه برخی از فقهاء نذر زن را حتی در مورد اموال خود منوط به اذن شوهر می‌کنند (10) ونیز اجماع فقهاء امامیه به آن است که سوگند زن مشروط به اذن ورضای شوهر است.(11)
5- اذن شوهر بر اعمال مستحبی زن
فقهاء عظام در مورد روزه مستحبی زن آراء مختلفی دارند
امّا در مورد اعتکاف زن، اذن شوهر را لازم می‌دانند ودر مورد حج مستحبی او غالباً به لزوم رضایت شوهر فتوا داده‌اند.(12)
6- لزوم پرداخت نقه زن توسط مرد
بر مرد خانواده لازم است خرجی همسر وفرزندان خود را به نحو شایسته پرداخت نماید.
نفقه همسر شامل غذا،پوشاک، مسکن ودارو می‌شود برخی فقهاء لوازم زینتی وهمۀ احتیاجات ضروری زن را جزء نفقه می‌دانند.
7- ولایت بر فرزندان
مرد خانواده بر اموال فرزندان نابالغ همچنین بر کارهای آنان حق سرپرستی دارد همچنین رضایت او در ازدواج فرزند دختر لازم است.
8- تمکین جنسی زن در برابر شوهر
از آیات وروایات فراوانی چنین استفاده می‌شود که هر یک از زن وشوهر نسبت به دیگری حق جنسی دارند امّا الزام زن به رعایت حق جنسی شوهر بسیار بیشتر است.
در قرآن کریم آمده است:
« نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنَّى‌ شِئْتُمْ وَ قَدِّمُواْ لِأَنفُسِکُمْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّکُم مُّلَاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ »(بقره/223)
«زنان شما کشتزار شما هستند هر جا که خواستید به کشتزار خود درآیید وکاری کنید توشه آخرت فراهم نمایید واز خداوند بترسید وبدانید که او را ملاقات خواهید کرد [ودر این مورد] مؤمنان را بشارت بده.»
همچنین در روایات بسیاری به اهمیت وضرروت اجابت زن به هنگام تقاضای جنسی مرد تصریح شد. و در برخی روایات حدود و آداب آن بیان شده است. هنگامی که زن از تمکین جنسی خودداری کند نفقه او ساقط می‌شود.
9- لزوم حسن معاشرت
یکی از اصول حاکم در روابط همسران، معاشرت نیکو است. این اصل اخلاقی ریشه در قرآن کریم دارد آنجا که می‌فرماید:
« وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى‌ أَن تَکْرَهُواْ شَیًْا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا »(نساء/19)
«با همسرانتان به نیکی رفتار کنید و اگر کراهت از آن دارید (بدانید)چه بسیار از چیزی کراهت دارید حال آنکه خداوند در آن خیر زیادی قرار داده است.»
البته این حکم اخلاقی، اختصاصی به مرد ندارد ولی از آنجائی که الزاماتی که پیش از این برای زن بیان شد خود مصداقی از حسن معاشرت زن است. مستقلاً آن را ذکر نکردیم.
از جمله مصادیق حسن معاشرت می‌توان به داشتن صداقت،احترام به زن،محبت نسبت به او، مدارا و نرمخویی ونیز کم توقعی اشاره کرد.

منابع:
1) تفسیرالمیزان، ترجمه چاپ بنیاد علی وفرهنگی علامه طباطبایی 1366،ج 4،ص 507.
2) شیخ طبرسی،مجمع البیان،ج 2،ص 575.
3) وسائل الشیعة،چ بیروت،ج 51،ص 251،ب 21،ح 7.
4) مستدرک الوسائل،ج 14،ص 248، ب 63،ح 16612.
5) ر.ک،ابوالفتوح رازی،تفسیر کبیر،ج 1،ص 76.
6) وسائل الشیعه،ج 14،ص 111،ح1.
7) سیدابوالقاسم خویی،منهاج العالمین،انتشارات مهر،1410 ق،ج 2، ص 289.
8) روح الله الموسوی خمینی، تحریر الوسیله، ج 2،ص 303.
9) الطبقات الکبری،ج 8، ص 205.
10)تحریر الوسیله، ج 2، ص 117.م 3
11) ر.ک: عروة الوثقی،ج 2، ص 78.
12) ر.ک: عروة الوثقی، ج 2، ص 78.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS