دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سه راهکار قرآنی برای تقویت ارتباطات اجتماعی

در ارتباطات اجتماعی باید شیوه‌های مختلفی را به کار گرفت؛ زیرا انسان‌ها و رفتارهایشان یکسان نیست.
سه راهکار قرآنی برای تقویت ارتباطات اجتماعی
سه راهکار قرآنی برای تقویت ارتباطات اجتماعی

در ارتباطات اجتماعی باید شیوه‌های مختلفی را به کار گرفت؛ زیرا انسان‌ها و رفتارهایشان یکسان نیست. شخصیت‌شناسی، رفتارشناسی و مردم‌شناسی، نقش تعیین‌کننده‌ای برای دستیابی به وضعیت بهتر و برتر و نیز کسب موفقیت در ارتباط اجتماعی دارد.

در آیات قرآن، شیوه‌هایی بیان شده است تا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، کنش و واکنش‌های اجتماعی خود را بر اساس آن تنظیم کند. از جمله اینها می‌توان به آیه 199 سوره اعراف ‌اشاره کرد. خدا می‌فرماید: خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ عفو و گذشت را پیشه کن و به کار پسندیده فرمان ده و از جاهل روی بگردان.

1. عفو به معنای گذشت از حق است. این حق می‌تواند دینی، شخصی یا اجتماعی و مانند آن باشد. پیامبر به عنوان رهبر دینی و اجتماعی باید نسبت به رفتار‌های مردم، شیوه عفو را در پیش گیرد. در پیش گرفتن عفو به این معنا است که عفو باید یک واکنش دائمی باشد؛ از این رو به عنوان یک پیشه رفتاری در فارسی ترجمه می‌شود. گرفتن و اخذی که استوار و محکم است و در هیچ یک از شرایط پیش رو تغییر نمی‌کند.

2. عرف به بلندی گفته می‌شود که به چشم می‌آید، مانند برج میلاد یا قله دماوند که همگی به آسانی می‌توانند آن را ببینند. به ارزش‌های انسانی و اخلاقی که همه آن را می‌بینند و می‌شناسند، معروف گفته می‌شود. در مقابل، به امور زشتی که مردم آن را نمی‌شناسند و نمی‌پذیرند، منکر گفته می‌شود. قوم منکرون به معنای مردم ناشناس است. (حجر، آیه 62؛ ذاریات، آیه 25) از نظر آموزه‌های قرآنی پیامبر اکرم (ص) مأمور است تا در رفتار اجتماعی خویش امر به معروف و عرف کند که ارزش اجتماعی است. به طور طبیعی فرمان دهنده به عرف، خود در صف اول عمل به آن است. البته شکی نیست که ارزش‌های اسلامی که در سطح مکارم اخلاقی قرار دارد، از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مصادیق عرف است.

3. جاهل در آموزه‌های قرآنی به دو معنای سفاهت و بی‌خردی و نیز نادانی به کار رفته است. یعنی جهل گاه در مقابل عقل و گاه دیگر در مقابل علم به کار رفته است. به نظر می‌رسد که در آیه مد نظر، جهل در تقابل با عقل به کار رفته و مراد از آن، سفاهت و بی‌خردی است. اعراض از بی‌خردان به معنای عدم مجادله با آنان است‌؛ زیرا سفیه و بی‌خرد، سخن برهانی و منطقی را نمی‌تواند بپذیرد، بنابراین سخن گفتن با آنان بیهوده و بی‌تأثیر هم چون میخ آهنین کوبیدن بر سنگ خارا است. از این روخدا در جایی دیگر می‌فرماید: وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا؛ و بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه مى‌روند و هنگامى که بی‌خردان آنان را طرف خطاب قرار مى‌دهند، در پاسخشان سخنانی مسالمت‌آمیز مى‌گویند، (فرقان، آیه 63) این سلام به معنای سلام خدا حافظی است. به این معنا که تو را به خیر و ما را به سلامت.

این بهترین واکنش نسبت به این دسته از افراد اجتماع است. خدا در جایی دیگر می‌فرماید: وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا؛ و آنان که در مجلس غنا و دروغ‌پردازی و امور باطل حاضر نمىشوند و هنگامى که بر گفتار و کردار لغو مى‌گذرند، با کرامت، بزرگواری و متانت مى‌گذرند. (فرقان، آیه 72)،پس واکنش درست نسبت به شخص بی‌خرد و سخن بی‌خردانه و لغو،گذشتن کریمانه است.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 30 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS