دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سکوت

No image
سکوت

كلمات كليدي : سكوت، بيهوده گويي، سخن نيكو، سخن زياد

نویسنده : زينب طاهري

زبان خوب، زبانی است که جز به ذکر خدا، شکر نعمت های او، راهنمایی مردم و... سخن دیگری نگوید و زبان بد، زبانی است که جز به بدی و بیهوده گویی سخن نمی گوید. حال چون خطر زبان بسیار است باید دانست که ؛علاج بد زبانی وبیهوده گویی چیزی نیست جز سکوت واینکه در فضیلت آن مطالبی را متذکر خود شویم.

ضد بیهوده گویی وهرزه گویی یا خاموشی است یا سخنان سودمند گفتن؛ خواه مربوط به دین باشد یا دنیا. [1] در کلام عرب صمت به فتح (صاد) بمعنى سکوت است[2] که در مجموع تعریفی از این واژه به طور دقیق به چشم نمی خورد ولی بعضى سکوت را بمعنى سکون تفسیر کردند و بعضی دیگرسکوت مقابل نطق آورده‌اند.[3]

منظور از سکوت

در این جا مقصود از سکوت، سکوت مطلق نیست؛ زیرا که سکوت مطلق از لوازم عقل نیست و افضل از کلام نیست، بلکه منظور از سکوت یعنى سکوت از حرفها و سخنان غیر مناسب و بى‌فائده[4] که کلام در موقع خود، افضل از سکوت است؛ زیرا که به واسطه کلام، نشر معارف و حقایق دینیّه ونشرآداب شریعت می شود و خداى تعالى متّصف به تکلّم است و از اوصاف جمیله او «متکلّم» است. از این جهت، در مقابل صمت، تکلّم قرار ندارد، بلکه هَذَر- به فتحتین- را، که عبارت از هذیان است و تکلّم‌ به چیزهاى بى‌معنى است، قرار دارد.

پس، آنچه از جنود عقل است و در شرع و عقل مورد تحسین است، سکوت از هذیان و هذر است و البته این سکوت و حفظِ زبان از لغو و باطل، از فضایل و کمالات انسانى است؛ بلکه اختیار زبان را داشتن و این مار سرکش را در تحت اختیار درآوردن از بزرگترین هنرمندى‌ها است که کمتر کسى مى‌تواند به آن موفق شود و اگر کسى داراى چنین قدرتى شد، از آفات و خطرات بسیارى محفوظ ماند. [5]

فضیلت سکوت

در فضیلت سکوت مطالب بسیاری در کلام معصومین(ع) و بزرگان ذکر شده است که ما به اختصار به آنها می پردازیم.

اول عبادت سکوت است. [6]

اول علم سکوت است. [7]

خاموشى و سکوت درى است از درهاى حکمت. [8]

عبادت ده قسم است؛ نه قسمت آن در سکوت و خاموشى است. [9]

سکوت میراث حکمت است. [10]

آبادترین مکانها دلهاى مردان شایسته‌ى ساکت باشد. [11]

بهترین عبادت سکوت است[12]

سکوت طلا و سخن نقره است. [13]

از نشانه‌هاى کمال اسلام شخص، ترک سخن بیهوده است. [14]

چون خرد به مرتبه کمال رسد گفتار کاهش مى‌یابد. [15]

سکوت بهتر است یا سخن گفتن؟

اگر گفته شود علت این همه فضیلت برای سکوت چیست، باید گفت علت آن آفتهای زیاد زبان است که عبارتند از: اشتباه، دروغ، سخن چینی، غیبت، و... که بر زبان سنگین نیست ودر دل شیرین است و چون افسار زدن بر زبان دشوار است از این رو در فضیلت سکوت بسیار سفارش شده است.[16]زیرا سخن بر چهار قسم است:

یک نوع سخن، ضرر خالص است، نوع دیگر، بهره خالص است، نوعی هم ضرر دارد وهم بهره و نوع آخر که نه ضرر دارد ونه بهره.

اما آن نوعی که فقط ضرردارد، باید در آن سکوت کرد و نیز از سخنی که ضرر و بهره دارد و ضررش با بهره برابر نیست باید پرهیز کرد، اما سخنی که نه فایده دارد ونه ضرر، زاید است و سرگرم شدن به آن، هدر دادن وقت است و عین ضرر است. بنابراین فقط نوع چهارم که سودمند است باقی می ماند که در این سخن نیز خطر است؛ زیرا گاهی با سخنی که آلوده به گناه است چون ریا، سازشکاری، غیبت، خود ستایی وسخن زاید به گونه ای آمیخته می شود که درک آن مشکل است[17]و اگر بتوان از این آفات دوری جست باید گفت آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشى خیرى نیست، چنانکه در سخن ناآگاهانه نیز خیرى نخواهد بود[18]وسخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سکوت بر باطل. [19]

در روایتی از امام سجاد(ع) که از ایشان در باره سکوت و سخن گفتن سؤال شد که کدام یک از آنها بهتر مى‌باشند آمده است: هر یک از آنها آفاتى دارند و هر گاه از آفت مصون باشند، سخن گفتن بهتر از سکوت مى‌باشد. پرسیدند: یابن رسول اللَّه! این مطلب را بیشتر توضیح دهید تا موضوع روشن شود. فرمود: براى اینکه خداوند انبیاء و مرسلین و اوصیاء را براى سکوت مبعوث نکرد؛ خداوند آنها را فرستاد تا سخن بگویند بهشت را با سکوت نمى‌توان بدست‌آورد و با سکوت به ولایت خداوند نتوان رسید و با سکوت هم نمى‌توان از جهنم دور شد تمام اینها را با سخن باید بدست آورد و نمى‌توان ماه را با آفتاب مقایسه کرد. [20]

ویژگی و آثار سخن نیکو

حال که بیان کردیم که سخن حق و نیکو از سکوت برتر است باید دانست که سخن نیکو، سخنی است که:

برخاسته از فکر واندیشه باشد.

همراه با ادب اسلامی باشد.

راست وهمراه با عمل باشد. [21]

این سخن زیبا آثار وبرکات زیادی دارد وکسی که زبان خود را به زیباگویی عادت دهد، از این برکات بهره مند خواهد شد.

گفتار نیک ثروت را زیاد، روزى را افزون مى‌کند، اجل را به تأخیر مى‌اندازد، محبت خاندان را جلب، انسان را داخل بهشت مى‌کند.[22]دوستان را بسیار می کند، دشمنان را اندک می نماید و موجب در امان ماندن از سرزنش می شود. [23]

زمینه سکوت

از جمله مواردی که زمینه ساز سکوت است این می باشد که آدمی آنچه را که نمى‌داند نگوید، بلکه همه آنچه را که می داند نیز به زبان نراند[24]که این خود برآمده از عقل کامل [25]شخص می باشد و در این میان ترس از خداوند و شناخت خدا[26]نقش مؤثری دارد.

آثار سکوت

سکوت، راهنماى تمام خوبیهاست.

به وسیله‌ى سکوت، کسب محبت و دوستى مى‌شود.

سکوت باعث سلامتى و آسایش فرشتگان نویسنده مى‌شود. [27]

نگهدارى زبان، ایمان را محکم، دل را آرام می کند. [28]

هر کس خاموش باشد نجات پیدا مى‌کند. [29]

هر کس سلامتى دنیا و آخرت را طالب است، زبانش را مقید سازد [30]

مؤمن سکوت مى‌کند تا سالم بماند[31]

چیره نشدن شیطان، دارای عزت شدن،[32]پوشاننده بدیها، [33]

سکوت، عملی است که بر زبان آسان و در میزان سنگین باشد[34]و از نشانه‌هاى مؤمن، خاموشى است[35]

سکوت گنجى است که براى بردبار زینت، براى نادان پرده و پوشش است. [36]

کثرت سکوت، هیبت آدمى را زیاد مى‌کند[37]

با هیچ چیز همانند سکوت نمى‌توان خدا را عبادت کرد. [38]

سکوت، مردم را به کارها و اعمال نیک رهبرى مى‌کند. [39]

سکوت از علایم دانایى است. [40]

نشانه شیعیان است. [41]

با سکوت بسیار، وقار انسان بیشتر شود. [42]

از علایم نیکویی اسلام، سکوت است. [43]

آثار سخن زیاد

خراب‌ترین مکانها دلهاى آنانست که سخنهاى بى‌فایده گویند. [44]

هر کس در سخن گفتن شتاب کرد زبانش او را بسوى بدیها کشاند. [45]

هر کس که کلامش زیاد باشد لغزشش فراوان است. ‌[46]

هر که مالک زبان خود نباشد، پشیمان مى‌گردد. [47]

مقاله

نویسنده زينب طاهري
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS