دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شراب Wine

No image
شراب Wine

كلمات كليدي : شراب، نوح، لوط، مسكرات، شريعت، حرمت شراب، حضرت عيسي، عشاي رباني

نویسنده : محمد ضياء توحيدي

بر اساس گزارش کتاب مقدس، استفاده از شراب در دوران عهد عتیق بسیار معمول بوده و نوشیدن آن مجاز شمرده شده است.

در کتاب تثنیه در ضمن ذکر خوردنی های حلال و حرام آمده است:«و نقره را برای هرچه دلت می‌خواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسکرات و هرچه دلت از تو بطلبد بده، و در آنجا بحضور یهوه، خدایت، بخور و خودت با خاندانت شادی نما».[1]

همچنین در کتاب جامعه آمده است: «پس رفته، نان خود را به شادی بخور و شراب خود را به خوشدلی بنوش چونکه خدا اعمال تو را قبل از این قبول فرموده است».[2]

البته و با این وجود، در برخی از فقرات کتاب مقدس، بدگویی و مذمت در مورد شراب نیز وارد شده است.ما در این نوشتار به صورت مجزا به نگاه عهد قدیم و عهد جدید در مورد شراب خواهیم پرداخت و همچنین دیدگاه مسیحیان را در مورد نوشیدن شراب مورد بررسی قرار خواهیم داد.

شراب در عهد عتیق

با مراجعه به عهد عتیق می‌توان دریافت که استفاده از شراب و نوشیدن آن بسیار مرسوم بوده و حتی در آیین‌های دینی مورد استفاده بوده است.در برخی از عبارات عهد عتیق از این نوشیدنی تعریف و تمجید شده است؛ و این در حالی است که در برخی از آیات به روشنی، نوشیدن شراب و به خصوص افراط در آن نکوهش شده است.

تعریف از شراب

از مهم ترین فقراتی که در آن به تعریف از شراب پرداخته شده، می توان به آیاتی از کتاب مزامیر اشاره کرد.در این کتاب آمده است که شراب دل انسان را شاد می‌کند و حتی از آن به عنوان یکی از موهبت‌های الهی یاد شده است:

«ای جان من، خداوند را متبارک بخوان! ای یهوه خدای من، تو بی‌نهایت عظیم هستی! به عزت و جلال ملبس هستی... آن که غرفات خود را بر آبها بنا کرده است... نباتات را برای بهایم می‌رویاند و سبزه‌ها را برای خدمت انسان، و نان را از زمین بیرون می‌آورد. و شراب را که دل انسان را شادمان می‌کند».[3]

شراب؛ سمبل نعمت‌ها و برکات الهی

در بخش‌هایی از عهد عتیق، شراب به عنوان نماد نعمت و برکت الهی مطرح گردیده است.

در عهد عتیق آمده است که خداوند به عنوان مجازات قوم سرکش آنان را از شراب محروم می‌کند:

«بنابراین چونکه مسکینان را پایمال کردید و هدایای گندم از ایشان گرفتید، خانه‌ها را از سنگ‌های تراشیده بنا خواهید نمود اما در آن‌ها ساکن نخواهید شد و تاکستان‌های دلپسند، غرس خواهید نمود و لیکن شراب آن‌ها را نخواهید نوشید».[4]

و در جای دیگر آمده است:

«خداوند زانوها و ساق‌ها و از کف پا تا فرق سر تو را به دنبل بد که از آن شفا نتوانی یافت، مبتلا خواهد ساخت.خداوند تو را و پادشاهی را که بر خود نصب می‌نمایی، بسوی امتی که تو و پدرانت نشناخته‌اید، خواهد برد...تاکستان ها غرس نموده، خدمت آنها را خواهی کرد، اما شراب را نخواهی نوشید».[5]

همچنین در برخی از آیات، وعده به وفور شراب داده شده که نماد خوشی و سعادت تلقی شده است:

«و یهوه صبایوت در این کوه برای همه قوم‌ها ضیافتی از لذایذ برپا خواهد نمود.یعنی ضیافتی از شراب‌های کهنه از لذایذ پر مغز و از شراب‌های کهنه مصفا».[6]

«و اسیری قوم خود اسرائیل را خواهم برگردانید و شهرهای مخروب را بنا نموده، در آن ها ساکن خواهند شد و تاکستان ها غرس کرده، شراب آن‌ها را خواهند نوشید و باغ‌ها ساخته، میوه آنها را خواهند خورد».[7]

استفاده از شراب در آیین‌های دینی

صرف نظر از جواز نوشیدن شراب و حتی تعریف‌هایی که از این مایع مسکر در کتاب مقدس وجود دارد، در مواردی نیز استفاده از شراب به عنوان یکی از عناصر مورد استفاده در آیین‌های دینی، مورد تأکید قرار گرفته و به آن امر شده است.

طبق نقل تورات، استفاده‌ی از شراب در "هدیه‌ی ریختنی" که اهدای آن یکی از وظایف و آیین‌های دینی بود لازم شمرده شده است:

«و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت:بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو:چون به زمینی که من به شما می‌دهم داخل شوید، و محصول آن را درو کنید، آنگاه بافه‌ی نوبر خود را نزد کاهن بیاورید. .... و هدیه ریختنی آن چهار یک هین شراب خواهد بود».[8]

همچنین شراب در مراسم قربانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. طبق دستور کتاب مقدس، باید به هنگام گذراندن قربانی، شراب بر مذبح پاشیده شود.[9]

نکوهش شراب

در مقابل، در آیات متعددی از عهد عتیق از شراب به عنوان مایعی زیانبار یاد شده و یا لااقل از افراط در نوشیدن آن نهی شده است.

در کتاب امثال سلیمان در مورد شراب آمده است:

«شراب استهزا می‌کند و مسکرات عربده می‌آورد، و هر‌که به آن فریفته شود حکیم نیست».[10]

همچنین در جای دیگری از این کتاب، نتیجه‌ی مخرب نوشیدن شراب مطرح شده است:

«وای از آن کیست و شقاوت از آن که و نزاع‌ها از آن کدام و زاری از آن کیست و جراحت‌های بی‌سبب از آن که و سرخی چشمان از آن کدام؟. آنانی را است که شرب مدام می‌نمایند، و برای چشیدن شراب ممزوج داخل می‌شوند. به شراب نگاه مکن وقتی که سرخ‌فام است، حینی که حباب‌های خود را در جام ظاهر می‌سازد، و به ملایمت فرو می‌رود. اما در آخر مثل مار خواهد گزید، و مانند افعی نیش خواهد زد».[11]

در کتاب حبقوق نیز از فریبندگی شراب گفته شده است:

«پس خداوند مرا جواب داد و گفت:... به درستی که شراب فریبنده است».[12]

همچنین در بخش‌های متعددی از کتاب اشعیا از شراب و به خصوص افراط در آن مذمت شده است:

«وای بر آنانی که صبح زود برمی خیزند تا در ‌پی مسکرات بروند، و شب دیر می‌نشینند تا شراب ایشان را گرم نماید...وای بر آنانی که برای نوشیدن شراب زورآورند، و به جهت ممزوج ساختن مسکرات مردان قوی می‌باشند».[13]

و در جای دیگری از این کتاب، از شراب به عنوان عامل گمراهی، یاد شده است:

«ولکن اینان نیز از شراب گمراه شده‌اند و از مسکرات سرگشته گردیده‌اند. هم کاهن و هم نبی از مسکرات گمراه شده‌اند و از شراب بلعیده گردیده‌اند. از مسکرات سرگشته شده‌اند و در رؤیا گمراه گردیده‌اند و در داوری مبهوت گشته‌اند».[14]

آثار زیانبار شراب در قالب دو داستان

افزون بر آیاتی که صراحتا به مذمت شراب و خصوصا افراط در نوشیدن آن پرداخته است، داستان‌هایی نیز در کتاب مقدس نقل شده که از آثار شوم افراط در نوشیدن شراب حکایت دارد.داستان حضرت نوح و جناب لوط در عهد عتیق، دو موردی است که تأثیر منفی این نوشیدنی را به تصویر کشیده است. البته این دو داستان، صرفا واگویه‌ای از یک واقعیت (از منظر اسلامی، یک افسانه) است و در این بخشها اثری از توضیح در مورد حرمت نوشیدن و یا حتی نکوهش این امر، دیده نمی‌شود.

حضرت نوح و شرب خمر[15]

در تورات،‌ داستان نوشیدن شراب توسط حضرت نوح و مست شدن آن حضرت چنین نقل شده است:

«و نوح به فلاحت زمین شروع کرد، و تاکستانی غرس نمود. و شراب نوشیده، مست شد، و در خیمه خود عریان گردید. و حام، پدر کنعان، برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد. و سام و یافث، ردا را گرفته، بر کتف خود انداختند، و پس رفته، برهنگی پدر خود را پوشانیدند. و روی ایشان بازپس بود که برهنگی پدر خود را ندیدند».[16]

این داستان - که البته از منظر اسلامی، چیزی جز تهمت بر پیامبر بزرگ الهی شمرده نمی‌شود - اولین گزارش از مصرف شراب در عهد عتیق است و اثر زیانبار افراط در شراب را (البته در قالب داستان) بازگو می‌کند.

جناب لوط و افراط در شرب خمر

داستان دیگر از نوشیدن شراب و افراط آن که نتایج بسیار بدی را نیز در پی دارد،‌ مربوط به حضرت لوط است.[17]

بر اساس این گزارش، زمانی که جناب لوط به سن پیری رسیده بود، دو دختر او به این فکر افتادند که اگر پدر آنان از دنیا برود، نسل وی منقطع خواهد شد چرا که دارای فرزند پسر نیست.بنابر این تصمیم گرفتند تا او را شراب نوشانده و پس از آنکه مست گردید با وی همبستر گردند:

«پس در همان شب، پدر خود را شراب نوشانیدند، و دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد، و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد.و واقع شد که روزدیگر، بزرگ به کوچک گفت:اینک دوش با پدرم همخواب شدم، امشب نیز او را شراب بنوشانیم، و تو بیا و با وی همخواب شو، تا نسلی از پدرخود نگاه داریم.آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند، و دختر کوچک همخواب وی شد، و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند».[18]

موارد منع مصرف شراب

با وجود آنکه در عهد عتیق، نوشیدن شراب مجاز شمرده شده است اما در مواردی خاص، نوشیدن آن ممنوع بوده است.

از جمله‌ی این موارد، نهی کاهنان از نوشیدن شراب در زمان حضورشان در خیمه اجتماع بوده است.[19]

همچنین بر اساس دستور خداوند، نوشیدن شراب بر شخص صاحب نذر خاص، حرام بوده است:

«و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون مرد یا زن، نذر خاص یعنی نذر نذیره بکند، و خود را برای خداوند تخصیص نماید،آنگاه از شراب و مسکرات بپرهیزد و سرکه شراب و سرکه مسکرات را ننوشد، و هیچ عصیر انگور ننوشد، و انگور تازه یا خشک نخورد. و تمام ایام تخصیصش از هر چیزی که از تاک انگور ساخته شود، از هسته تا پوست نخورد».[20]

البته از آیات سوم و چهارم می‌توان دریافت که دلیل این ممنوعیت، مسأله‌ی نامقدس بودن شراب نیست بلکه برای چنین شخصی، کلا استفاده از انگور (به هر شکل) ممنوع بوده است.

یک نزاع الهیاتی، آیا مراد از شراب، همان مایع مسکر است؟

عالمان مسیحی در اینکه آیا الفاظی که در عهد عتیق وارد شده است، همان مایع و مسکر معروف است یا نه، با یکدیگر اختلاف دارند.[21]

باید دانست که به طور کلی در عهد عتیق ،‌از چند لغت عبری برای کلمه‌ی شراب استفاده شده است.

اول. کلمه‌ی Yayin است. این لغت در کل عهد عتیق 141 بار استفاده شده است و برای اشاره به انواع مختلف شراب اعم از تخمیر شده و تخمیر نشده به کار برده شده است. (در اعداد 5:‌18 این واژه برای تمامی انواع شراب به کار رفته است)

این لغت در بخش‌های مختلفی از عهد عتیق از جمله در پیدایش 9: 20 – 21 و 19: 32 – 33 برای شراب‌های تخمیر شده به کار رفته است.

همچنین این لغت در مورد عصاره‌ی تخمیر نشده انگور نیز به کار رفته است. این لغت می‌تواند به معنی آب میوه‌ی تازه انگور که از فشردن آن به دست می‌آید به کار برود. به عنوان مثال در اشعیا آمده است که «کسی شراب (Yayin) را در چرخشت‌ها پایمال نمی‌کند».[22] همچنین ارمیای نبی می‌گوید: «شراب را از چرخشت‌ها زایل ساختم و کسی آنها را به صدای شادمانی بپا نخواهد فشرد»[23] از این عبارات به روشنی می‌توان دریافت که در این موارد، کلمه‌ی مذکور در مورد آب انگور به کار رفته است.

همچنین در کتاب مراثی نیز این کلمه بارها برای اشاره به شراب تخمیر نشده به کار رفته است. به عنوان مثال در مراثی 2: 12 آمده که اطفال از مادران خود غذای معمول خویش یعنی نان و شراب را می‌خواهند.

دوم. کلمه‌ی Tirosh است. این کلمه در عهد عتیق 38 بار به کار رفته است. این کلمه هرگز در مورد شراب تخمیر شده به کار نرفته بلکه همواره در مورد شراب تخمیر نشده انگور استفاده گردیده است.

در اشعیا 65: 8 برای اشاره به شیره‌ای که در خوشه‌ی انگور است به کار رفته است و در برخی موارد از جمله در تثنیه 11: 14، امثال 3: 10 و یوئیل 2: 24 در مورد آب انگور استفاده گردیده است.

سوم. کلمه‌ی Shekar است که معمولا به مسکرات ترجمه می‌شود.این جمله در عهد عتیق 23 بار به کار رفته است و معمولا در مورد شراب مسکر به کار رفته است. اول سموئیل 1: 15 و اعداد 6: 3 از جمله مواردی است که در آن‌ها از این کلمه برای شراب مسکر استفاده شده است.[24]

شراب در عهد جدید

پیش از هر چیز باید توجه داشت که در عهد جدید، به طور کلی احکام مربوط به حرمت خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها رد شده است[25] و بنابر این هیچ خوردنی و نوشیدنی‌ای حرام نمی‌باشد.

در خصوص شراب با مراجعه به عهد جدید می توان دریافت که نوشیدن شراب هم بسان سایر نوشیدنی ها مجاز اعلام شده و بلکه از آن تمجید شده است. با این وجود از افراط در نوشیدن آن به حدی که به مستی بینجامد نهی گردیده است.

جواز نوشیدن شراب و تعریف و تمجید از آن

در عهد جدید، به شکل صریح و یا در قالب داستان‌های متعددی که در اناجیل و غیر آن آمده می‌توان جواز نوشیدن شراب و حتی تعریف از آن را یافت. به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:

دستور به خوردن شراب و نهی از خوردن آب به تنهایی!

پولس در رساله‌ی اول خویش به تیموتاؤس، او را به نوشیدن شراب ترغیب می‌کند و چنین می‌نگارد:

«دیگر آشامنده آب فقط مباش، بلکه بجهت شکمت و ضعف‌های بسیار خود، شرابی کم میل فرما».[26]

شراب‌خواری حضرت عیسی!

در اناجیل، به روشنی از شراب خواری حضرت عیسی سخن به میان آمده است و این در حالی است که طبق همین نقل، یحیی از نوشیدن شراب پرهیز می‌کرده است:

«آنگاه خداوند (حضرت عیسی) گفت: ... یحیی تعمید‌دهنده آمد که نه نان می‌خورد و نه شراب می‌آشامید، می‌گویید دیو دارد. پسر انسان آمد که می‌خورد و می‌آشامد، می‌گویید اینک مردی است پرخور و باده‌پرست و دوست باجگیران و گناهکاران».[27]

معجزه‌ی تبدیل آب به شراب

از دیگر فقرات مهم عهد جدید در مورد انجیل‌ها، گزارش معجزه‌ای است که طبق نقل انجیل‌ها، آن حضرت، آب را به شراب تبدیل فرمود. در انجیل یوحنا آمده است:

«و در روز سوم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود و عیسی و شاگردان را نیز به عروسی دعوت کردند و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارند ... عیسی بدیشان گفت قدح‌ها را از آب پر کنید و آنها را لبریز کردند پس بدیشان گفت الآن بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید پس بردند و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود بچشید... داماد را مخاطب ساخته بدو گفت: هر کسی شراب خوب را اول می‌آورد و چون مست شدند، بدتر از آن. لیکن تو شراب خوب را تا حال نگاه داشتی».[28]

استفاده‌ی از شراب در شام آخر

همچنین در انجیل‌ها، نقل می‌شود که آن حضرت در آخرین شبی که همراه حواریون خویش به سر برد، از شراب استفاده فرمود. این داستان در انجیل متی چنین نقل شده است:

« چون وقت شام رسید با آن دوازده بنشست... و چون ایشان غذا می‌خوردند، عیسی نان را گرفته، برکت داد و پاره کرده، به شاگردان داد و گفت: بگیرید و بخورید، این است بدن من. و پیاله را گرفته، شکر نمود و بدیشان داده، گفت: همه شما از این بنوشید زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته می‌شود. اما به شما می‌گویم که بعد از این از میوه‌ی مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدرخود، تازه آشامم».[29]

البته در مورد شراب مورد استفاده‌ی حضرت مسیح در شام آخر اختلاف نظر است.برخی با این استدلال که استفاده از آب انگور تخمیر نشده در مراسم فصح مجاز نیست قائلند که شراب مورد استفاده‌ی حضرت عیسی، همان آب انگور تخمیر نشده بوده است. اما باید توجه داشت که ممنوعیت استفاده از آب انگور تخمیرشده در فصح، خود یک ادعا است و در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد[30] و برخی به روشنی به استفاده از شراب در مراسم فصح اشاره کرده‌اند.[31]

شراب تازه، نماد دوران حضور حضرت مسیح

در عهد جدید افزون بر موارد فوق، شراب به عنوان سمبل عصر حضور مسیح به کار رفته است:

«آنگاه شاگردان یحیی نزد وی آمده، گفتند:چون است که ما و فریسیان روزه بسیار می‌داریم، لکن شاگردان تو روزه نمی‌دارند؟ عیسی بدیشان گفت: آیا پسران خانه عروسی، مادامی که داماد با ایشان است، می‌توانند ماتم کنند؟ و لکن ایامی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود؛ در آن هنگام روزه خواهند داشت.و هیچ‌کس بر جامه کهنه پاره‌ای از پارچه نو وصله نمی کند زیرا که آن وصله از جامه جدا می‌گردد و دریدگی بدتر می‌شود. و شراب نو را در مشک‌های کهنه نمی‌ریزند و الا مشک‌ها دریده شده، شراب ریخته و مشک‌ها تباه گردد. بلکه شراب نو را در مشک‌های نو می‌ریزند تا هر دو محفوظ باشد».[32]

نکوهش زیاده‌روی در نوشیدن شراب

در بخش‌های مختلفی از عهد جدید از زیاده‌روی در نوشیدن شراب و مستی نهی شده است.

پولس در رساله‌ی خویش به افسسیان، آن‌ها را از مستی نهی می‌کند: «و مست شراب مشوید که در آن فجور است».[33]

همچنین وی اظهار می‌دارد که میگساران وارد ملکوت خداوند نمی‌شوند:«.... و میگساران و فحاشان و ستمگران، وارث ملکوت خدا نخواهند شد».[34]

وی در مواردی دیگر، روحانیان را از افراط در شراب‌خواری منع کرده، چنین می‌نویسد: «همچنین شماسان باوقار باشند، نه دو زبان و نه راغب به شراب زیاده»[35] و نیز: «پس اسقف باید بی‌ملامت و صاحب یک زن و هشیار و خردمند و صاحب نظام و مهمان‌نواز و راغب به تعلیم باشد؛ نه میگسار یا زننده یا طماع سود قبیح».[36]

دیدگاه مسیحیان در مورد شراب و استفاده از آن در مراسم آیینی

مسیحیان، با استناد به کتاب مقدس معتقدند که نوشیدن شراب جایز است اما مستی حرام می‌باشد.[37]

امروزه استفاده‌ی از شراب در آیین‌های دینی و به خصوص در مراسم "عشای ربانی" بسیار مرسوم است. کاتولیک‌ها و ارتدوکس‌ها بر این باورند که آن‌ها با نوشیدن شراب، در حقیقت، خون مسیح را می‌نوشند.[38]

کلیساهای پروتستان نیز معمولا از شراب در مراسم عشای ربانی استفاده می کنند اما در مورد اینکه آیا شراب، خون واقعی مسیح است یا نماد خون مسیح است اختلاف نظر دارند. لوتر و پیروانش معتقدند که شراب، خون حقیقی مسیح است و بنابر این، آن‌ها هنگام نوشیدن شراب، خون مسیح را می‌نوشند. در مقابل، تسوینگلی[39] و به تبع وی پیروانش بر این باورند که شراب، نمادی از خون مسیح است.[40] کالون و پیروانش نیز راهی میانه را پذیرفته و ضمن رد دو دیدگاه، معتقد به حضور حقیقی اما به شکل معنوی مسیح در نان و شراب عشای ربانی می‌باشند.[41]

البته امروزه برخی از مسیحیان، استفاده از شراب در مراسم عشای ربانی را مجاز نمی‌دانند و بجای آن از آب استفاده می‌کنند.[42] همچنین برخی از مسیحیان از جمله متدیست‌ها[43] و نیز پیروان کلیسای دیگری که به آنها "غیر مقلدان[44]" گفته می‌شود، در این مراسم، به جای شراب از آب انگور استفاده می‌کنند.[45]

نسبت شراب‌خواری به پیامبران الهی از نگاه اسلامی

از منظر اسلامی، نوشیدن شراب حرام است. بر اساس تصریح قرآن، شراب ماده‌ای خبیث و ساخته‌ی شیطان شمرده شده است.[46] از همین رو، این تصور که شاید در شرایع پیشین، نوشیدن شراب، حلال بوده است، مورد پذیرش نخواهد بود و بنابر این انتساب شراب‌خواری به انبیای الهی تهمت می‌باشد.

البته صرف نظر از آیات قرآنی، در روایات اسلامی هم بر این نکته تأکید شده است که حرمت شراب، اختصاص به اسلام نداشته بلکه مطابق تورات و انجیل نیز نوشیدن آن، حرام بوده است.[47]

مقاله

نویسنده محمد ضياء توحيدي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS