دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شفاعت chweat

No image
شفاعت chweat

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : شفاعت، وهابيت، آيات، روايات، كفر و شرك

شفع در لغت یعنی دو تایی و در اصطلاح "الشَّفاعةُ: کلام الشَّفِیعِ لِلْمَلِکِ فی حاجة یسأَلُها لغیره" کلام کسی در نزد بزرگی برای حاجت کسی غیر از خود.[1]

مسلمانان از صدر اسلام تاکنون مسئله شفاعت را یکی از معتقدات اصلی خود می دانند به طوری­که هیچ یک از مسلمانان در صدد انکار آن بر نمی­آید و همه اعتقاد دارند که عزیزان الهی به جهت موقعیت خاصی که نزد پروردگار متعال دارند می­توانند با اذن و اجازه خدا برای برخی گنهکاران طلب شفاعت کنند و آن هم نه هر گنهکاری بلکه طبق شرائط خاص و با یک روند خاص. مثلا در روایات ما یکی از شرائط خاص شفاعت احترام به ذریه نبی مکرم اسلام(ص) می­باشد. نبی مکرم اسلام در این زمینه می­فرماید:

« و الله لا تشفعت فیمن آذى ذریتی »[2]

بخدا قسم شفاعت من به کسانی که ذریه ام را اذیت کنند نمی رسد.

امام صادق علیه السلام در آخرین وصیتهایش به فرزندان و اقوام فرمودند:

« إِنَّهُ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ»[3]

بدرستی که کسی که نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما دسترسی پیدا نمی کند.

آیات اثبات کننده شفاعت:

1. مَا مِن شَفِیعٍ إِلَّا مِن بَعْدِ إِذْنِه‌[4]

2. وَ لَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ‌[5]

آیات نافی شفاعت

1. یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتىِ‌َ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ وَ الْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُون‌[6]

2. تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْباب‌[7]

از جمع بین این آیات این مطلب واضح می­شود که شفاعت برای همه امکان پذیر نبوده و فقط برای عده خاصی می­ باشد و آن هم با شرائط خاص و تا جایی این مساله واضح است که برخی از علمای شیعه و سنی در مساله شفاعت اتفاق نظر دارند. حتی قاضی بیضاوی از مفسران اهل سنت در ذیل آیه 48 سوره بقره می­نویسد: «آیات و روایات فراوانی بر تحقق شفاعت بر امت وجود دارد».[8]

دیدگاه وهابیت

اما از بین تمام مسلمانان که شفاعت را قبول دارند عده­ای به نام وهابیت می­گویند که شفاعت کفر است و شرک. آنها می­گویند:

اگر کسی با حالت تضرع بگوید: خدایا پیغمبر را شفیع من قرار بده یا بگوید خدایا بندگان صالحت و یا ملائکه­ات را شفیع من قرار بده و یا مثل اینها و چیزی بخواهد که از تحت قدرت آنها خارج باشد (در برزخ) این کار (طلب شفاعت) از اقسام شرک می­باشد. زیرا از کتاب خدا و سنت پیغمبر چیزی به ما نرسیده و ما می­بینیم که گذشتگان صالح ما هم این کار را نمی­کردند. بلکه کتاب و سنت و اجماع بر این داریم که این طلب شفاعت همان شرک اکبری است که پیامبر اسلام برای آن جهاد کرد.[9]

در اینجا بزرگان وهابیت برای حرف خود چند دلیل آورده­اند:

1. کتاب خدا بر این دلالت دارد که شفاعت شرک اکبر است.

2. سنت (احادیث) بر این مطلب صحه می­گذارند که شفاعت شرک اکبر است.

3. سلف و گذشتگان صالح هیچ وقت طلب شفاعت نمی­کردند.

4. اجماع بر این داریم که طلب شفاعت شرک اکبر است.

نقد دیدگاه وهابیت

1- اینکه گفته­اند کتاب خدا دلالت بر این می­کند که شفاعت شرک اکبر است، باید گفت اتفاقا کلام خدا بر خلاف این مطلب است در ابتدای مقاله اشاره شد که ما دو نوع آیات داریم که برخی از آنها تصریح در شفاعت دارند و برخی دیگر شفاعت را از گروه خاصی نفی­ می­کنند که این دو مطلب اصلا با هم تنافی و تناقض ندارد. از دیگر آیاتی که می­توان برای جواز شفاعت مثال زد:

من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه[10]

ما من شفیع الا من بعد اذنه[11]

لا یشفعون الا لمن ارتضی[12]

2- سنت پیغمبر هم بر این مطلب دلالت می­کند که شفاعت برای گنهکاران ثابت است. به عناون نمونه نبی مکرم اسلام فرمودند:

شفاعتی لاهل الکبائر من امتی.[13]

شفاعت من به گنهکاران امتم می­رسد.

وهابیون در مقابل این دلایل می­گویند: ما فقط شفاعت پیامبر(ص) را قبول داریم.

در جواب آنها باید گفت که ما در این زمینه روایات مختلفی داریم که قابل انکار نمی­باشند.

ما من رجل مسلم یموت فیقوم على جنازته أربعون رجلا لا یشرکون بالله شیئا الا شفعهم الله فیه[14]

هیچ مسلمانی نمی­میرد که بر جنازه­اش چهل نفر غیر مشرک حاضر شوند مگر آنکه آنها را خداوند برای او شفیع قرار می­دهد.

این روایت در کتب بسیاری از علمای اهل سنت از قبیل حاکم نیشابوری، جلال الدین سیوطی، طبرانی، نووی و دیگران آمده و قابل انکار هم نیست.

3- اما در مورد سلف و گذشتگان صالح باید گفت که ایشان نیز طلب شفاعت می­کردند. مثلا سواد قارب که از یاران پیامبر است در ضمن اشعاری از پیامبر طلب شفاعت می­کند و می­گوید:

فکن لی شفیعا یوم لا ذو شفاعه بمغن فتیلا عن سواد بن قارب [15]

ای پیامبر گرامی روز رستاخیز شفیع من باش روزی که شفاعت دیگران به حال سواد قارب مفید و سودمند نخواهد بود.

طبق فرموده آقایان اهل سنت که «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهدیتم»[16] این هم یکی از صحابه است که باید اقتدا شود و او هم طلب شفاعت کرده است پس این کار صحیح است.

4- اما اینکه گفته­اند اجماع بر این داریم که طلب شفاعت، شرک اکبر است در بالا از قاضی بیضاوی مطلبی را نقل کردیم مبنی بر اینکه ایشان آیات و روایات شفاعت را قبول دارد و با این نظریه مخالف است. پس بنا بر این اجماع هم بر این مطلب نداریم و آقایان وهابیها از خود و بنا بر ذوق خود مطالبی را ذکر کرده اند و مستنداتی هم که ارائه کرده اند همه قابل خدشه می­باشد و شفاعت در قرآن و احادیث و سیره بزرگان و مورد تأیید بوده و اجماعی هم بر رد آن نداریم.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS