دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت و شفاعت قرآن

قرآن كريم يكى از گواهان روز قيامت است. اين كتاب در دنيا شاهد و ناظر بر اعمال بندگان است، و در قيامت هم به شكل انسانى زيبا و خوش صورت تجسم و تمثل پيدا مى‌كند و به عرصات مى‌آيد و از كسانى كه در دنيا آن را محترم دانسته و تلاوت نموده و در آياتش تفكر كرده و دستوراتش را به كار بسته‌اند دفاع و حمايت مى‌كند، و به نفع آنان شهادت مى‌دهد.
شهادت و شفاعت قرآن
شهادت و شفاعت قرآن

شهادت و شفاعت قرآن

قرآن كريم يكى از گواهان روز قيامت است. اين كتاب در دنيا شاهد و ناظر بر اعمال بندگان است، و در قيامت هم به شكل انسانى زيبا و خوش صورت تجسم و تمثل پيدا مى‌كند و به عرصات مى‌آيد و از كسانى كه در دنيا آن را محترم دانسته و تلاوت نموده و در آياتش تفكر كرده و دستوراتش را به كار بسته‌اند دفاع و حمايت مى‌كند، و به نفع آنان شهادت مى‌دهد.

در آن روز، قرآن پيشاپيش مردم مؤمن حركت مى‌كند و مى‌گويد: من قرآن هستم و اينها هم بندگان مؤمن تو مىباشند كه براى تلاوت من خود را به رنج و زحمت انداخته و در شب‌هاى طولانى مرا تلاوت کرده و ‌اشك مى‌ريختند. خدايا! امروز آنان را راضى كن همان طور كه در دنيا مرا راضى کردند.

پس از آن خداوند متعال مى‌فرمايد: اى بندگان من! اين بهشت براى شما مباح است. قرآن را قرائت كنيد و به درجات آن بالا رويد. بدين ترتيب انسان آيه‌اى از قرآن را مى‌خواند و يك درجه بالا مى‌رود.

در حديثى از امام باقر(ع) نقل شده است: در روز قيامت قرآن با بهترين صورت به صف محشر مى آيد و از جلوى مؤمنين عبور مىكند.

آنها مىگويند: اين شخص از ماست. از آنجا عبور مىكند و به صف ملائكه مى‌رسد. آنها هم مى‌گويند: اين شخص، از ماست. از آنجا هم حركت مى‌كند تا اينكه به پيشگاه حضرت احديت قرار مى گيرد و مى‌گويد:پروردگارا! فلان شخص پسر فلانى مرا تلاوت كرد تا جايى كه دهان او خشك شد و شب خود را به سحر رسانيد، در حالى كه مشغول عبادت و قرائت من بود.

بعد از آن خداوند مى‌فرمايد: آنها را وارد بهشت كنيد و در منازل خودشان جاى دهيد. پس قرآن با آنان حركت مى‌كند و به مؤمنين مى‌گويد: آنچه از قرآن را مى‌دانيد بخوانيد و بالا رويد. آنها هم هر چه مى‌دانند مى‌خوانند و درجات بهشت را طى مى‌كنند، تا هر كس در جايگاه خود قرار مى‌گيرد. (کتاب تأثیر قرآن بر جسم و جان، نوشته نعمت‌الله صالحی حاجی‌آبادی)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 04 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS