دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهود قلبی حق

رمضان، ماه توحید و شناخت توحید است. آن که در حدیث شریف قدسی آمده است که الصوم لی و انا اجزی به.
شهود قلبی حق
شهود قلبی حق
نویسنده: سیدامیرحسین اصغری

رمضان، ماه توحید و شناخت توحید است. آن که در حدیث شریف قدسی آمده است که الصوم لی و انا اجزی به. این سخن به این معناست که مواجهه مستقیم روزه دار با حضرت حق جل و علی است و آنچه از ریاضت عملی و نظری در این ماه شریف نصیب او می‌شود مدخلی است برای رویت حق. برای همین هم روزه داری ـ که در حقیقت تهذیب علمی و عملی نفس آدمی است ـ طریق آینگی انسان را بر او روشن می‌سازد:

«صوموا لرویته و افطروا لرویته

رویت اما همان گونه که در کلام علی بن ابیطالب آمده است، رویت بصری نیست بلکه رویت قلبی است؛ «بل راه القلوب». معنای این رویت هم بصیرت قلبی است. چه این که محدود به حدود را توان دیدن نامحدود مطلق نیست. با این حال نمی‌توان از عظمت «شهرالله» چشم فروبست که مسیر انسان برای کمال و پیامبرگونگی شدن است. چه این که آن حضرت در تعبیر قرآن «الگوی» انسان است و آدمی باید که از درِ متابعت او درآید و در پی قدم‌های وی راه رود. در این باره هم برای تشرف به ساحت پیامبرگونگی آن حضرت دستورالعملی را در مقابل انسان قرار می‌دهد که هان: «لو لاتمریج فی قلوبکم و تکثیر فی کلامکم لرایتم ما اری و لسمعتم ما اسمع». اگر بیماری در قلب‌تان نبود و بسیار گوی [بی معنی] نبودید، هر آنچه را من می‌بینم، می‌دیدید و هر آنچه را که می‌شنوم می‌شنوید و این غریب نیست چرا که در کلام شهید الهی رمضان و شاه عارفان علی بن ابیطالب هم این معنی به نحو عملی بیان شده است:

«من نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی نبوت را استشمام می‌کردم و صدای ناله شیطان را هنگام نزول وحی بر پیامبر اکرم(ص) شنیدم و گفتم: ای رسول خدا! این صدای ناله کیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستیدنش (اطاعت مردم از خودش) مایوس گشته، تو آنچه را من می‌شنوم می‌شنوی و آنچه را من می‌بینم می‌بینی، با این تفاوت که تو پیامبر نیستی، ولی وزیر منی، و راه خیر را می‌پویی». (نهج البلاغه)

مواجهه با توحید امری است تحقیقی و نه تقلیدی. مراد از تحقیقی آن است که معرفت حق در نفس شخص شناسنده تحقق یافته باشد. به این معنا که خودش آن معناها را از حیث نظری و عملی آموخته باشد والامعرفت تقلیدی در مواجهه با توحید راهی به رهایی و کمال نمی برد. در حدیث است که

«جوعوا انفسکم و عطشوا اکبادکم و البسوا ثیاب الحزن لعلکم ترون الله فی قلوبکم».

یعنی تن تان را گرسنگی دهید و جگرهاتان را تشنگی و پیراهنی از حزن (به سبب فراق) در تن کنید تا خدای را در قلب‌هاتان ببینید.

این همان معنای پیوستگی میان معرفت نظری و عملی است که آنچه در نظر است در عمل محقق باید شدن.

نمط نهم اشارات بوعلی سینا اشاره‌ای است موجز و پرمعنی به این معنا که کمال عبادت رویت است. یعنی التزام عبادات عملی مانند روزه و مانند آن به تفکر و معرفت حق باشد: «آن کس که از متاع جهان و خوشی‌های آن روی برتافته است، «زاهد» نامیده می‌شود و آن کس که به کار عبادات از نماز و روزه و مانند اینها بپردازد، «عابد» نام دارد و آن کس که اندیشه خود را به سوی قُدس جبروت می‌گرداند و همواره چشم به راه تابش نور حق در نهانی‌ترین درون (سِرِّ) خویش است، «عارف» نامیده می‌شود.» (اشارات و التنبیهات) همو سپس به اولویت معرفت توحید برای عارف تکیه کرده و می‌گوید: «وی حقّ نخستین را می‌خواهد، نه برای چیزی جز او و هیچ چیز را بر شناخت ‌[عرفان‌] وی برتری نمی‌دهد. پرستشش تنها برای اوست، زیرا وی شایسته پرستش است و این پرستش پیوندی شریف باحقّ نخستین است.»

مقاله

نویسنده سیدامیرحسین اصغری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS