دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شيوه‌های غلبه بر فكر و خيال شديد

No image
شيوه‌های غلبه بر فكر و خيال شديد

يكي از ساده ترين و البته مهم‌ترين شيوه‌ها براي رها كردن خود از بند فكر و خيال شديد اين است كه ذهن و فكرمان را متوجه چيزهاي خوب و خوشايند كنيم و در نتيجه به ذهن خود استراحت بدهيم. بسياري از افراد در طول زندگي خود با ناهنجاري و ناملايمات زيادي مواجه مي شوند. این افراد بسته به توان و ظرفيت روح و جسم خود در بسياري از اوقات اين ضربه‌ها را رد كرده و پشت سر مي‌گذارند، اما عوارض آن ضربه‌ها گاه تا پايان عمر با آنها همراه است. يكي از عوارض بسيار مهم اين ناملايمات، ايجاد فكر و خيال شديد نسبت به همه چيز است. ناگفته نماند كه بعضي اوقات اين فكر و خيال‌ها ناشي از ويژگي هاي شخصيتي افراد است كه ممكن است از كودكي با آنها همراه باشد و اصلا نتيجه ناملايمات زندگي نباشد.شيوه‌هاي متعددي برای غلبه بر فکر وخیال شدید وجود دارد. البته رها شدن از بند فكر و خيال شديد كار دشواري است.با وجود تارهاي محكمي كه فكر و خيال‌ها به دورمان مي پيچند و ما را گرفتار مي كنند، بايد به خودمان كمك كنيم. اگر نمي خواهيم اين فكر و خيال هاي شديد و وحشتناك ما را بيش از پيش در كام خود فروببرند و روح ما را فرسوده كنند، بايد خودمان را از بند آنها رها كنيم كه البته اين كار ساده اي نيست.اگر ديديم داريم به خودمان مي گوييم من براي هيچ كاري انگيزه ندارم يا اينكه هيچ يك ازاين كارها به من كمك نمي كند، بدانيم كه خلق و خو و جريان فكر و خيال ما باعث به وجود آمدن چنين احساسي شده است. تحقيقات نشان داده كه اولين گام مهم و اساسي براي رسيدن به احساس آرامش و بهبودي،شكستن چرخه فكر و خيال شديد، بي انگيزگي و رخوت است.

به خودمان استراحت بدهيم

يكي از ساده ترين و البته مهم‌ترين شيوه‌ها براي رها كردن خود از بند فكر و خيال شديد اين است كه ذهن و فكرمان را متوجه چيزهاي خوب و خوشايند كنيم و در نتيجه به ذهن خود استراحت بدهيم.تحقيقات نشان داده حتي وقتي افراد را به مدت هشت دقيقه با فكرهاي مثبت و سازنده مشغول كرده‌اند و به اين شكل حواسشان را از عالم فكر و خيال دور ساخته اند، تاثير بسيار فوق العاده اي بر جاي مي گذارد و چرخه افكار تكراري را در هم مي شكند. از اين مهم‌تر پاره كردن بند فكر و خيال شديد از طريق معطوف كردن حواس بر چيزهاي مثبت و خوشايند است. گرچه پرت كردن حواس افراد به صورت مثبت و خوشايند موجب مي شود دستكم براي مدت كوتاهي از شر خلق و خوي منفي و فكر و خيال شديد رها شوند و تسكین بيابند، اما در مجموع به وسيله تقويت و افزايش توانايي افراد در زمينه حل مشكلاتي كه به فكر و خيالشان منجر شده زمينه مناسبي براي آرامش خاطر درازمدت فراهم مي شود.

بلند شويم و كاری انجام دهيم

تحقيقات نشان داده در اين مواقع آن دسته از عوامل پرت كردن حواس و منحرف كردن جريان ذهن كه به تمركز و فعاليت نيازمند هستند در پاره كردن ريسمان فكر و خيال شديد بيشترين نقش را دارند. در اين مواقع از جاي خود برخيزيم و قدم بزنيم اين عامل حواس پرتي نوعي فعاليت و تحرك مي باشد و ميزان افسردگي افراد را به شكل ملموسي كاهش مي دهد و با تغيير روحيه،از ميزان فكر و خيالمان كاسته مي شود.اگر بتوانيم براي چند دقيقه ذهن خود را منحرف كنيم و جلوی فكر و خيالمان را بگيريم، ذهن ما فرصت كافي خواهد داشت تا ديگر واژه‌ها يا عبارت هايي كه مي تواند فاصله ما را از فكر و خيال بيشتر كند، بررسي كند. چنانچه مشاجره با شخصي را مدام مرور كنيم، به خاطرش حسابي خودمان را درگير كنيم و بگوييم من به او اجازه نمي دهم كنترل افكارم را به دست بگيرد و پيروز بشود، روند موجود را در مسير درست هدايت كرده ايم.فاصله گرفتن از فكر و خيال هاي خشم آلود به اين معني نيست كه ما تسليم شرايط شويم يا به درخواست هاي ديگران تن بدهيم، در واقع با دور شدن از جريان فكر و خيال، ديگر نمي‌خواهيم آن افراد فكرمان را مشغول و روحيه مان را خراب كنند. پس از اينكه تا حدي از كشمكش و تضاد دروني دور شديم، مي توانيم با قواي ذهني بالاتري آن مساله را از نو ارزيابي و براي حلش راه حل خوبي پيدا كنيم.يكي ديگر از راه‌هاي متداول رها شدن از جريان فكر و خيال شديد صحبت كردن با يكي از اعضاي خانواده يا دوستي صميمي و قابل اعتماد است و اگر فردي كه با او صحبت مي كنيم ما را درك كند و بپذيرد اين فرد موجب غلبه ما بر جريان فكر و خيال شديد مي شود در چنين وضعيتي مي توانيم افكار خود را بهتر سر و سامان دهيم.

آثار زیان‌بار بدخلقی

بد خلقی دو پیامد ویرانگر دارد. الف: شرافت انسانی را از او می‌گیرد.ب: پایگاه اجتماعی او را ویران می‌سازد. انسان بر اساس حب ذات و علاقه‌ای که به خویش دارد دوست دارد در جامعه سربلند، باعزت، نامدار و پرآوازه و شریف زندگی کند و این شدنی نیست مگر در پرتو اخلاق خوب و کسب مکارم اخلاقی. از سوی دیگر هر انسانی از آن بیم دارد که روزی پایگاه اجتماعی و آبروی به‌دست آمده‌اش از دست برود. اسلام هشدار داده است که اگر برای شرافت، کرامت،عزت،آبرومندی و محبوبیت اجتماعی خویش تلاش می‌کنی مواظب باش در رابطه با همنوعان و هم‌کیشان گرفتار بدخلقی و بدرفتاری و سوءخلق نشوی که گرفتار شدن به این صفات رذیله همان و سقوط شخصیت و نابودی آن همان.همه ما که اسلام را پذیرفته ایم دوست داریم در ردیف بهشتیان قرار گیریم و از نعمت‌های مادی و معنوی بهشت بهره مند گردیم، در برابر همه ما از جهنم و عذاب الهی هراسانیم و از خدا می‌خواهیم که ما را گرفتار عذاب دردناک جهنم قرار نسازد. راه رسیدن به این آرزو یعنی وصول به بهشت و دوری از آتش را امام رضا(ع) از جدش رسول خدا(ص) این گونه بیان فرموده است: «علیکم بحسن الخلق فانّ حسن الخلق فی الجنه لامحاله و ایاکم و سوء الخلق فانّ سوءالخلق فی النار لامحاله» بر شما باد به کسب خلق زیبا(و برخورد نیک با دیگران) چه این که (نتیجه) خوش اخلاقی شما بهشت خواهد بود و دوری گزینید از بدخلقی و کژخلقی زیرا که پایان آن حتما جهنم است. از این حدیث نورانی استفاده می‌شود که بهشت و جهنم به دست ما انسان‌ها و بر اثر رفتار ما ساخته می‌شود اگر اخلاق و رفتارهای اجتماعی ما ریشه در کرامت و شرافت انسانی داشته باشد و حریم حرمت بندگان الهی را حفظ کند. چهره جامعه بهشت گونه خواهد شد که در آن هیچ‌گونه، خیانت و کدورت و دشمنی و تخاصمی وجود پیدا نمی‌کند و در نتیجه به صفات بهشتیان آراسته می‌گردد که محصول آن هم در آن عالم بهره مندی از نعمت‌های بهشتی خواهد بود. اما اگر در مسیر بی‌حرمتی، بی‌ادبی، بد رفتاری و بدخواهی نسبت به دیگران به‌ویژه مسلمانان قرار گرفت. بازتاب آن جامعه‌ای پر از کینه و حسد و کدورت و ناراستی و بد رفتاری و بی‌صداقتی خواهد بود که همه در نفی و لعن و طرد یکدیگر تلاش می‌کنند و نتیجه نهایی آن دخول در عذاب الیم و جهنم سوزان الهی خواهد بود. به همین جهت در روایات دینی ما دو چیز به عنوان خیر دنیا و آخرت شمرده شده است: حسن نیت و حسن خلق.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS