دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکست اقتدار دروغین غرب

No image
شکست اقتدار دروغین غرب

شكست اقتدار دروغين غرب

شكست اقتدار دروغين غرب

به مناسبت سالروز صدور حکم ارتداد سلمان رشدی از سوی امام(ره)‌

از آنجایی که برای جهان غرب، پذیرش طرز تفکر و عقیده های مخالف خود، خصوصاً تحمل افکاری که ریشه اسلامی و مردمی دارد، غیر قابل قبول می‌باشد؛ تمام کوشش و توان خود را برای مقابله با آنها به کار می‌گیرد و از طرق مختلف نظامی، سیاسی و فرهنگی، نیات پلید خود را عملی می‌سازد. در این راستا استکبار جهانی که از حملات مستقیم و غیرمستقیم بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران سرخورده شده بود، در صدد برآمد تا با تهاجم گسترده فرهنگی، اعتقادات اساسی انقلاب اسلامی ایران را مورد هجمه قرار دهد و در اجرای این هدف خود، مزدوری به نام سلمان رشدی را اجیر کرد تا در قالب کتاب «آیات شیطانی» مقدسات اسلام و اسوه های مسلمانان را مورد اهانت قرار دهد؛ اما حضرت امام خمینی(ره) به مثابه رهبری روشن بین، روشنگر و شجاع، فتنه جهان استکبار را با صدور حکم ارتداد نویسنده و ناشرین آن، به خود آنان بازگردانده و موجی توفنده از امت مسلمان را در مصاف با کفر پدید آورد.

در تحلیل انقلاب اسلامی ایران بخصوص پس از پیروزی و استقرار آن باید از 25 بهمن 1367 به عنوان روزی بزرگ یاد کرد. در این روز امام با صدور فتوای مهم و تاریخی خود از تمام مقدسات اسلام دفاع و به احیای حیثیت آن پرداخت. امام از موضع فقیهی بزرگ با مقلدان و مریدان چند صد میلیونی، رها از حواشی و محاسباتی که امروز در جهان جا افتاده است، به تکلیف عمل کرد. فتوای صادره مختص به سلمان رشدی ملعون نبود چه بسا تمامی افرادی که در تهیه، تنظیم این کتاب همکاری داشته اند را شامل می‌شد. ایشان حتی حکم دستگیری و محاکمة افراد را صادر نکرد، خطاب پیام عام است، یعنی شخص یا گروه یا جریان خاصی را برای اجرای حکم مامور نکردند. هرکس در هر جای کره ارض، مجاز به اقدام و انجام حکم شرعی است. یعنی امروز هم همان حکم به قوت خود باقی است. تداوم و قوت حکم را پس از ارتحال حضرت امام به استناد پیام صادره از سوی دفتر امام در 29 بهمن همان سال یعنی 4 روز پس از حکم و فتوای اول، باید پذیرفت. در پیام 29 بهمن امام برای خنثی کردن تبلیغات آگاهانه رسانه های گروهی استعماری، اطلاعیه‌ای را صادر کرد که، سلمان رشدی حتی اگر زاهد شود و توبه کند از مصادیق حکم، خارج نمی‌شود. نفوذ این پیام گویای دو نکته است:
الف- تسری و گسترش پیام امام در سراسر جهان. یعنی جهانیان با تمام مخالفتها و ممانعتهای شبکه‌های صهیونیسم و استکبار جهانی برای جلوگیری از گسترش حکم امام، بازهم متوجه شده بودند که از قافله عقب مانده اند. موج حکم امام در اندک زمان، نه تنها جهان اسلام، که تمام جهان را فرا گرفت. البته باید دقت داشت که استکبار جهانی و شبکة استعماری که پشت سر جریان سلمان رشدی وجود دارد به خوبی می‌داند که امام چقدر در دلِ مسلمانان انقلابی جهان جای دارد و این ارادت می‌تواند زمینه برچیده شدن سلمان رشدی را فراهم نماید، از این رو درصدد است که اندکی از قوت و قدرت و نفوذ حکم امام را بکاهد، تا بلکه بتواند فرصت چاره ای برای او فراهم کند.

ب- دلیل ترس مجموعة عوامل پشت پرده استکبار همین بود که بلافاصله سلمان رشدی را در شرایط بسیار امنیتی و شدیداً حفاظت شده قرار داد، او را تا مدتها مخفی کرد و از جابه جایی و حضور او در مجامع اکیداً خودداری شد، زیرا کم نیستند موحدان عالم که واقعاً معتقد به استمرار نبوت اند، معتقدند که اهانت به ابراهیم مساوی با اهانت به موسی و عیسی یا رسول الله است ممکن است حتی کسی غیر از مسلمانان، سلمان رشدی را تنبیه کند، از این رو شبکه جهانی صهیونیسم، هم به دفاع از سلمان رشدی پرداخت.

در بررسی دیگر ابعاد حکم امام می‌توان به عینه شاهد قدرت اسلام و گرایش جوامع مسلمان به انقلاب اسلامی و وحدت بی سابقه آنان بود. این حکم، ثمراتی را به دنبال داشت که روح تازه‌ای به جهان اسلام بخشید. نشان دادن قدرت اسلام و گرایش گسترده جوامع به انقلاب و وحدت بی سابقه آنان؛ صدور انقلاب اسلامی و طرح اندیشه های اصیل آن؛ نشان دادن نفوذ و موقعیت مستحکم رهبری امام در جهان، بویژه جوامع اسلامی؛ مقابله با تحریف های مذهبی غرب در راه ضعیف کردن باورهای دینی و ایمانی مسلمین؛ فرو ریختن اقتدار غرب و دموکراسی دروغین آنها؛ و آشکار کردن ماهیت سران سازش کار کشورهای اسلامی و مدافعان اسلام آمریکایی، از جمله ثمرات این فتوا بود. دشمنان انقلاب و نیز حتی خود مسلمانان که فکر می‌کردند جمهوری اسلامی، پس از جنگْ محدود شده، دریافتند که ایران، از استحکامی بی نظیر برخوردار است و با وجود تهدیدهای بسیار، باز هم مدافع اسلام خواهد بود.‌

در بررسی آثار داخلی فتوای امام نیز باید اشاره داشت که فرمان رهبر کبیر انقلاب بر ضد سلمان رشدی موجب شد اصالت انقلاب و نهایت پایبندی رهبری به آرمانها برای مردم آشکار و تبلیغات غرب خنثی گردد. تبلیغات منفی استکبار، پس از قبول قطعنامه 598 و سعی آنها در تحقیر ملت ایران، منتفی شد و این قاطعیت، موجب زنده شدن غرور مقدس ملت ایران و توجه آنها به نقش حساس و ویژه خود در مقابل مستکبران گردید. ملت ایران فهمید که توطئه های دشمنان انقلاب پایان نیافته و استمرار دارد و تنها شکل آن تغییر کرده است. ‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS