دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیخ حر عاملی

No image
شیخ حر عاملی

کلمات کلیدی :شیخ حرّ عاملی، مشغرة جبل عامل، وسائل الشیعه، اثبات الهداة، سیر تحول حدیث شیعه

نویسنده :روح‌الله حجازی‌نیا

شیخ حر عاملی

مقدمه

حدیث منبع عظیم قانون‌گذاری و فرهنگ اسلامی شیعیان است. در صدر اسلام، دانش اسلامی منحصر به متن قرآن و سخنان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) بوده و بعداً که علوم دیگر پدید آمد، همه و همه با جدیت توأم بوده؛ زیرا قرائت قرآن با سلسله سند به پیغمبر می‌پیوست؛ چنانکه تفسیر، جز منقولاتی روایی، بیش نبود. به همین جهت، چون از طبقه صحابه که دانش آنان منحصر به کتاب و سنت بود، بگذریم، عالمان دانشهای اسلامی، همه از حدیث بهره وافی داشتند و بالاخره حدیث، مایه و پایه همه علوم متداول بود.

اهمیت حدیث به قدری است که بدون آن، نه معارف بلند اسلامی به طور کامل قابل شناخت است و نه حقوق و اخلاق عالیه دینی ما، از این رو پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و دیگر معصومین (علیهم السلام) از آن تمجید فراوان به عمل آورده و با تعبیرات مختلف، مردم را ترغیب به تعلیم، تعلم، حفظ، کتابت، قرائت، روایت و درایت آن نمودند. امام صادق (علیه السلام) می‌‌فرمایند:

«اعرفوا منازل الناس منا علی قدر روایاتهم عنا»[1]

«منزلتهای مردم را نزد ما، به مقدار روایاتشان از ما بدانید.»

سیر تدوین حدیث

برخلاف دیدگاه اهل سنت که نگارش حدیث را از اواسط قرن دوم هجری آغاز کردند، پیروان اهل بیت (علیهم السلام) ، همواره درصدد نقل و تدوین حتی در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بودند و از این نظر لااقل یک قرن، شیعه در تدوین و کتابت حدیث از اهل سنت جلوتر است و به قول "ذهبی" در "میزان الاعتدال"؛ اگر تلاش این گروه (شیعه) نبود، تمام آثار نبوی از بین می‌رفت و مفسده بزرگی در دنیای اسلام پدید می‌آمد.[2] "شهید مطهری" نیز در این باره می‌گوید: «با اینکه اهتمام به استماع و ضبط و نقل احادیث، هم در میان عامه وجود داشت و هم در میان پیروان اهل البیت، یک تفاوت اساسی در قرن اول هجری میان عامه و میان پیروان اهل البیت بود و آن این که، مدت یک قرن به پیروی از دستور خلیفه دوم و نظر برخی صحابه دیگر، نوشتن و کتابت حدیث را مکروه می‌شمردند... ولی پیروان اهل البیت از همان صدر اول، همچنانکه نسبت به استماع و ضبط و نقل احادیث، اهتمام می‌ورزیدند، نسبت به کتابت آنها نیز اهتمام داشتند.»[3]

دوره اول؛ عصر نقل و ضبط حدیث

از زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ، شخص علی بن ابیطالب (علیه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ارادتمندانشان از قبیل "سلمان"، "ابوذر"، "ابورافع" و دیگران، تقید به نقل و تدوین حدیث داشتند، که "شهید مطهری" در این باره می‌گوید: «اولین و دومین کتاب حدیثی شیعه یکی کتابی است به خط علی (علیه السلام) که در نزد ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده و ائمه گاهی آن را به دیگران ارائه می‌داده‌اند و یا از آن نقل می‌کرده‌اند که در کتاب علی، چنین آمده است، دیگر کتابی است به نام «مصحف فاطمه (سلام الله علیها) ». از این دو کتاب که بگذریم، اولین کتاب حدیثی کتاب "ابورافع"، غلام آزاد شده رسول خداست که در سنن و احکام و قضایا، نوشته است.»[4]

بعد از این نیز، خاندان پیغمبر و پیروانشان در حفظ و تدوین حدیث همان راه را ادامه دادند، که تنها در زمان امام صادق (علیه السلام) بیش از چهار هزار محدث در موضوعات مختلف جزء شاگردان آن حضرت مشغول استفاده بودند و چهارصد کتاب به نام «اصول اربعمأة» تدوین کردند.[5] به هر حال اصحاب ائمه از زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) تا زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در علوم اسلامی بیش از 6600 کتاب نوشتند.[6]

دوره دوم؛ عصر نشر و گسترش حدیث

باید توجه داشت که مکتوبات حدیثی عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و ائمه (علیهم السلام) در ابواب مخصوص و مسائل محدودی بوده است؛ زیرا به دلیل حضور پیشوایان دین و امکان مراجعه به آن ذوات مقدس، جهت رفع مشکلات شرعی، انگیزه‌ قوی و نیرومندی برای تدوین جوامع حدیثی، که در بردارنده جمیع ابواب مختلف دینی از قبیل عقاید، احکام و اخلاق باشد، موجود نبود. اما با آغاز غیبت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیاز به تدوین و گردآوری مجموعه‌های بزرگ حدیثی به شدت احساس می‌شد.

قرن چهارم و پنجم برای مسلمانان، عصر طلائی حدیث می‌باشد. تلاش اهل سنت در این عصر به قدری چشمگیر بود، که می‌توان گفت: اهل سنت هر چه دارد، از این عصر دارد. در این دوران بود که کتاب‌های شش‌گانه حدیثی اهل سنت (صحاح سته) تدوین شد. اما جامعه تشیع در این زمان که امام معصوم (علیه السلام) را در پرده غیبت داشت، احتیاج شدیدی را احساس می‌کند که آنچه در متن و واقع اصل دین است، بداند و مورد اعتقاد و عمل قرار دهد، و زوائد و پیرایه‌هائی که به آن بسته شده، کنار گذاشته و دور بریزد. به همین جهت علماء شیعی، به تدوین کتابهای روایی همت گماشته، که از آن میان «کتب اربعة» از اهمیت والائی برخوردار می‌باشد.

این دوره با حرکت علمی «کلینی» آغاز شد، تا مکتب حدیث نگاری اهلبیت را پی نهد و با تلاشهای پیگیر و بی‌وقفه «صدوق» بنای مستحکم ضبط و نشر حدیث را بر آن مکتب بنیان نهاد و «شیخ طوسی» نیز این حرکت را ادامه داد تا کتب اربعة را تکمیل نمایند.

اما کتب اربعة عبارتند از:

1. «کافی»: این کتاب تالیف "ثقة الاسلام کلینی" (متوفی 328 یا 339 هـ.ق) است. شخصیتی که همه علمای رجال، وی را توثیق کرده‌اند.

2. «من لایحضره الفقیه»: این کتاب دومین جامع حدیثی معتبر شیعه است و مؤلف آن "شیخ صدوق" (متوفی 381 هـ.ق) می‌باشد.

3. 4. «تهذیب الاحکام» و «الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار»: این دو کتاب که به تهذیبین معروف‌اند، تالیف "شیخ طوسی" ‌ُ‌[شیخ الطائفه] (385 – 460 هـ.ق) می‌باشد.

دوره سوم؛ عصر احیای حدیث

پس از گذشت دوران این سه بزرگوار، تلاش علمی و تحقیقی در موضوع گردآوری، تدوین و تالیف حدیث رو به خاموشی نهاد، تا اینکه پس از گذشت پنج قرن سکوت زمستانی، در قرن یازدهم هجری، بزرگان و نوابغی از عالم تشیع به این امر مهم همت گماشته، با استفاده از زمینه مناسبی که در پرتو حکومت صفویان به وجود آمده بود، تلاش فراگیری را در این باره پی‌گرفتند.

قرن یازدهم را می‌توان عصر احیای دوباره حدیث نامید که پیشگامان این تحول عظیم و پیام‌آوران این بهار با صفا، بزرگانی چون "علامه مجلسی"، "علامه بحرانی" و "شیخ عاملی" بودند. "علامه مجلسی" با تدوین و نگارش مجموعه عظیم «بحارالانوار» خدمت بزرگی به اسلام کرد. «بحارالانوار» به منزله دائرة المعارف حدیث است که در آن بسیاری از مسائل دینی مورد بحث قرار گرفته است. "علامه سیدهاشم بحرانی" نیز عمر شریفش را وقف جمع‌آوری، تصحیح و تدوین احادیث نمود.

شیخ حر عاملی و تحول در حدیث

نگاهی به زندگانی شیخ حر عاملی:

"شیخ محمدبن حسن بن علی بن حسین عاملی مشغری" (معروف به "شیخ حر عاملی") در جمعه هشت رجب 1033 ق در روستای «مشغره» از توابع "جبع" چشم به جهان گشود. "جبع" یکی از مراکز مهم "جبل عامل" در جنوب "لبنان" است. خاندان "شیخ حر عاملی" با 34 پشت به "حر بن یزید ریاحی" می‌رسد. پدر وی "شیخ حسن بن علی عاملی" است که مردی دانشمند بود. وی از "علامه مجلسی" روایت نقل می‌کند و "مجلسی" هم از او روایت می‌کند. "شیخ" در فقه مسلک اخباریان را داشت ولی اخباری معتدل بود.

از اساتید وی "علامه مجلسی"، "فیض کاشانی" و "علامه سید هاشم بحرانی" صاحب تفسیر البرهان است. از "شیخ" آثار زیادی برجای مانده است که می‌توان؛

- الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه،

- الصحیفه الثانیه السجادیه،

- الایقاظ من الهجعه،

-برهان علی الرجعه،

- الفصول المهمه فی اصول الائمه،

- دیوان الشعر،

- بدایة الشعر،

-بدایة الهدایه فی الواجبات والمهمات المنصوصه،

-اهل الآمل و... را نام برد.[7]

محل تدریس "شیخ" در مشهد مقدس و صحن ثامن الائمه، یکی از باشکوه‌ترین کلاسهای درس در عصر خویش بود. وی شاگردان زیادی به عالم اسلام تقدیم کرد. سرانجام، این فرزانه روزگار در 21 ماه رمضان 1104 (در سن 71 سالگی) چشم از جهان فرو بست و بدن او را در کنار بارگاه ملکوتی امام رضا (علیه السلام) و در ایوان شمالی صحن عتیق، جنب "مدرسه میرزا جعفر" به خاک سپردند.[8]

روشهای علمی و تحقیقی شیخ حر عاملی

"شیخ حر عاملی" در تدوین کتابهای روائی و حدیث از روشهای برجسته و علمی خاصی استفاده می‌کرد که اشاره اجمالی به آنها ضروری می‌نماید:

1. دسته‌بندی و تبویب احادیث همراه با تدوین آن در موضوعات مختلف؛ فقه – اصول فقه- عقاید قرآن – رجال- اخلاق- طب.

2. استفاده از نسخه‌های متعدد و عبارات متفاوت احادیث؛ "شیخ" برای این کار به منابع فراوان در هر باب، رجوع می‌کرد.

3. جمع‌آوری احادیثی که در وادی پراکندگی پنهان مانده است و اگر کسی بخواهد بر آنها مطلع شود محتاج به صرف وقت زیادی است، به عنوان نمونه "شیخ" کتاب «اثبات الهداة» را در اثبات نبوت و امامت و بیان معجزات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و ائمه (علیهم السلام) به نگارش درآورد.

4. جمع‌آوری احادیثی که از قول خداوند متعال می‌‌باشد را به صورت کتابی مستقل درآورد و نام آن را «جواهر السنیه» می‌گذارد."شیخ" در قسمتی از مقدمه آن می‌نویسد: «البته اینها در میان علماء به احادیث قدسی معروف هستند، هر چند من پیشتر ندیده بودم که آنها را در یک کتاب جمع و نشر کرده باشند از همین رو علاقه‌مند شدم به اینکه، نخستین کسی باشم که آنها را در یک کتاب جمع کرده است.»[9]

5. تحقیق پیرامون احادیث مشکل و پیچیده و آسان کردن فهم آنها.

6. اثبات موضوعات مختلف دینی و بررسی و نقد شبهات آنان با استفاده از احادیث در کتابهائی چون؛ «الاثنی عشریه فی الرد علی الصوفیه» – «کشف التعمیه فی حکم التسمیه» – کتابی در رد نظرات اهل سنت – کتابی در اثبات متواتر بودن قرآن و....

اما خود "شیخ" به بررسی مشکلات جوامع حدیثی شیعه می‌پردازد که در مقدمه «وسائل الشیعه» به آن اشاره کرده و می‌گوید: «کسی که کتب حدیثی را مطالعه کند، درمی‌یابد که احادیث نقل شده در آن جوامع حدیثی، چنین اشکالاتی دارد؛ طولانی بودن کتاب‌ها – تشتت اخبار و روایات- صعوبت تحصیل – اختلاف در روایات - زیادی در تکرار حدیث- کم بودن احادیث در باب مسائل شرعیه و...»[10]

وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه:

اما کتابی که "شیخ حر" را با آن و آن را با "شیخ حر" می‌شناسیم، کتاب گران‌سنگ «وسائل الشیعه» است. این اثر یکی از کتابهای مرجع در زمینه احادیث اهل بیت (علیهم السلام) است که از اعتبار و اعتماد خاصی در میان کتابهای حدیثی برخوردار است.

در این کتاب، نویسنده روش خاص خود را بکار برده و احادیث فقهی را، که فقهاء در استنباط احکام شرعی بدان نیازمندند و بر آنها تکیه می‌زنند، جمع‌آوری کرده است. او این کتاب را با احادیثی در مقدمه عبادات افتتاح کرده و سپس بر طبق کتب فقهی، آن را از بحث طهارت تا مبحث دیات، تقسیم‌بندی نموده است. "شیخ حر" در تالیف این کتاب، هجده سال به طور مداوم کار کرد. که مشتمل بر 35850 حدیث می‌باشد و با مراجعه به کتب اربعه و بیش از 180 کتاب حدیث دیگر که قسمتی از آنها جزء کتب قدماء و «اصول اربعماة» بود، به سبک خاصی درآورده است.[11]

"شیخ حر"، بیشتر این کار بزرگ را در زادگاهش «مشغر» به رشته تحریر درآورد و در سال 1082 ق در «مشهد مقدس» آن را به اتمام رساند و سپس فهرست آن را نوشت. نکته قابل توجه آنکه "شیخ حر" سه بار این کتاب را از نظر گذراند. و خودش نخستین کسی است که بر آن تعلیقه نوشت و نام آن را «تحریر وسائل الشیعه و تحجر مسائل الشریعه» گذاشت.[12]

این کتاب ابتداء در سه مجلد سنگی بود و سپس در بیست مجلد در آمده است که مرجع استفاده همه علمای بعد از خودش است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS