دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیوه های تقسیم

No image
شیوه های تقسیم

كلمات كليدي : تقسيم، تقسيم ثنايي، تقسيم تفصيلي، تقسيم عقلي، تقسيم استقرائي

نویسنده : مهدي افضلي

نقش تقسیم در زندگی روز مره بسیار پر اهمیت است،[1]تقسیم اگر با شرایط و قواعد مورد نظر صورت گیرد بسیاری از گره‌ها را می‌گشاید و از بروز مشکلات جلوگیری می‌کند. یکی از مهم‌ترین شرایط آن این است که تمام اقسام در مقسم گنجانده شود، اصطلاحا تقسیم مورد نظر جامع افراد و مانع اغیار باشد.[2]منطق‌دانان برای احراز این شرط عمده، ‌شیوه‌های گوناگونی را برای تقسیم بیان کرده‌اند:

الف) تقسیم ثنایی

در این شیوه، شیء مورد نظر به صورت دوران بین نفی و اثبات تا جایی تقسیم می‌شود که دیگر قابل قسمت نباشد. تقسیم هم ‌میتواند در ناحیه اثبات ادامه پیدا کند و هم در ناحیه‌ نفی و به جایی برسد که دیگر تقسیم قطع شود. روشن است که میان نفی و اثبات چیزی واسطه نیست، یک چیز یا هست یا نیست، نمی‌توان گفت هم هست و هم نیست، و چون میان دو چیز دوران دارد آنرا تقسیم ثنایی یعنی دو تایی می‌نامند. به همین دلیل تقسیم مورد نظر ناگزیر جامع افراد و مانع اغیار است. از باب نمونه وقتی جوهر را به عنوان جنس الاجناس بخواهیم تقسیم ثنائی کنیم، چیزی پدید می‌آید که در نمودارفوق نشان داده شده است.

روشن است که این تقسیم می‌تواند ادامه پیدا کند، لیکن هرکس به هر میزان که نیاز داشته باشد آنرا ادامه خواهد داد.

ب) تقسیم تفصیلی

در این روش برخلاف روش گذشته که تمام اقسام را در طی تقسیم‌های مختلفی‌ که میان نفی و اثبات جریان دارد، به دست می‌آوردند، سعی می‌شود از همان آغاز تمام اقسام مورد نظر بیان شود. چنان‌که وقتی انسان را به مرد و زن تقسیم ‌می‌کنند، روشن است که تمام افراد انسان در زن و مرد داخل‌اند و چیزی بیرون از آن قرار ندارد. در درون تقسیم تفصیلی نیز شیوه‌های عقلی و استقرایی قابل تحقق است.

1. تقسیم تفصیلی عقلی

در این شیوه تقسیم به گونه‌ای است که عقلا قسم دیگری برای آن فرض نمی‌شود. تقسیم در صورتی عقلی است که بر پایه تقسیم ثنایی یا همان نفی و اثبات استوار شده باشد. روند تقسیم تا جایی جریان خواهد یافت که تمام اقسام استیفا شود و چیزی از دایره بیرون نماند. مانند تقسیم مواد ثلاث، زیرا محمول برای موضوع یا واجب است یا غیر واجب، و محمول غیر واجب، یا برای موضوع ممتنع است یا ممتنع نیست، اولی واجب، دومی ممتنع و سومی ممکن است.

2. تقسیم استقرائی

در تقسیم استقرائی تقسیم به گونه‌ای است که به لحاظ عقلی وجود اقسام دیگر منتفی نیست، لیکن تنها اقسامی ذکر می‌شوند که در پی‌ جستجو به دست آمده‌اند. از باب نمونه ادیان آسمانی را به سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام تقسیم می‌کنند، عقلا قسم دیگر منتفی نیست، ولی با استقراء تا کنون این سه دین، الاهی بودن‌شان ثابت شده است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS