دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صحابه

No image
صحابه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : صحابه، عدالت صحابه، عملكرد صحابه، صحابه نزد اهل سنت، صحابه نزد فرق اسلامي

بحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می­نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته­است. به همین جهت صحابه در طریق ارسال پیام دین واقع می­شوند. شیعه با توجه به تبعیت از مکتب اهل­بیت(ع) به هر صحابی و گفته­هایش از رسول­الله(ص)اعتماد نمی­­کند. اما در یک دیدگاه افراطی به دلیل نقص در مبانی اعتقادی، عده­ای قائل به عدالت تمام صحابه شده­اند. قبل از بیان این احکام باید به موضوع بحث یعنی صحابی پرداخت که در این مقاله به آن می­پردازیم.

معنی لغوی

اصحاب و صحابی از مشتقات صحب، یصحب می­باشند و مصدر آن صحبة است. صحابه به معنی اصحاب است[1] و به لحاظ استعمال در موارد گوناگون چون یار و یاور و همنشین و رفیق و پیرو و مطیع بکار می­رود. قیدی که در معنی لغوی این کلمه است، کثرت همنشینی است و به همین دلیل صرف دیدار و همنشینی به مصاحبت منجر نمی­شود. اسلام و ایمان و هم­کیش و یا هم­شأن بودن و ...در معنی لغوی وجود ندارد به همین دلیل کافر و مسلمان در معنی لغوی می­توانند با هم مصاحبت داشته باشند.

مشتقات صحب در قرآن

مشتقات کلمه صحب در قرآن­کریم بکار رفته چون اصحاب، اصحابهم، صاحبته، صاحبکم، صاحبة، صاحبه، صاحبی، صاحبهما، صاحبهم و.....که در همان معنی لغوی بکار رفته که مراد از آن گاهی پیامبر(ص) و گاهی در مورد پدر و فرزندش می­باشد که در اعتقاد با هم اختلاف دارند و همچنین گاهی مراد قوم کافر و یا دو کافر است و یا بر اهل بهشت یا جهنم و گاهی مراد همنشین پیامبر(ص) است.[2] از این استعمالات قرآنی واضح می­شود که لفظ اصحاب و مشتقات آن به خودی خود دارای معنی ارزشی و معنوی نبوده بلکه از طرفین مصاحبت باید پی به ارزش دار بودن چنین همراهی و ارتباطی پی­برد.

معنی اصطلاحی

از مهمترین مبانی در عدالت صحابه تعریف اصطلاحی این واژه است؛ زیرا این تعریف موضوع برای حکم به عدالت نزد اهل­سنت است. اینک به تعاریف مختلفی که از سوی عالمان اهل­سنت برای صحابه شده اشاره می­کنیم.

نظر مشهور

به دلیل وابستگی کامل علم حدیث به اسناد و طرق رسیدن به روایات، علماء علم حدیث بیشتر به بحث درمورد صحابی و تعریف و شرائط آن پرداخته­اند از جمله می­توان به افرادی چون ابن­حجر عسقلانی اشاره کرد. ابن­حجر عسقلانی در این باره می­گوید: صحیحترین تعریفی که در این باره ارائه شده این است: صحابی کسی است که پیامبر(ص) را ملاقات کرده باشد در حالی که به او ایمان داشته و بر آیین اسلام بمیرد. قید اسلام برای اینکه ما شخصی را صحابی بدانیم لازم است و به همین دلیل کسی که مسلمان نباشد ولی با پیامبر(ص) مصاحبت داشته باشد به او صحابی اطلاق نمی­شود. این قید فارق بین معنی لغوی و اصطلاحی است؛ زیرا در معنی لغوی قید اسلام وجود ندارد.[3]

با توجه به این تعریف باید بگوییم هر کسی از مسلمانان که به دیدن پیامبر(ص) موفق شده در نظر ابن حجر از صحابه است؛ چرا که فقط این گذاره در این تعریف مورد درک دیگران است و بقیه قیود این تعریف خارج از درک دیگران است. به همین دلیل نظر مشهور اهل­سنت در تعریف صحابی فقط مسلمانی است که پیامبر(ص) را دیده باشد.[4] ابن­حجر در ادامه براساس تعریفی که ارائه داده، می­گوید: به این ترتیب صحابی بر هر کسی که پیامبر را ملاقات کند چه مجالستش طولانی باشد چه نباشد، چه از آن حضرت روایت نقل کند چه نقل نکند، چه با پیامبر(ص) به جنگ رفته باشد چه نباشد، چه اینکه فقط پیامبر(ص) را دیده باشد بدون اینکه با آن حضرت مجالست داشته باشد و یا حتی به خاطر عارضی مانند نابینائی آن حضرت را ندیده باشد، اطلاق می­شود.[5] این تعریف که به گستردگی موضوع یعنی عموم صحابه می­انجامد، مورد تأیید بخاری و احمد بن حنبل و تابعین آنها بوده است و به همین جهت از پایگاه قابل توجهی در اهل­سنت برخوردار شده­است بطوریکه ما می­توانیم این نظر را به اهل­سنت استناد دهیم.

گستردگی تعریف مشهور

تعریف مشهور با این گستردگی شامل اطفال (چه اطفالی که خوب و بد را تشخیص بدهند چه تشخیص ندهند) می­شود و بر طبق تعریف مشهور، باید عموم اطفال را نیز جزء صحابه دانست! با اینکه ادراک و بلوغ عقلی برای کودکان متصور نیست. پس با این تعریف بسیاری از صحابه بنابر نظر مشهور اهل­سنت باید کودکانی باشند که به حد ادراک نرسیده­اند؛ درحالی که حکم بدیهی عقل با آن ناسازگار است. ابن­حجر در دفاع از نظر مشهور به دفع این اشکال پرداخته و گفته همه کودکانی که به سن بلوغ نرسیده ولی ادراک آنها در حد درک دیدار می­باشد داخل در تعریف بوده و جزء صحابه می­شوند!! و کودکانی که به این حد نرسیده­اند، از حهت روایت نمودن جزء صحابه نمی­باشند بلکه تابعی هستند اما از این جهت که پیامبر(ص) ایشان را دیده صحابی هستند!![6] مسأله دیگری که در گستره افراد صحابه می­تواند تأثیر گذار باشد این است که آیا کسی که پیامبر(ص) را بعد از رحلت آن حضرت دیده باشد، جزء صحابه می­باشد یا خیر؟ در این رابطه اهل­سنت دو نظر متفاوت بیان کرده­اند که با قبول آن تعداد اصحاب افزایش می­یابد. البته گستردگی تعریف مشهور محدود به این نمی­شود بلکه جن و انس را نیز داخل این تعریف نموده و آنان را نیز جزء صحابه می­شمرند که با مخالفت ابن اثیر با صحابی شمرده شدن جن روبرو شده. اما ابن حزم اندلسی و ابن حجر تعریف را شامل جن نیز می­دانند!

در مورد ملائکه نزد اهل­سنت اختلاف است که آیا می­توان آنها را جزء صحابه شمرد یا خیر؟ منشأاین اختلاف این است که بین اهل­سنت اختلاف است که آیا پیامبر(ص) نسبت به ملائکه رسول محسوب می­شود یا خیر؟ عده­ای مانند فخر رازی در اسرار التنزیل معتقدند که پیامبر(ص) رسول خدا برای ملائکه نیست در نتیجه نمی­توانند صحابه پیامبر(ص) باشند. اما برخی دیگر چون تقی­الدین سبکی رسالت پیامبر(ص) را شامل ملائکه می­داند و در نتیجه ملائکه نیز داخل در تعریف صحابه می­شوند.[7] نکته دیگر در تعریف مشهور این است که عمومیت این تعریف شامل منافقین نیز می­شود و شاهدش این است که پیامبر(ص) بر عبدالله بن­ابی که از منافقین مشهور بوده اطلاق صحابی نموده. اما مصادیق و افرادی که می­توان آنها را صحابی دانست تمام مردم مکه و مدینه و حجاز و ...است که لااقل پیامبر(ص) را دیده­اند اما تعداد این افراد بنابر نظر ابوزرعه الرازی بیش از صدهزار می­باشند که پیامبر(ص) را دیده و از آن حضرت سخنی شنیده­اند.[8]

نظرات غیر مشهور

نظرات دیگری برای اهل­سنت درباره عدالت صحابه وجود دارد که نظرات غیرمشهور محسوب می­شوند. از جمله می­توان به نظرات ابوالحسین از علماء علم اصول نام برد که وی گفته: صحابی کسی است که همنشینی­اش با پیامبر(ص) به دلیل تبعیت و دریافت معارف از آن حضرت طولانی شده باشد.

واضح است که این تعریف نسبت به تعریف مشهور اهل­سنت شامل عموم مردمی که پیامبر(ص) را دیده باشند نمی­شود و به همین دلیل ابن حجر نظر این عالم سنی را شاذ و غیر علمی می­داند. در ادامه ابن حجر به قول برخی از عالمان اهل­سنت اشاره می­کند که ایشان صحابه را به افرادی اطلاق می­کنند که یکی از این چهار شرط در آنها وجود داشته باشد:[9]

1. همنشینی­اش با پیامبر(ص) طولانی باشد.

2. روایتی از پیامبر(ص) را حفظ نموده باشد.

3. همراهی او با پیامبر(ص) در جنگ ذکر شده باشد.

4. در برابر آن حضرت به شهادت رسیده باشد.

این قول نیز توسط ابن حجر شاذ معرفی می­شود. همچنین عده­ای از عالمان اهل­سنت شرط بلوغ و یا همنشینی حتی به مدت کم را شرط نموده­اند که توسط ابن حجر رد می­شود. برخی فرق نیز قائل به کفر همه اصحاب شده­اند که قولی است که شیعه و اهل­سنت آن را باطل می­دانند. اما قول دیگری در اهل­سنت همانند شیعه این است که جمیع صحابه عادل نبودند؛ مانند تفتازانی، مارزی، ابن العماد الحنبلی و شوکانی و محمد عبده و برخی شاگردانش.[10] به همین دلیل ابن­حاجب گفته­است که اکثر قائل به عدالت صحابه هستند.[11] ابن عماد حنبلی نیز بعد از ذکر شواهدی از وجود صحابه فاسق، می­گوید: اجماع علماء (اهل­سنت) بر اینکه تمام صحابه عادل هستند، با اینکه صحابه فاسق وجود دارند، لطمه نمی­بیند؛ زیرا مراد ایشان غالب صحابه است و نادری از صحابه که فاسق هستند به حساب نمی­آیند.[12]

ابن فورک و کیا طبری و ابوالحسین از علماء اصول فقه تعریفی ارائه داده­اند که صحابی فقط شامل افرادی می­شود که با پیامبر(ص) مصاحبت طولانی و از سر اطاعت داشته باشند؛ بطوریکه از حزب و خدمه آن حضرت شوند.[13]سعید بن مسیب از بزرگان تابعین گفته: صحابی به کسانی گفته می­شود که یک سال یا دو سال با آن حضرت باشد و یا اینکه در یک جنگ و یا دو جنگ با آن حضرت شرکت کرده باشد.[14]واقدی از اهل علم نقل می­کند که صحابی کسی است که پیامبر(ص) را دیده باشد و به سن بلوغ رسیده باشد و اسلام آورد و امر دین را درک کند و به آن راضی شود، این شخص نزد ما از صحابه است و لو یک ساعت از روز چنین اتفاقی رخ دهد.[15] این تعریف با چنین گستردگی که دارد باز برخلاف قول مشهور است؛ زیرا شامل برخی از صحابه در نظر مشهور نمی­شود.

تا کنون به قول مشهور و غیر مشهور اهل­سنت در باره با صحابه آشنا شدیم. ادله عدالت تمام صحابه نزد اهل­سنت و نقد آن و دیگر مسائل مربوطه در این باره را در مقالات دیگر پیگیری می­کنیم.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS