دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صله رحم

بهترین چیزی که متوسّلان (به خدا) بدان چنگ زده‌اند، ایمان به خدا و صله‌رحم است. (بحارالانوار، ج69، ص386)
No image
صله رحم

صله رحم

قال الباقر (ع): «افْضَلُ ما تَوَسُّلَ بِهِ الْمُتَوَسّلُونَ الْایمانُ بِاللَّهِ وَ صِلَةُ الرُّحِمِ»

صله‌رحم یکی از اصول اخلاقی فردی و اجتماعی است؛ که باعث رونق زندگی و موجب طراوت معنوی انسان می‌گردد و از حسناتی است که در دل خویش بسیاری از زیبایی‌های اخلاقی را جای داده است. این صفت زیبا سراپای آدمی را سرشار از خوبی‌ها می‌کند و فرد را به بالاترین قله‌ها‌ی انسانیت سوق می‌دهد. منشأ بسیاری از محسنات اخلاق در صله‌رحم نهفته است و در همین عمل اجتماعی بسیاری از خلق‌وخوی‌های فردی به تعالی می‌رسد، پس اولین منفعت این صفت برای خود فرد بوده و در ادامه بُعد اجتماعی می‌یابد. در همین رابطه امام باقر(ع) می‌فرماید:

«صِلَةُ الْارْحامِ تُحَسّنُ الْخُلْقَ وَ تُسَمّحُ الْکَفَّ وَ تُطَیّبُ النَّفْسَ ...»[1]

پیوند با خویشاوندان، اخلاق را نیکو، دست را بخشنده و جان را با صفا مى‌کند.

این گوشه‌ای از دلایل عظمت صله‌رحم و جای گرفتن آن در کنار ایمان به خداوند متعال است. این عمل یکی از مسائل بسیار مهم و از عبادات پرقیمت است؛ زیرا لازم است انسان قسمتى از اوقات خود را وقف دیدن پدر و مادر و برادر و خواهر و اقوام دور و نزدیک کند و گاه‌گاهى از آنان دلجویى نموده و مشکلات ایشان را حل نماید.[2] خداوند متعال در این مورد می‌فرماید:

«وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ»[3]

خدایى را که به‌نام او از یکدیگر درخواست مى‌کنید، بپرهیزید و درباره ارحام کوتاهى ننمایید.

ترغیب فوق‌العاده اسلام به صله‌رحم فقط براى دیدن آنان نیست؛ البته همین امر نیز بسیار مورد تأکید قرار گرفته و دارای ارج و قرب است؛ اما بیشترین علت این توصیه براى رفع حوائج و حل سختی‌ها و درمان دردهاى خویشان است. حتى نباید از آنهایی که با انسان قطع رحم کرده‌اند، فاصله گرفت. عبداللّه‌بن سنان مى‌گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: پسر عمویى دارم که هرچه با او رابطه برقرار مى‌سازم، او قطع رابطه می‌کند، اجازه می‌دهى، من هم با او قطع رابطه کنم؟» (امام اجازه نداد) و فرمود: «اگر تو به رابطه‌ات ادامه دهى، خداوند پیوندتان را برقرار می‌کند، ولى اگر تو هم قطع رابطه کنى، خداوند پیوندتان را قطع خواهد کرد.[4]

در عیادت رفتن تو فایده است فایده آن باز با تو عایده است‌

پس صله یاران ره لازم شـمار هرکه باشد گر پیاده گر سوار

ور عدو باشد همین احسان نکوست که به احسان بس عدو گشتست دوست‌

این عیادت از براى این صِله است وین صِله از صـد محـبّت حـامله است‌[5]

مرز صله رحم

سنت الهی صله‌رحم، وظیفه‌ای اخلاقی است که نه تنها با خویشاوندان مؤمن، بلکه حتی با آنان که اهل گناهند نیز واجب است. چه بسا به برکت رفت وآمد‌های بستگان صالح، دیگران نیز راه صلاح پیش گیرند و تأثیر بپذیرند. گاهی ترک بازدیدهای خانوادگی سبب می‌شود که بستگان ناصالح، بر کجی‌هایشان افزوده شود، در حالی‌که حفظ رابطه خویشاوندی، ابزار خوبی برای بازداشتن آنها از انحراف بیشتر خواهد بود. یکى از شیعیان از امام صادق(علیه السلام) مى‌پرسد: برخى خویشاوندانم‌ خط و تفکر دیگرى دارند، غیر از فکر و مرامى که من دارم. آیا آنان بر من حقى دارند؟ حضرت فرمود: آرى، حق قرابت و خویشاوندى را چیزى قطع نمى‌کند. اگر با تو همفکر و هم عقیده باشند، دو حق بر تو دارند: یکى حق خویشاوندى، دوم حق اسلام و مسلمانى.[6]

صله ‌رحم و طول عمر

مقابل این صفت پسندیده، قطع رحم است که به گفته تمام علما، از گناهان کبیره است. علاوه‌بر آثار اخروی، چیزی که بر کسی پوشیده نیست، آثار دنیوی قطع رحم است که در کوتاهی عمر و تهیدستی آشکار می‌گردد. حضرت صادق به میّسر فرمودند: من یقین دارم اهل صله‌‌رحم‌ هستى. میّسر گفت: آرى جانم به فدایت، من در جوانى در بازار کار مى‌کردم و مزدم دو درهم بود، یک درهمش را به عمویم و درهم دیگرش را به دایی‌ام می‌پرداختم. حضرت فرمود: به خدا سوگند، دوبار مرگت فرارسید، هرکدام را کمک به عمو و داییات به تأخیر انداخت.[7]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS