دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ضرورت رعایت اولویت ها در امر به معروف و نهی ازمنکر

احتمال دارد دولت اسلامی از دسیسه‌های دشمنان باخبر باشد و توان مقابله با آنان را نیز داشته باشد، ولی در این زمینه اقدامی صورت ندهد.
ضرورت رعایت اولویت ها در امر به معروف و نهی ازمنکر
ضرورت رعایت اولویت ها در امر به معروف و نهی ازمنکر
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

احتمال دارد دولت اسلامی از دسیسه‌های دشمنان باخبر باشد و توان مقابله با آنان را نیز داشته باشد، ولی در این زمینه اقدامی صورت ندهد. در این شرایط واجب است خود مردم برای دفع خطر اقدام کنند و برای مقابله با چنین توطئه‌هایی طرح بریزند و برای اجرای آن تصمیم بگیرند. اگر این اقدام مردم موقتا ضرر اقتصادی برای جامعه دربر داشته باشد، بعدها این ضرر جبران خواهد شد. به هر حال، این امری واجب است که متاسفانه نمونه‌ها و جوانب آن به درستی بررسی و تدقیق نشده است. بنابراین هرگاه خطری از سوی دشمنان خارجی یا داخلی در یکی از زمینه‌های حیات اجتماعی، جامعه اسلامی را تهدید کند، بر مردم مسلمان واجب است که با استفاده از علم عالمان، متخصصان و صاحبان تجربه، تصمیم قطعی برای مقابله با آن خطر را اتخاذ کنند، و نقشه‌های دشمنان را خنثی سازند.

ضرورت رعایت اولویت‌ها در اجرای امر به معروف و نهی از منکر

یکی از آفاتی که ممکن است هر یک از ما در اجرای امر به معروف و نهی از منکر دچار آن شویم، این است که شیطان از غفلت ما استفاده کرده، مسائلی را که چندان اهمیتی ندارد، برای ما بزرگ جلوه می‌دهد و توجه ما را به آنها جلب می‌کند تا از مسائل مهم تر غفلت کنیم. این نکته، مهم است که هر کس در زندگی خود ممکن است بارها مشاهده کرده باشد. اشخاص متدینی بوده‌اند که هم برخوردار از علم و تقوا بوده‌اند، اما در این گونه مباحث، بر مسائلی تاکید می‌کردند که اهمیت چندانی نداشت و از دیگر سو، اشتغال به آن مباحث، آنان را از پرداختن و توجه به مسائل اصلی باز می‌داشت.

این نکته، پیش از انقلاب، بسیار شایع بود؛ مثلایکی از روحانیان وارسته و عالی مقام، در آن زمان در منبر خود صحبت از مسائلی می‌کرد که اهمیت چندانی در آن زمان نداشت و طرح برخی مسائل از ایشان در آن مقطع تعجب انگیز بود. مهم ترین مسئله ای که آن شخص، به آن اهمیت می‌داد، مسئله ریش تراشی بود. او مصمم به امر به معروف و نهی از منکر بود، اما گویا در عالم هیچ حرامی جز ریش تراشی وجود ندارد. هر کس پیش او می‌آمد، به سبب تراشیدن ریش او را مذمت می‌کرد و گاهی با خواندن روایت یا بیان تشبیهات زننده ای، طرف مقابل را به کلی از خود می‌راند. بر فرض که تراشیدن ریش، حرام قطعی هم باشد، اما آیا در مقام امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت این معصیت از دیگر معاصی در آن زمان بالاتر بوده است؟!

تردیدی نیست که باید در امر به معروف و نهی از منکر، هر حرامی را به اندازه اهمیتش در نظر گرفت و این گونه نباشد که از بسیاری گناهان کبیره که در جامعه اتفاق می‌افتد، غفلت شود و تنها به معصیتی توجه شود که اهمیت آن کمتر از آنهاست. برای نمونه، روا نیست که با وجود آن همه انحرافات فکری و عقیدتی در جامعه، کسی آنها را نادیده انگارد و تمام هم خود را صرف مسئله کوچکی کند که در مقابل آن مفاسد و انحرافات، هیچ شمرده می‌شود. متاسفانه نه تنها در گذشته برخی بزرگان ما به این نکته توجه نداشتند، هم اکنون نیز برخی دلسوزان اسلام، که حتی از معلوماتی در سطح عالی برخوردارند و در مراتب بالای تقوا هستند، وقتی درصدد امر به معروف و نهی از منکر برمی آیند، مسائل مهم را به حال خود وا می‌گذارند و به سراغ مسائلی می‌روند که اهمیت آنها بسیار کمتر است؛ برای نمونه، مطرح کردن مفاسد در جامعه با عالی ترین سطوح مسئولیت کشوری و درخواست اصلاح جامعه، تذکر به نمایش عکس‌های زنان سربرهنه در تلویزیون به منظور جلوگیری از ادامه پخش آنها، تا زمینه گناهان کبیره در جامعه از بین رود، و مصادیقی از این دست، می‌تواند نمونه‌هایی از مسئولیت سنگین در جلوگیری از ارتکاب معاصی در جامعه باشد. اما باز هم بالاتر از این، آنجاست که از بالاترین مسئولان اجرایی کشور خواسته شود که جلوی گسترش روزافزون انحرافات عقیدتی و شبهاتی که سبب کفر جوانان کشور می‌شود، گرفته شود. کار، در مقاطعی از عمر نظام اسلامی، به آنجا کشید که برخی به ضروری ترین مسائل دین، شبهه وارد کردند و در روزنامه ها، مجلات و رسانه‌های گروهی دیگر، ضروریات اسلام را به استهزا گرفتند. اهمیت این انحراف، از نمایش یک عکس زن سربرهنه در تلویزیون بسیار بیشتر است.

بنابراین کسانی هستند که واقعا صاحب فضل‌اند، از مسائل فقهی به خوبی آگاه اند؛ و قصد خدعه، فریب دادن، تقدس مآبی و ظاهرسازی ندارند، بلکه در حقیقت، در پی اجرای امر به معروف و نهی از منکر و آگاه کردن مسئولان به مفاسد موجود در جامعه‌اند، لیکن ذهنشان تنها مشغول مسائل کم اهمیت تر است و توجه ندارند که چه خطرهای بزرگ تری در جامعه وجود دارد. از این روی تا در تلویزیون فیلم نامناسبی به نمایش درآید، صدایشان بلند می‌شود، اما زمانی که برخی مطبوعات و رسانه‌های گروهی کشور، به نشر مطالبی می‌پردازند که زمینه انکار خدا، وحی، عصمت انبیاء و ائمه اطهار(ع) و معاد را توسط جوانان فراهم می‌سازد، سکوت می‌کنند. گویا از نظر ایشان، معصیت در همین نواختن و گوش دادن موسیقی و نمایش صحنه‌های بی حجابی خلاصه می‌شود. آفتی که ذکر گردید، بدترین چیزی است که در اجرای امر به معروف و نهی از منکر توسط بزرگان می‌توان آن را تصور کرد. اگر این مطلب را تحلیل کنیم، نباید هیچ بعید بدانیم که شیاطین جن یا انس، و یا هر دو، زمینه هایی فراهم می‌کنند که توجه بزرگان ما معطوف به یک سلسله مسائل جزئی شود تا از مسائل اصلی غفلت کنند و آنها بتوانند هدف خود را، بدون اینکه حساسیتی در جامعه به وجود آید، پیش برند.
از این آفت نباید ساده گذشت؛ چرا که آسیب شدیدی را به جامعه اسلامی وارد می‌کند. همچون یک طبیب که وقتی متوجه می‌شود بیمار او چندین مرض دارد، اول باید آن مرض اساسی را که کشنده است و ممکن است خطر زیادی بیافریند، علاج کند. اگر بیمار سردردی هم داشته باشد، می‌توان بعد از این هم معالجه کرد؛ اما نمی‌توان از مرض مهلکی گذشت که اگر به درمان آن نپردازد، بیمار را با خطر مرگ روبه رو می‌سازد. پس با وجود آن بیماری مهلک و پیش از درمان آن، نوبت به درمان مرض کم اهمیت تر نمی رسد. طبیبان مشکلات اجتماعی نیز باید برای درمان جامعه اولویت سنجی کنند؛ چون تمام مسائل جامعه را نمی توان با هم و در یک زمان اصلاح کرد. بنابراین پس از شناخت ضعف‌های موجود در یک جامعه، باید برای برطرف کردن آنها اولویت سنجی کرد.

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS